فقر دشمن تابآوری است.
فقر دشمن تابآوری است؛ زیرا تابآوری برای شکلگیری و تداوم به منابع نیاز دارد و فقر بسیاری از همین منابع را محدود میکند.
انسانی که با نگرانی دائمی درباره غذا، مسکن، درمان، اشتغال، بدهی و آینده زندگی خود مواجه است، برای مقابله با بحران از نقطهای کاملاً متفاوت با فردی حرکت میکند که از حداقلی از امنیت اقتصادی برخوردار است.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران فقر دشمن تابآوری است، اما تابآوری دشمن فقر نیز میتواند باشد.
تابآوری به معنای توانایی انسان برای سازگاری با دشواریها، تحمل فشار، بازسازی پس از بحران و حرکت دوباره به سوی زندگی مطلوب است. این توانایی فقط به ویژگیهای فردی وابسته نیست. خانواده، مدرسه، محیط اجتماعی، وضعیت اقتصادی، خدمات عمومی، شبکه حمایت اجتماعی و فرصتهای رشد، همگی در شکلگیری تابآوری نقش دارند.
به همین دلیل، وقتی از تابآوری صحبت میکنیم، نباید همه چیز را به اراده، امید و قدرت روانی فرد محدود کنیم. فرد ممکن است بسیار مقاوم، مسئولیتپذیر و امیدوار باشد، اما اگر در محیطی سرشار از فقر، ناامنی و محرومیت زندگی کند، مسیر بازسازی برای او دشوارتر خواهد بود.
در این معنا، فقر دشمن تابآوری است؛ نه به این دلیل که انسان فقیر توان تابآور شدن ندارد، بلکه به این دلیل که فقر میتواند محیط زندگی را به محیطی پرتنش، ناپایدار و کممنبع تبدیل کند.
فقر فقط کمبود پول نیست
یکی از مهمترین خطاها در فهم فقر این است که آن را فقط با درآمد پایین برابر بدانیم. فقر در واقع یک پدیده چندبعدی است. فرد ممکن است درآمد کمی داشته باشد و همزمان با کمبود دسترسی به آموزش، خدمات درمانی، تغذیه مناسب، مسکن ایمن، فرصت شغلی، امنیت اجتماعی و حمایت خانوادگی روبهرو باشد.
از این منظر، فقر یعنی کاهش امکان انتخاب و کاهش دسترسی به منابعی که انسان برای ساختن یک زندگی پایدار به آنها نیاز دارد.
تابآوری نیز به منابع وابسته است. انسان برای عبور از یک بحران به توان تصمیمگیری، ارتباط اجتماعی، سلامت جسم و روان، دانش، مهارت، امنیت نسبی و امکان استفاده از منابع نیاز دارد. وقتی فقر بخشی از این منابع را از فرد میگیرد، توان مقابله با بحران نیز تحت فشار قرار میگیرد.
به همین دلیل، رابطه فقر و تابآوری را باید رابطه میان «کمبود منابع» و «افزایش آسیبپذیری» دانست.
چرا فقر تابآوری روانی را کاهش میدهد؟
یکی از مهمترین آثار فقر، ایجاد استرس مزمن است. نگرانی درباره تأمین هزینههای زندگی اگر به یک وضعیت طولانیمدت تبدیل شود، میتواند ذهن انسان را دائماً درگیر مسائل فوری و تهدیدهای روزمره کند.
فردی که نمیداند ماه آینده چگونه اجاره خانه را پرداخت خواهد کرد، هزینه درمان فرزندش از کجا تأمین میشود یا در صورت از دست دادن شغل چه اتفاقی برای خانواده خواهد افتاد، ناچار است بخش بزرگی از انرژی ذهنی خود را صرف بقا کند.
در چنین شرایطی، برنامهریزی بلندمدت دشوارتر میشود. اولویت ذهنی از «رشد» به «دوام آوردن» تغییر میکند. فرد به جای اینکه درباره سرمایهگذاری، آموزش، پسانداز، توسعه شغلی یا آیندهنگری فکر کند، ناچار است ابتدا به نیازهای فوری پاسخ دهد.
این همان جایی است که فقر میتواند با تابآوری وارد یک چرخه پیچیده شود. فرد برای تابآور شدن به منابع نیاز دارد؛ فقر منابع را کاهش میدهد؛ کاهش منابع احتمال آسیبپذیری را افزایش میدهد؛ بحران نیز دوباره وضعیت اقتصادی را دشوارتر میکند.
بنابراین، فقر میتواند یک چرخه فرساینده ایجاد کند که در آن فشار اقتصادی به فشار روانی تبدیل میشود و فشار روانی نیز توان برنامهریزی و بازسازی را کاهش میدهد.
فقر و فرسایش امید
امید یکی از عناصر مهم تابآوری است. انسان زمانی برای عبور از بحران تلاش میکند که آینده را قابل تصور و تغییرپذیر بداند. اما فقر مزمن میتواند آینده را مبهم و دور از دسترس نشان دهد.
وقتی فرد بارها تلاش میکند اما هر بار با افزایش هزینهها، بیکاری، بدهی یا یک بحران تازه روبهرو میشود، ممکن است احساس کند کنترل کمی بر آینده دارد. تداوم این تجربه میتواند احساس درماندگی و بیقدرتی را افزایش دهد.
البته این به آن معنا نیست که فقر الزاماً امید را از بین میبرد. بسیاری از انسانهایی که در شرایط بسیار دشوار زندگی کردهاند، توانستهاند امید، معنا و انگیزه خود را حفظ کنند. نکته مهم این است که فقر میتواند هزینه روانی امیدواری و بازسازی را افزایش دهد.
در نتیجه، برای تقویت تابآوری نباید فقط به مردم گفت «امیدوار باشید». جامعه باید شرایطی ایجاد کند که امید، پشتوانه واقعی داشته باشد.
فقر و تابآوری خانواده
خانواده نخستین محیطی است که بسیاری از عناصر تابآوری در آن شکل میگیرند. حمایت عاطفی، گفتوگو، اعتماد، احساس امنیت و همکاری میان اعضای خانواده میتواند در زمان بحران مانند یک سرمایه مهم عمل کند.
اما فقر میتواند خانواده را تحت فشار قرار دهد. مشکلات اقتصادی ممکن است اختلافات خانوادگی را افزایش دهد، فشار روانی والدین را بیشتر کند و کیفیت تعامل میان اعضای خانواده را کاهش دهد.
پدر و مادری که تمام روز نگران تأمین هزینههای اولیه هستند، ممکن است فرصت و انرژی روانی کمتری برای گفتوگو با فرزندان، همراهی تحصیلی، بازی و حمایت عاطفی داشته باشند. این مسئله در خانوادههای دارای کودکان اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا کودکان برای رشد سالم به امنیت، ثبات و ارتباط حمایتگر نیاز دارند.
از این منظر، فقر فقط وضعیت مالی خانواده را تغییر نمیدهد؛ میتواند بر کیفیت روابط خانوادگی نیز اثر بگذارد و از همین مسیر بر تابآوری خانواده تأثیر بگذارد.
فقر و تابآوری کودکان
کودکی که در فقر رشد میکند، ممکن است از همان سالهای ابتدایی زندگی با مجموعهای از محرومیتها مواجه باشد. تغذیه نامناسب، مسکن نامناسب، دسترسی محدود به آموزش باکیفیت، فشار اقتصادی خانواده و استرس محیطی میتوانند فرصتهای رشد کودک را محدود کنند.
اهمیت این موضوع در آن است که سرمایههای تابآوری از دوران کودکی شکل میگیرند. مهارت حل مسئله، خودتنظیمی، اعتماد به دیگران، احساس شایستگی، توان برقراری رابطه و امید به آینده در بستر زندگی واقعی رشد میکنند.
کودک برای تابآور شدن فقط به آموزش یک مهارت روانشناختی نیاز ندارد. او به محیط امن، مدرسه مناسب، والد حمایتگر، تغذیه کافی، خدمات سلامت و فرصت یادگیری نیاز دارد.
بنابراین، سرمایهگذاری برای کاهش فقر کودکان را میتوان یکی از مهمترین سرمایهگذاریها برای تابآوری آینده جامعه دانست.
فقر و تابآوری اقتصادی
تابآوری اقتصادی یعنی توانایی فرد، خانواده، سازمان یا جامعه برای تحمل شوک اقتصادی، حفظ عملکرد، سازگاری با شرایط جدید و بازگشت به مسیر رشد.
فقر دقیقاً در نقطه مقابل این ظرفیت قرار میگیرد؛ زیرا خانوار فقیر معمولاً حاشیه امن مالی کمتری دارد.
یک خانواده ممکن است با از دست دادن درآمد یک ماهه بتواند از پس هزینههای خود برآید، زیرا پسانداز، دارایی، بیمه یا منبع درآمد دیگری دارد. اما خانوادهای که هیچ ذخیرهای ندارد، ممکن است همان یک ماه بحران اقتصادی را با بدهی، فروش دارایی یا حذف نیازهای ضروری جبران کند.
اینجاست که اهمیت پسانداز، سواد مالی، تنوع درآمد، بیمه و حمایت اجتماعی مشخص میشود. هرچه منابع اقتصادی متنوعتر و مطمئنتر باشند، ظرفیت مقابله با شوک نیز افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، تابآوری اقتصادی بدون توجه به فقر، اشتغال، امنیت درآمد و سواد مالی قابل بررسی نیست.
فقر میتواند بحرانهای کوچک را به بحرانهای بزرگ تبدیل کند
در جامعهای که از حداقلی از امنیت اقتصادی برخوردار است، بسیاری از مشکلات قابل مدیریت باقی میمانند. اما زمانی که فرد یا خانواده در مرز فقر زندگی میکند، یک اتفاق کوچک میتواند پیامد بزرگی ایجاد کند.
یک بیماری ممکن است به بدهی منجر شود. یک بدهی میتواند فروش دارایی را ضروری کند. فروش دارایی ممکن است توان کسب درآمد آینده را کاهش دهد. کاهش درآمد نیز میتواند به فقر عمیقتر منجر شود.
به همین دلیل، مسئله اصلی فقط شدت بحران نیست؛ ظرفیت جذب بحران نیز اهمیت دارد.
تابآوری دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند. هرچه ظرفیت جذب شوک بیشتر باشد، احتمال آنکه یک بحران محدود به یک شکست بزرگ تبدیل شود کمتر خواهد بود.
فقر و تابآوری اجتماعی
تابآوری فقط یک مفهوم روانشناختی نیست. جامعه نیز باید بتواند در برابر بحران مقاومت کند، خدمات اساسی را حفظ کند و پس از یک شوک دوباره سازمان پیدا کند.
فقر گسترده میتواند این ظرفیت را کاهش دهد. جامعهای که بخش بزرگی از جمعیت آن با مشکلات معیشتی، بیکاری، محرومیت آموزشی یا دسترسی محدود به خدمات اساسی روبهرو هستند، در برابر بحرانهای اقتصادی، محیطی و اجتماعی آسیبپذیرتر خواهد بود.
در مقابل، جامعهای که شبکههای حمایتی، خدمات عمومی، آموزش مناسب، فرصت اشتغال و سرمایه اجتماعی بیشتری دارد، امکان بیشتری برای جذب بحران و بازسازی خواهد داشت.
از این منظر، تابآوری اجتماعی بدون کاهش محرومیت و تقویت فرصتهای برابر برای مشارکت اجتماعی کامل نمیشود.
آیا فقر به معنای ناتابآوری است؟
خیر.
این نکته از نظر علمی و اخلاقی اهمیت بسیار زیادی دارد. نباید درباره افراد فقیر چنین قضاوت کرد که آنها تابآور نیستند یا اراده کافی ندارند.
اتفاقاً بسیاری از انسانهایی که در شرایط دشوار اقتصادی زندگی کردهاند، نمونههای قابل توجهی از پشتکار، سازگاری، خلاقیت و همبستگی هستند.
مسئله اصلی این است که تابآوری یک انسان را نباید با میزان سختی شرایط زندگی او اشتباه گرفت.
ممکن است دو نفر ویژگیهای روانشناختی مشابهی داشته باشند، اما یکی از آنها به آموزش، بیمه، پسانداز، خانواده حمایتگر و خدمات اجتماعی دسترسی داشته باشد و دیگری از این امکانات محروم باشد. در این صورت، مسیر مقابله آنها با یک بحران یکسان نخواهد بود.
پس باید میان «تابآوری فرد» و «شرایطی که تابآوری را امکانپذیر یا دشوار میکند» تفاوت قائل شویم.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران فقر دشمن تابآوری است، اما تابآوری دشمن فقر نیز میتواند باشد.
رابطه فقر و تابآوری یک رابطه یکطرفه نیست.
همانطور که فقر میتواند تابآوری را تضعیف کند، تقویت تابآوری نیز میتواند به فرد کمک کند تا بهتر با مشکلات اقتصادی کنار بیاید و تصمیمهای سنجیدهتری برای آینده بگیرد.
مهارتهایی مانند مدیریت استرس، حل مسئله، سواد مالی، هدفگذاری، مهارت ارتباطی، تصمیمگیری و استفاده از شبکههای اجتماعی میتوانند در این زمینه اهمیت داشته باشند.
اما نباید انتظار داشت که آموزش مهارتهای فردی به تنهایی فقر را حل کند. اگر درآمد کافی وجود نداشته باشد، فرصت شغلی محدود باشد یا خدمات اساسی در دسترس نباشد، مسئولیت نباید بهطور کامل بر عهده فرد گذاشته شود.
تابآوری واقعی زمانی ساخته میشود که ظرفیت فردی و ظرفیت اجتماعی در کنار یکدیگر تقویت شوند.
راه مقابله با فقر، ساختن منابع تابآوری است.
کاهش فقر فقط افزایش درآمد نیست. باید منابعی را تقویت کرد که به انسان اجازه میدهند در زمان بحران سقوط نکند.
آموزش باکیفیت یکی از این منابع است. سلامت مناسب منبع دیگری است. اشتغال پایدار، مسکن مناسب، بیمه، حمایت اجتماعی، سواد مالی، شبکه خانوادگی و سرمایه اجتماعی نیز در همین مسیر قرار میگیرند.
به بیان ساده، هر چیزی که وابستگی انسان را به یک منبع شکننده کاهش دهد، میتواند بخشی از ظرفیت تابآوری او را افزایش دهد.
برای مثال، آموزش میتواند فرصت شغلی را افزایش دهد. سواد مالی میتواند به مدیریت بهتر درآمد و هزینه کمک کند. پسانداز میتواند یک حاشیه امن ایجاد کند. بیمه میتواند بخشی از هزینه شوکهای ناگهانی را پوشش دهد. شبکه اجتماعی میتواند در زمان بحران حمایت عاطفی و عملی فراهم کند.
بنابراین، مبارزه با فقر و توسعه تابآوری دو مسیر جدا از یکدیگر نیستند؛ این دو مسیر بهشدت به هم وابستهاند.
از فرد تا خانواده و از خانواده تا جامعه
تابآوری از فرد آغاز میشود، اما در فرد متوقف نمیماند.
فرد تابآور در خانواده نقش مهمی دارد. خانواده تابآور نیز میتواند به شکلگیری جامعه تابآور کمک کند. در همین مسیر، جامعهای که فرصتهای اقتصادی، آموزشی و اجتماعی بیشتری در اختیار مردم قرار میدهد، به افزایش تابآوری افراد و خانوادهها کمک میکند.
به همین دلیل، تابآوری باید از یک مفهوم فردمحور به یک مفهوم چندسطحی تبدیل شود.
نمیتوان از یک فرد انتظار داشت در برابر تمام بحرانها مقاومت کند، در حالی که از امنیت غذایی، درآمد پایدار، آموزش مناسب و حمایت اجتماعی برخوردار نیست.
جامعه تابآور جامعهای نیست که مردم آن هر مشکلی را تحمل کنند؛ جامعه تابآور جامعهای است که پیش از رسیدن بحران، منابع لازم برای کاهش آسیب را فراهم کرده است.
جمعبندی نهایی و فرجام سخن؛ چرا میگوییم فقر دشمن تابآوری است؟
فقر دشمن تابآوری است، زیرا فقر میتواند منابع اقتصادی، روانی، اجتماعی و خانوادگی مورد نیاز برای عبور از بحران را کاهش دهد.
فقر با افزایش ناامنی، فشار روانی، استرس مزمن، محدودیت فرصتهای آموزشی، کاهش حاشیه امن مالی و افزایش آسیبپذیری خانوار میتواند مسیر تابآوری را دشوارتر کند. این تأثیر در کودکان و خانوادههایی که برای مدت طولانی در شرایط محرومیت زندگی میکنند، اهمیت بیشتری دارد.
با این حال، فقر به معنای فقدان تابآوری نیست. انسانها میتوانند در شرایط بسیار دشوار نیز امیدوار، خلاق و مقاوم باشند. نکته اصلی این است که جامعه نباید از انسانهای محروم انتظار داشته باشد تمام بار بحران را با توان فردی خود تحمل کنند.
اگر میخواهیم جامعهای تابآور بسازیم، باید همزمان بر کاهش فقر و افزایش منابع تابآوری کار کنیم. اشتغال، آموزش، سلامت، امنیت اجتماعی، سواد مالی، حمایت از خانواده، حمایت از کودکان و تقویت سرمایه اجتماعی، همگی بخشی از زیرساخت تابآوری هستند.
در یک جمله میتوان گفت:
فقر انسان را از منابع مورد نیاز برای عبور از بحران دور میکند و تابآوری تلاش میکند این منابع را دوباره بسازد.
به همین دلیل، مبارزه با فقر فقط مبارزه با کمبود درآمد نیست؛ مبارزه با آسیبپذیری است. و ساختن تابآوری فقط آموزش تحمل سختی نیست؛ ساختن شرایطی است که انسان بتواند پس از سختی، دوباره زندگی خود را سامان دهد و به سوی آینده حرکت کند.
منبع " اکوناپرس
۱۳ بازدید
۱ امتیاز
۰ نظر
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !