پایگاه جمعیت همیاران
سلامت روان اجتماعی ایران
خودفرمانی (Self-Governance) چیست؟

خودفرمانی (Self-Governance) چیست؟


خودفرمانی یا Self-Governance به زبان ساده یعنی توانایی انسان برای اداره کردن زندگی و رفتار خودش. فردی که خودفرمان است، می‌تواند درباره زندگی خود تصمیم بگیرد، هدف تعیین کند، رفتار و هیجان‌هایش را مدیریت کند، مسئولیت انتخاب‌هایش را بپذیرد و در صورت نیاز مسیر خود را تغییر دهد. خودفرمانی یعنی انسان بتواند هدایت زندگی خود را تا حد امکان در دست داشته باشد و برای تصمیم‌های مهم زندگی منتظر تصمیم دیگران نماند.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، معاونت علمی و پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران و بنیانگذار تاب‌آوری ایران، خودفرمانی یعنی توانایی هدایت خویشتن با آزادی آگاهانه، مسئولیت‌پذیری و تنظیم مستمر رفتار در مسیر ارزش‌ها و اهداف معنادار که انسان را به سوی انتخاب آگاهانه و زندگی مسئولانه هدایت می‌کند.

خودفرمانی با استقلال تفاوت دارد.
استقلال بیشتر به نداشتن وابستگی گفته می‌شود، اما خودفرمانی به توانایی هدایت و مدیریت خویشتن مربوط است.
ممکن است فردی از نظر مالی یا اجتماعی مستقل باشد، اما در تصمیم‌گیری، کنترل هیجان یا مدیریت رفتار خود توانایی کافی نداشته باشد.
در مقابل، فردی ممکن است در خانواده، جامعه یا یک سازمان زندگی کند و در عین حال از خودفرمانی بالایی برخوردار باشد.

خودفرمانی به این معنا نیست که انسان هر کاری را که دوست دارد انجام دهد. چنین رفتاری بیشتر به خودسری نزدیک است.
در خودفرمانی، آزادی با آگاهی و مسئولیت همراه است. فرد می‌تواند انتخاب کند، اما در برابر انتخاب خود و پیامدهای آن نیز مسئول است.

خودفرمانی در روان‌شناسی با مفاهیمی مانند خودمختاری، خودتنظیمی، خودمدیریتی، خودکارآمدی و عاملیت ارتباط نزدیکی دارد.
این مفاهیم هر کدام بخشی از توانایی انسان برای هدایت زندگی خود را توضیح می‌دهند. به همین دلیل، خودفرمانی را می‌توان یک مفهوم گسترده و چندبعدی دانست که از چند توانایی مرتبط با یکدیگر تشکیل شده است.

یکی از مهم‌ترین نظریه‌ها در این زمینه، نظریه خودتعیین‌گری یا Self-Determination Theory است که توسط ادوارد دسی و ریچارد رایان مطرح و توسعه داده شد. در این نظریه، خودمختاری یکی از نیازهای اساسی روان‌شناختی انسان است. انسان نیاز دارد احساس کند رفتارهایش تا حد قابل قبولی از انتخاب و خواست خودش سرچشمه می‌گیرند. وقتی فرد احساس کند دائماً دیگران برای او تصمیم می‌گیرند یا او را مجبور به انجام کاری می‌کنند، احساس خودمختاری کاهش پیدا می‌کند.

در نظریه خودتعیین‌گری، خودمختاری به معنای بی‌قانونی یا بی‌توجهی به دیگران نیست. فرد می‌تواند با دیگران ارتباط داشته باشد، از دیگران کمک بگیرد و همچنان احساس کند انتخاب‌های اصلی زندگی‌اش با ارزش‌ها و خواسته‌های درونی او هماهنگ است.

آلبرت بندورا نیز در توضیح خودفرمانی اهمیت زیادی دارد. او در نظریه شناختی اجتماعی بر مفهوم عاملیت انسانی یا Human Agency تأکید کرد. از نگاه بندورا، انسان فقط تحت تأثیر محیط قرار نمی‌گیرد، بلکه می‌تواند در شکل دادن به رفتار و مسیر زندگی خود نقش فعال داشته باشد. فرد می‌تواند هدف تعیین کند، تصمیم بگیرد، رفتار خود را بررسی کند و در صورت نیاز آن را تغییر دهد.

یکی دیگر از مفاهیم مهم در نظریه بندورا، خودکارآمدی یا Self-Efficacy است. خودکارآمدی یعنی باور فرد به اینکه می‌تواند از عهده یک کار یا موقعیت برآید. وقتی فرد به توانایی خود اعتماد بیشتری داشته باشد، معمولاً برای رسیدن به اهداف خود تلاش بیشتری می‌کند و در برابر دشواری‌ها دیرتر تسلیم می‌شود. به همین دلیل، خودکارآمدی یکی از پایه‌های مهم خودفرمانی محسوب می‌شود.

خودتنظیمی نیز بخش مهمی از خودفرمانی است. خودتنظیمی یعنی فرد بتواند افکار، احساسات و رفتارهای خود را در مسیر هدف مدیریت کند. برای مثال، فرد ممکن است عصبانی باشد، اما به جای واکنش فوری، کمی صبر کند و بعد تصمیم بگیرد چگونه پاسخ دهد. دانشجویی که برای امتحان برنامه‌ریزی می‌کند و سرگرمی خود را برای مدتی کنار می‌گذارد نیز از خودتنظیمی استفاده می‌کند.

خودفرمانی همچنین به خودآگاهی نیاز دارد. انسان ابتدا باید خودش را بشناسد. شناخت نیازها، ارزش‌ها، علاقه‌ها، توانایی‌ها، محدودیت‌ها، هیجان‌ها و انگیزه‌ها به فرد کمک می‌کند تصمیم‌های آگاهانه‌تری بگیرد. کسی که خودش را به خوبی نمی‌شناسد، ممکن است تصمیم‌هایش را بیشتر بر اساس فشار دیگران، ترس، عادت یا خواسته‌های لحظه‌ای بگیرد.

هدف‌مندی نیز یکی از پایه‌های خودفرمانی است. فردی که نمی‌داند چه می‌خواهد، دشوارتر می‌تواند مسیر زندگی خود را مدیریت کند. هدف به انتخاب‌ها جهت می‌دهد. وقتی فرد هدف مشخصی دارد، بهتر می‌تواند تصمیم بگیرد چه کاری را انجام دهد، چه کاری را کنار بگذارد و برای رسیدن به نتیجه مطلوب چه تغییراتی لازم است.

مسئولیت‌پذیری نیز بخش جدایی‌ناپذیر خودفرمانی است. اگر انسان خود را صاحب اختیار بداند، باید مسئولیت تصمیم‌های خود را نیز بپذیرد. خودفرمانی یعنی فرد بتواند بگوید «این انتخاب من بود و مسئولیت پیامدهای آن را می‌پذیرم». البته مسئولیت‌پذیری به معنای سرزنش کردن خود برای همه اتفاقات زندگی نیست. بسیاری از رویدادها خارج از کنترل انسان هستند. خودفرمانی کمک می‌کند فرد میان چیزهایی که می‌تواند تغییر دهد و چیزهایی که خارج از اختیار او هستند تفاوت بگذارد.

انعطاف‌پذیری نیز در خودفرمانی اهمیت زیادی دارد. فرد خودفرمان کسی نیست که همیشه بر تصمیم قبلی خود پافشاری کند. اگر شرایط تغییر کند یا اطلاعات جدیدی به دست آید، او می‌تواند تصمیم خود را بررسی و اصلاح کند. بنابراین خودفرمانی با انعطاف و یادگیری ارتباط دارد.

تفکر انتقادی نیز به خودفرمانی کمک می‌کند. انسان خودفرمان هر چیزی را فقط به دلیل اینکه دیگران گفته‌اند نمی‌پذیرد. او تلاش می‌کند اطلاعات را بررسی کند، دلایل مختلف را ببیند و سپس تصمیم بگیرد. این توانایی در دنیای امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا انسان هر روز با حجم زیادی از اطلاعات، تبلیغات، اخبار و دیدگاه‌های مختلف روبه‌رو است.

خودفرمانی در روابط خانوادگی نیز اهمیت زیادی دارد. کودک باید به تدریج یاد بگیرد انتخاب کند، تصمیم بگیرد و مسئولیت متناسب با سن خود را بپذیرد. والدینی که همیشه به جای فرزند تصمیم می‌گیرند، ممکن است فرصت رشد استقلال و مسئولیت‌پذیری را از او بگیرند. در مقابل، آزادی بدون آموزش مسئولیت نیز کافی نیست. تربیت خودفرمانی یعنی ایجاد تعادل میان آزادی، حمایت، قانون، انتخاب و مسئولیت.

خودفرمانی در زندگی بزرگسالی نیز اهمیت دارد. فرد باید بتواند درباره شغل، تحصیل، روابط، سبک زندگی، مدیریت زمان و بسیاری از مسائل روزمره تصمیم بگیرد. او می‌تواند از دیگران مشورت بگیرد، اما تصمیم نهایی را آگاهانه و مسئولانه اتخاذ کند.

در محیط کار نیز خودفرمانی اهمیت زیادی دارد. کارکنانی که می‌توانند وظایف خود را برنامه‌ریزی کنند، مسئله‌ها را شناسایی کنند، برای حل آنها تصمیم بگیرند و مسئولیت عملکرد خود را بپذیرند، ظرفیت بیشتری برای خودمدیریتی دارند. در سازمان‌های جدید، افزایش اختیار کارکنان می‌تواند به افزایش مشارکت، خلاقیت و مسئولیت‌پذیری کمک کند؛ البته اختیار باید همراه با آموزش، اطلاعات، منابع و پاسخگویی باشد.

خودفرمانی با تاب‌آوری نیز ارتباط نزدیکی دارد. در شرایط دشوار، انسان نمی‌تواند همه اتفاقات بیرونی را کنترل کند. بحران، بیماری، مشکلات اقتصادی، تغییرات اجتماعی یا حوادث غیرمنتظره ممکن است بخش‌هایی از زندگی را خارج از کنترل فرد قرار دهند. در چنین شرایطی، خودفرمانی کمک می‌کند فرد روی بخش‌هایی تمرکز کند که هنوز می‌تواند درباره آنها تصمیم بگیرد.

برای مثال، ممکن است فرد نتواند یک اتفاق دشوار را تغییر دهد، اما می‌تواند درباره نحوه واکنش خود، کمک گرفتن از دیگران، برنامه‌ریزی برای آینده و انتخاب گام بعدی تصمیم بگیرد. همین ظرفیت می‌تواند به حفظ احساس عاملیت و تقویت تاب‌آوری کمک کند.

خودفرمانی با خودخواهی نیز تفاوت دارد.
فرد خودفرمان لزوماً کسی نیست که همیشه منافع خود را بر دیگران مقدم بداند.
او می‌تواند نیازهای خود را بشناسد و در عین حال حقوق و نیازهای دیگران را نیز در نظر بگیرد. خودفرمانی سالم با احترام به دیگران و مسئولیت اجتماعی سازگار است.

از نظر فلسفی، مفهوم خودفرمانی با مفهوم خودآیینی یا Autonomy ارتباط دارد. ایمانوئل کانت یکی از مهم‌ترین فیلسوفانی بود که درباره خودآیینی انسان و توانایی او برای هدایت رفتار بر اساس عقل و اصول اخلاقی بحث کرد. در این نگاه، آزادی واقعی فقط انجام دادن خواسته‌های لحظه‌ای نیست؛ انسان باید بتواند با عقل و اصول اخلاقی درباره رفتار خود تصمیم بگیرد.

لارنس کلبرگ نیز در حوزه رشد اخلاقی نشان داد که قضاوت اخلاقی انسان می‌تواند از اطاعت ساده از قوانین و ترس از مجازات به سمت درک اصول اخلاقی و تصمیم‌گیری آگاهانه حرکت کند. این دیدگاه نیز با خودفرمانی ارتباط دارد؛ زیرا فرد در مراحل بالاتر رشد اخلاقی، رفتار خود را بیشتر بر اساس درک و پذیرش اصول اخلاقی تنظیم می‌کند.

در مجموع، خودفرمانی را می‌توان توانایی انسان برای هدایت آگاهانه زندگی خود دانست. این توانایی از خودآگاهی آغاز می‌شود، با انتخاب و تصمیم‌گیری ادامه پیدا می‌کند، به وسیله خودتنظیمی و خودمدیریتی تقویت می‌شود و با مسئولیت‌پذیری، انعطاف‌پذیری، تفکر انتقادی و خودکارآمدی کامل‌تر می‌شود.

به زبان بسیار ساده، خودفرمانی یعنی «من زندگی خود را آگاهانه هدایت می‌کنم، انتخاب می‌کنم، مسئولیت انتخابم را می‌پذیرم و اگر لازم باشد مسیرم را اصلاح می‌کنم.»

از این منظر، خودفرمانی یکی از پایه‌های مهم رشد فردی، استقلال روان‌شناختی، مسئولیت‌پذیری، تاب‌آوری و زندگی معنادار است.
انسان خودفرمان نه اسیر تصمیم دیگران است و نه اسیر خواسته‌های لحظه‌ای خود؛ او تلاش می‌کند میان آزادی، عقل، ارزش‌ها، مسئولیت و واقعیت‌های زندگی تعادل ایجاد کند.


۳ بازدید


۰ امتیاز


۰ نظر
نظرات کاربران


هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !
انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد !
شما هم می توانید در این کار سهیم باشید ! کمک های مالی شما مایه دلگرمی ماست !
دریافت کمک های مردمی
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران
جمعیت همیاران سلامت روان با هدف افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه در راستای افزایش سطح سلامت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی فعالیت می نماید. باور ما بر این است که با افزایش مشارکت جویی و احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیل گرانه می توانیم در ارتقای سطح کیفیت زندگی اقشار جامعه تاثیر داشته باشیم. این سایت با همت و تلاش و پیگیری مستمر جناب آقای حمید بیخسته مدیر روابط عمومی جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی کشور در سال 1395 راه اندازی گردید.
تمامی حقوق محفوظ و متعلق به جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران می باشد .
Copyright © 2015 for HamyaranIran.ir , By SmProgram web Developer , All rights reserved .