تابآوری افراد دارای معلولیت در بحران و پس از بحران
تابآوری افراد دارای معلولیت در بحران و پس از بحران؛ راهنمای جامع مدیریت ریسک و توانمندسازی
تابآوری افراد دارای معلولیت در بحران و مراحل پس از آن یکی از مهمترین مباحث در مدیریت ریسک بلایای طبیعی و حوادث انسانساز به شمار میرود. حوادثی مانند زلزله، سیل، آتشسوزیهای گسترده و بحرانهای بهداشتی، چالشهای شدیدی برای تمامی جوامع ایجاد میکنند، اما افراد دارای نیازهای ویژه به دلیل محدودیتهای محیطی و عدم تطابق ساختارها با شرایط فیزیکی آنها، همواره بیشترین آسیب را متحمل میشوند. تابآوری در مفهوم کاربردی خود صرفاً به معنای تحمل فشار نیست، بلکه توانایی فرد و جامعه برای پیشبینی خطر، آمادگی همهجانبه، واکنش سریع و بازگشت به یک زندگی باکیفیت و پایدار پس از بحران را در بر میگیرد. مدیریت بحران فراگیر زمانی تحقق مییابد که هیچ فردی به دلیل شرایط جسمی، حسی یا ذهنی خود از چرخههای امداد و نجات و بازسازی حذف نشود.
درک آسیبپذیری ساختاری و تغییر نگرش به مفهوم تابآوری
به بیان دکتر محمدرضامقدسی معاونت علمی وپژوهشی جمعیتهمیاران سلامت وران ایران و بنیانگذار خانه تاب آوری در رویکردهای مدرن مدیریت بلایا، آسیبپذیری افراد دارای معلولیت ناشی از نقصهای زیستی یا جسمانی آنان دانسته نمیشود، بلکه این موانع معماری، کمبود اطلاعات قابل دسترس و غفلت در برنامهریزیهای کلان شهری است که خطر را برای این گروه دوچندان میکند. هنگامی که سامانههای هشدار سریع تنها بر پایه پیامهای صوتی عمل کنند، افراد دارای آسیب شنوایی کاملاً از چرخه آگاهی حذف میشوند. به همین ترتیب، اگر مسیرهای خروج اضطراری فاقد رمپ استاندارد باشند، افراد با محدودیتهای حرکتی در تلههای ساختمانی گرفتار خواهند شد. ارتقای تابآوری به معنای شناسایی و رفع ریشهای این موانع ساختاری و تغییر نگرش جامعه از رویکرد ترحمآمیز به سمت توانمندسازی مبتنی بر حقوق شهروندی است.
اقدامات راهبردی پیش از وقوع بحران و ارتقای آمادگی فردی
پایههای اصلی تابآوری همواره در مرحله پیش از وقوع حادثه ساخته میشود و هر اندازه سرمایهگذاری بیشتری در زمینه پیشگیری و آمادگی صورت گیرد، میزان خسارات جانی و روانی به حداقل ممکن خواهد رسید. آمادگی فردی و خانوادگی سنگ بنای این مرحله است. هر فرد دارای معلولیت باید با کمک اعضای خانواده، مراقبان و همسایگان خود یک طرح واکنش اضطراری شخصی تدوین کند. در این طرح، مسیرهای امن خروج از منزل و محل کار، پناهگاههای دسترسپذیر محلی و فهرست افرادی که در شرایط خاص میتوانند به عنوان تیم پشتیبان محلی عمل کنند، مشخص میشود.
یکی دیگر از عناصر کلیدی آمادگی، تهیه کیف نجات و تجهیزات اضطراری متناسب با نیازهای خاص فرد است. این بسته ویژه باید شامل داروهای حیاتی برای حداقل دو هفته، نسخههای پزشکی، وسایل بهداشتی خاص، باتریها و شارژرهای یدکی برای ویلچر برقی، سمعک یا سایر تجهیزات کمکی، و اسناد هویتی و درمانی به صورت ضدآب باشد. آموزشهای مداوم و شرکت در مانورهای شبیهسازی بحران نیز سبب میشود که استرس اولیه در هنگام وقوع حادثه به شدت کاهش یافته و فرد بتواند با خونسردی و سرعت عمل بالا از مهارتهای خود برای خروج ایمن استفاده کند.
راهکارهای امدادی و عملیاتی در لحظه وقوع بحران
در لحظات پرالتهاب وقوع بحران، دو عنصر اطلاعات قابل فهم و عملیات نجات تخصصی سرنوشتساز هستند. سامانههای هشداردهنده عمومی باید طبق استانداردهای چندرسانهای عمل کنند؛ یعنی به صورت همزمان دارای هشدارهای نوری، لرزشی و هشدارهای صوتی با وضوح بالا باشند تا پیام هشدار بدون تأخیر به همه افراد مخابره شود. تیمهای امداد و نجات نیز نیازمند آموزشهای تخصصی هستند تا در مواجهه با مصدومان دارای معلولیت، از روشهای استاندارد جابهجایی استفاده کنند، چرا که بلند کردن غیراصولی یک فرد دارای ضایعه نخاعی یا شکستن تجهیزات توانبخشی فرد مانند ارتز و پروتز میتواند صدمات جبرانناپذیری به بار آورد.
محلهای اسکان موقت و اردوگاههای اضطراری نیز باید از نخستین ساعات راهاندازی، الزامات دسترسیپذیری را رعایت کنند. نبود رمپهای با شیب ملایم، غیرقابل دسترس بودن سرویسهای بهداشتی، و کمبود منابع برق برای شارژ وسایل پزشکی حیاتی مانند دستگاههای اکسیژنساز و ساکشن، میتواند شرایط زیستی افراد را در پناهگاهها به مراتب وخیمتر از خود حادثه کند. علاوه بر این، در نظر گرفتن نیازهای افراد با معلولیتهای پنهان مانند اوتیسم یا اختلالات روانی از طریق فراهم آوردن فضاهای آرام، بدون ازدحام و به دور از آلودگیهای صوتی، از بروز شوکهای عصبی شدید جلوگیری مینماید.
بازتوانی همهجانبه و استقلال فردی در دوران پس از بحران
فاز پس از بحران، دورهای طولانیمدت و حیاتی است که در آن تابآوری واقعی افراد و نهادهای پشتیبان مورد سنجش قرار میگیرد. نخستین اولویت در این مرحله، جایگزینی فوری وسایل کمکتوانبخشی مفقود یا تخریبشده مانند ویلچر، سمعک، عصا و عینکهای مخصوص است. عدم دسترسی به این ابزارها، فرد را به یک وابسته مطلق تبدیل میکند و مانع از مشارکت او در فرآیند نجات و بازیابی شخصی میشود، بنابراین سازمانهای امدادی باید بخش ویژهای از محمولههای امدادی را به تأمین این اقلام اختصاص دهند.
سلامت روان و مداخلات روانی-اجتماعی در دوران پس از سانحه اهمیت فوقالعادهای دارد. تجربه همزمان بحران، تخریب محیط زندگی و از دست دادن وسایل کمکی میتواند به افسردگی شدید، حس درماندگی و اختلال استرس پس از سانحه در افراد دارای معلولیت منجر شود. ایجاد گروههای همیاری، حضور مددکاران اجتماعی متخصص و ارائه مشاورههای روانی مستمر کمک میکند تا افراد بتوانند بار روانی حادثه را تخلیه کرده و امید و انگیزه خود را برای ساختن دوباره زندگی تقویت کنند.
بازسازی بهتر و ایجاد محیطهای دسترسپذیر در بلندمدت
یکی از اصول بنیادین مدیریت بحران نوین، اصل بازسازی بهتر است که بر اساس آن نباید محیطهای آسیبدیده را دقیقاً به شکل آسیبپذیر قبلی بازسازی کرد، بلکه باید از فرصت بازسازی برای رفع نواقص گذشته استفاده نمود. تمامی منازل مسکونی تخریبشده، معابر عمومی، مدارس، بیمارستانها و مراکز اداری باید بر مبنای استانداردهای طراحی جهانشمول نوسازی شوند تا شهرها در برابر حوادث آینده فراگیرتر و ایمنتر باشند. این رویکرد نه تنها امنیت افراد دارای معلولیت، بلکه ایمنی سالمندان، کودکان و زنان باردار را نیز تضمین میکند.
احیای زیرساختهای اقتصادی و معیشتی نیز مکمل بازسازی کالبدی است. بسیاری از افراد دارای معلولیت ممکن است کسبوکارهای خرد یا کارگاههای خانگی خود را در جریان بحران از دست داده باشند. ارائه تسهیلات حمایتی، وامهای بلاعوض و تجهیز دوباره فضاهای کاری، به این افراد اجازه میدهد تا بدون وابستگی مداوم به بستههای معیشتی خیریهای، استقلال مالی و کرامت انسانی خود را بازپس گیرند و چرخه پویایی اقتصادی خود را از سر بگیرند.
نقش نوآوریهای دیجیتال و فناوری در تقویت تابآوری
فناوریهای نوین دریچهای تازه به سوی ارتقای تابآوری افراد دارای معلولیت در مواجهه با بلایا گشودهاند. نرمافزارهای مکانیابی هوشمند، ارسال موقعیت مکانی دقیق فرد را در شرایط اضطراری حتی بدون نیاز به مکالمه صوتی برای تیمهای امدادی ممکن میسازند. برنامههای کاربردی تبدیل متن به گفتار و بالعکس، بستری ایدهآل برای برقراری ارتباط سریع میان امدادگران و افراد دارای آسیبهای حسی در کانون بحران فراهم میکنند. همچنین، توسعه سامانههای تلهمدیسین و پزشکی از راه دور این امکان را ایجاد میکند که بیماران نیازمند به خدمات تخصصی توانبخشی و دارویی، در مناطق بحرانزده به صورت آنلاین با پزشکان و متخصصان در ارتباط باشند.
مشارکت ساختاری و تدوین سیاستهای کلان حمایتی
تابآوری پایدار نیازمند یک پشتوانه سیاستی و قانونی محکم است که بر اساس آن نمایندگان تشکلهای معلولان مستقیماً در اتاقهای برنامهریزی مدیریت بحران حضور یابند. تصمیمگیری برای این قشر بدون حضور و شنیدن تجربیات زیسته خود آنان، همواره به برنامههایی ناکارآمد منجر میشود. دولتها و نهادهای مدیریت بحران موظفند بانکهای اطلاعاتی جامعی از محل سکونت و نیازهای درمانی افراد دارای معلولیت تهیه کنند تا در دقایق اول حادثه، اولویتهای امدادی به سرعت شناسایی شوند. تخصیص بودجههای پایدار برای ایمنسازی مراکز نگهداری، آموزش همگانی امدادگران و ایجاد زیرساختهای پاسخگو به تنوع انسانی، پایههای جامعهای عادلانه، مقاوم و سرشار از امنیت را در برابر هرگونه حادثه و بحران مستحکم خواهد ساخت.
۷ بازدید
۰ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !