سیاری از متون و مطالعات تابآوری را توانایی انسان برای ادامه زندگی، سازگاری با شرایط دشوار و بازسازی امید پس از تجربه آسیب توصیف میکنند. این مفهوم در ذات خود ارزشمند است و میتواند الهامبخش باشد. با این حال یک خطر جدی در شیوه استفاده از آن وجود دارد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل بهزیستی استان اصفهان، مفهوم «تابآوری» در سالهای اخیر جایگاه مهمی در مباحث اجتماعی، روانشناسی و سیاستگذاری عمومی پیدا کرده است. بسیاری از متون و مطالعات تابآوری را توانایی انسان برای ادامه زندگی، سازگاری با شرایط دشوار و بازسازی امید پس از تجربه آسیب توصیف میکنند. این مفهوم در ذات خود ارزشمند است و میتواند الهامبخش باشد. با این حال یک خطر جدی در شیوه استفاده از آن وجود دارد.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، مدیر و مؤسس خانه تابآوری، استفاده ابزاری از مفهوم تابآوری برای سرزنش آسیبدیدگان اجتماعی غیراخلاقی است و باید مسئولیتهای ساختاری جایگزین قضاوتهای فردی شوند. افراد آسیبدیده آتیه دار هستند. آنها نیازمند احترام، درک و حمایت هستند.
هنگامی که تابآوری به ابزاری برای سرزنش آسیبدیدگان اجتماعی تبدیل شود، معنا و کارکرد انسانی خود را از دست میدهد و به نوعی فشار پنهان بر افراد آسیبدیده تبدیل میشود. در چنین وضعیتی لازم است با صراحت گفته شود که هیچکس حق ندارد با استفاده ابزاری از مفهوم تابآوری، آسیبدیدگان اجتماعی را سرزنش کند.
آسیبهای اجتماعی طیف گستردهای از تجربیات تلخ را در بر میگیرد. فقر، بیکاری، خشونت خانوادگی، اعتیاد، حاشیهنشینی، تبعیض، مهاجرت اجباری و بسیاری از مشکلات دیگر در این دسته قرار میگیرند. افرادی که در چنین شرایطی زندگی میکنند اغلب با فشارهای چندلایه روبهرو هستند؛ فشار اقتصادی، فشار روانی، فشار فرهنگی و محدودیت فرصتهای زندگی. چنین شرایطی نتیجه عوامل پیچیده اجتماعی، اقتصادی و ساختاری است. هنگامی که تمام این پیچیدگیها نادیده گرفته میشود و از فرد انتظار میرود که با «تابآوری» همه مشکلات را حل کند، نوعی سادهسازی خطرناک شکل میگیرد.
تابآوری یا resiliency در ادبیات علمی به توانایی بازیابی، سازگاری و رشد در مواجهه با بحران مرتبط است. این توانایی نیز در خلأ شکل نمیگیرد. خانواده حمایتگر، دسترسی به آموزش، خدمات اجتماعی، امنیت اقتصادی و شبکههای اجتماعی سالم نقش مهمی در تقویت تابآوری دارند. زمانی که این عوامل وجود نداشته باشد، انتظار تابآوری از افراد آسیبدیده به نوعی بیعدالتی تبدیل میشود.
استفاده ابزاری از مفهوم تابآوری گاهی در گفتمان عمومی دیده میشود. در چنین گفتمان مسمومی فرد آسیبدیده باید قوی باشد، باید تحمل کند، باید خودش را نجات دهد. این نگاه گاهی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم این پیام را منتقل میکند که اگر فرد نتواند از بحران عبور کند، ضعف شخصی دارد. چنین رویکردی در واقع نوعی انتقال مسئولیت از جامعه و ساختار به دوش فرد است. در حالی که بسیاری از آسیبهای اجتماعی ریشه در ساختارهای اقتصادی، سیاستهای ناکارآمد و نابرابریهای گسترده دارند.
وقتی تابآوری به ابزار سرزنش تبدیل میشود، احساس شرم و گناه در افراد آسیبدیده افزایش مییابد. فردی که با فقر شدید یا خشونت خانوادگی روبهرو است ممکن است بشنود که باید قویتر باشد یا باید بهتر با شرایط کنار بیاید. چنین پیامهایی میتواند احساس ناتوانی و انزوا را تشدید کند. در نتیجه فرد کمتر به دنبال کمک میرود و فاصله او با منابع حمایتی بیشتر میشود.
از سوی دیگر، رویکرد انسانی به مفهوم تابآوری بر همبستگی اجتماعی تأکید دارد. تابآوری یک ویژگی فردی محدود نیست؛ پدیدهای اجتماعی نیز به شمار میآید. جوامعی که خدمات حمایتی قوی، نظام رفاهی کارآمد و فرصتهای برابر دارند، سطوح بالاتری از تابآوری جمعی را تجربه میکنند. در چنین جوامعی افراد هنگام مواجهه با بحران تنها رها نمیشوند. شبکهای از حمایتهای رسمی و غیررسمی به آنها کمک میکند تا مسیر بازسازی زندگی را طی کنند.
رسانهها و گفتمان عمومی نقش مهمی در شکلگیری برداشت جامعه از تابآوری دارند. روایتهایی که قهرمانسازی افراطی از افرادی که از شرایط سخت عبور کردهاند ارائه میدهند، گاهی تصویری غیرواقعی از زندگی ایجاد میکنند. داستان موفقیت فردی ارزشمند است، با این حال وقتی این روایتها بدون توجه به شرایط ساختاری تکرار میشوند، این تصور شکل میگیرد که هر فردی در هر شرایطی میتواند از بحران عبور کند. چنین تصوری فشار مضاعفی بر کسانی وارد میکند که در چرخه آسیبهای اجتماعی گرفتار شدهاند.
گفتمان مسئولانه درباره تابآوری باید بر کرامت انسانی تأکید کند.
افراد آسیبدیده پیش از هر چیز انسانهایی با تجربیات نامطلوب هستند.
افراد آسیبدیده آتیه دار هستند.
آنها نیازمند احترام، درک و حمایت هستند.
تقویت تابآوری واقعی از مسیر ایجاد فرصت، دسترسی به منابع حمایتی و کاهش نابرابریها میگذرد. زمانی که جامعه شرایطی فراهم کند که افراد احساس امنیت و امید داشته باشند، ظرفیتهای درونی آنها نیز شکوفا میشود.
نقش سیاستگذاری اجتماعی در این زمینه بسیار مهم است. برنامههای کاهش فقر، حمایت از سلامت روان، گسترش آموزش و ایجاد فرصتهای شغلی میتواند زمینههای شکلگیری تابآوری را تقویت کند. در چنین رویکردی مسئولیت به صورت مشترک میان فرد، جامعه و نهادهای حکمرانی توزیع میشود. این نگاه از سرزنش فرد فاصله میگیرد و بر ایجاد شرایط عادلانه تمرکز دارد.
در حوزه روانشناسی نیز متخصصان تأکید میکنند که تجربه آسیب میتواند آثار عمیق و طولانیمدت بر سلامت روان داشته باشد. اضطراب، افسردگی، احساس ناامنی و کاهش اعتماد به نفس از پیامدهای رایج آسیبهای اجتماعی هستند. انتظار تابآوری فوری از افرادی که چنین تجربههایی داشتهاند با واقعیتهای علمی سازگار نیست. فرآیند بهبود زمانبر است و نیاز به حمایت حرفهای، محیط امن و روابط انسانی سالم دارد.
جامعهای که به کرامت انسانی پایبند است، زبان سرزنش را کنار میگذارد.
چنین جامعهای به جای این پرسش که چرا فرد نتوانست از بحران عبور کند، این پرسش را مطرح میکند که چه عواملی مانع حمایت از او شدهاند. تغییر زاویه نگاه از فرد به ساختار، گامی مهم در فهم عمیق آسیبهای اجتماعی به شمار میآید.
تاب آوری در معنای اصیل خود حامل پیام امید است.
این مفهوم یادآوری میکند که انسان توانایی رشد و بازسازی زندگی را دارد. این پیام زمانی ارزشمند باقی میماند که در کنار آن عدالت اجتماعی، حمایت جمعی و همدلی انسانی نیز وجود داشته باشد. زمانی که این عناصر نادیده گرفته شوند، تابآوری از یک مفهوم انسانی به ابزاری برای فشار تبدیل میشود.
پژوهشهای اجتماعی نیز نشان داده است که شبکههای حمایتی نقش تعیینکنندهای در عبور افراد از بحران دارند. خانواده، دوستان، نهادهای مدنی و خدمات اجتماعی میتوانند احساس تعلق و امنیت ایجاد کنند. در چنین فضایی فرد آسیبدیده فرصت پیدا میکند تا به تدریج تواناییهای خود را بازسازی کند. این فرایند نشان میدهد که تابآوری محصول تعامل فرد و جامعه است.
گفتوگو درباره آسیبهای اجتماعی نیازمند دقت در انتخاب واژهها است. زبان میتواند همدلی ایجاد کند یا احساس طرد و سرزنش را تقویت کند.
هنگامی که واژه تابآوری در قالبی انسانی و حمایتی به کار رود، الهامبخش میشود.
در مقابل، استفاده ابزاری از آن میتواند تجربه رنج را نادیده بگیرد و مسئولیت اجتماعی را کمرنگ کند.
در نهایت باید یادآوری کرد که احترام به کرامت انسانها اصل اساسی هر جامعه سالم است. افرادی که با آسیبهای اجتماعی روبهرو هستند پیش از هر چیز به درک، فرصت و حمایت نیاز دارند. مفهوم تابآوری زمانی معنا و ارزش واقعی خود را حفظ میکند که در کنار عدالت، همبستگی اجتماعی و مسئولیت جمعی قرار گیرد. هیچکس حق ندارد با استفاده ابزاری از این مفهوم، بار سنگین مشکلات اجتماعی را بر دوش کسانی بگذارد که خود قربانی این شرایط هستند.
۴ بازدید
۱ امتیاز
۰ نظر
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !