تاب آوری گروه های آسیب پذیر در جنگ
تاب آوری گروه های آسیب پذیر در جنگ
دکتر محمدرضا مقدسی
معاونت علمی پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران
مشاور عالی ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی هویت محور
بحرانهای مسلحانه و جنگها از مخربترین پدیدههای تاریخ بشر هستند که زیرساختهای مادی و ساختارهای اجتماعی جوامع را به شدت ویروسوار تخریب میکنند. در میان تمام کسانی که درگیر این بحرانها میشوند، برخی گروهها به دلیل ویژگیهای جسمی، سنی، اجتماعی یا اقتصادی، آسیبپذیری بیشتری را تجربه میکنند. کودکان، زنان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و اقلیتهای قومی یا مذهبی در زمره این گروهها قرار میگیرند. بررسی نحوه مواجهه این بخش از جامعه با آسیبهای ناشی از جنگ و شیوههای تقویت توانمندی آنها، ذیل مفهوم «تابآوری یا resiliency» اهمیت ویژهای مییابد. تابآوری در واقع توانایی بازگشت به شرایط عادی، سازگاری فعالانه و بازسازی روانشناختی و اجتماعی پس از تجربههای سهمگین است. این جستار به تحلیل همهجانبه ابعاد مختلف تابآوری اجتماعی و فردی در میان گروههای آسیبپذیر در دوران جنگ و پس از آن میپردازد.
مفهومشناسی تابآوری در بستر بحرانهای جنگی
واژه تابآوری یا resiliency در مطالعات اجتماعی و روانشناختی مدرن، به معنای ظرفیت سیستمها یا افراد برای بقا، انطباق و رشد در مواجهه با تنشهای شدید تعریف میشود. در جریان یک نبرد نظامی، این مفهوم فراتر از یک ویژگی فردی ساده ظاهر میشود. جنگ تمام ابعاد زندگی روزمره را دگرگون میسازد؛ امنیت جانی از بین میرود، منابع حیاتی کمیاب میشوند و شبکههای حمایتی خانواده از هم میپاشند. در چنین شرایطی، تابآوری به عنوان یک فرآیند پویا و چندبعدی شناخته میشود که نیازمند تعامل میان ویژگیهای فردی، منابع خانوادگی و حمایتهای محیطی است. برای گروههای آسیبپذیر، این فرآیند به طور مستقیم با میزان دسترسی به منابع بقا و کیفیت مداخلات بشردوستانه ارتباط دارد. تقویت این ویژگی میتواند از بروز اختلالات روانی پایدار مانند اضطراب پس از سانحه پیشگیری کند و بستر مناسبی را برای بازسازی جامعه فراهم سازد.
کودکان و چالشهای بازسازی هوش هیجانی در محیطهای جنگی
کودکان حساسترین و بیپناهترین گروه در جریان درگیریهای مسلحانه هستند. رشد شناختی و عاطفی آنها در سنین کودکی به شدت تحت تأثیر ثبات محیط زندگی قرار دارد. مواجهه با خشونت مستقیم، از دست دادن والدین و آوارگی، پایههای امنیت روانی کودک را ویران میکند. با این حال، ظرفیت بالایی برای بازپروری و تابآوری یا resiliency در کودکان وجود دارد، مشروط بر اینکه مداخلات تخصصی به موقع انجام شوند. بازیدرمانی و هنردرمانی از روشهای کارآمدی هستند که به تخلیه هیجانهای منفی و بازسازی هوش عاطفی کودکان کمک میکنند. مدارس موقت در کمپهای آوارگان نقشی فراتر از آموزش دارند؛ آنها با ایجاد یک نظم روزانه کاذب، حس امنیت و پیشبینیپذیری را به زندگی کودک بازمیگردانند. تعامل مداوم با مربیان آموزشدیده به کودکان کمک میکند تا تجارب دردناک خود را پردازش کنند و مهارتهای مقابلهای جدیدی را برای آینده بیاموزند.
زنان به عنوان ستونهای تابآوری خانوادگی و اجتماعی
زنان در زمان جنگ مسئولیتهای مضاعفی را بر دوش میکشند. آنها اغلب ناچارند در غیاب همسران، بار سرپرستی خانواده، تأمین امنیت فرزندان و مدیریت منابع محدود معیشتی را به تنهایی بر عهده بگیرند. با وجود مواجهه با خطرات شدید جنسیتی و خشونتهای ساختاری، زنان نقشی محوری در حفظ انسجام اجتماعی و خانوادگی ایفا میکنند. تابآوری یا resiliency زنان ارتباط مستقیمی با ایجاد شبکههای همبستگی محلی دارد. آنها با اشتراکگذاری منابع محدود غذایی، مراقبت جمعی از کودکان و ایجاد کارگاههای کوچک معیشتی در شرایط اضطراری، پایداری جامعه محلی را تضمین میکنند. برنامههای توانمندسازی اقتصادی و حمایتهای بهداشتی ویژه زنان در مناطق جنگزده، پایداری کل خانواده را تقویت میکند و روند بهبود پس از جنگ را شتاب میبخشد.
سالمندان و افراد دارای معلولیت؛ حاشیهنشینان بحران
سالمندان و افراد دارای معلولیت جسمی یا ذهنی اغلب در برنامهریزیهای اضطراری جنگ نادیده گرفته میشوند. محدودیتهای حرکتی و نیازهای ویژه دارویی و درمانی، این گروهها را در هنگام تخلیه اضطراری مناطق جنگی یا دسترسی به کمپهای امدادی با چالشهای جدی مواجه میکند. تابآوری یا resiliency در این گروه به شدت وابسته به کارآمدی سیستمهای حمایتی بیرونی و ساختار محلهمحور است. انزوای اجتماعی سالمندان در شرایط جنگی میتواند منجر به افسردگی شدید و زوال شناختی سریع شود. ایجاد شبکههای داوطلبانه محلی برای انتقال ایمن این افراد، تأمین داروهای حیاتی و حفظ ارتباطات اجتماعی آنها با سایر اعضای خانواده، از گامهای کلیدی در ارتقای تابآوری اجتماعی این بخش از جامعه به شمار میرود. تکریم جایگاه سالمندان و بهرهگیری از تجربیات زیسته آنان در بحرانهای گذشته نیز حس ارزشمندی و کارآمدی را در آنها زنده نگه میدارد.
رسانه، روایتگری و تابآوری شناختی در جنگ
در عصر اطلاعات، جنگها تنها در میدانهای نبرد فیزیکی جریان ندارند، قلمروهای شناختی و رسانهای نیز به شدت درگیر میشوند. جنگ شناختی با تولید اخبار جعلی، نمایش مداوم تصاویر خشونتآمیز و شایعهپراکنی، به دنبال در هم شکستن روحیه مقاومت و امید در میان غیرنظامیان است. گروههای آسیبپذیر به دلیل دسترسی محدودتر به منابع تایید صحت اخبار، در معرض آسیبهای شدید شناختی قرار دارند. تقویت تابآوری یا resiliency رسانهای مستلزم آموزش سواد رسانهای، ایجاد کانالهای ارتباطی موثق و تولید محتوای امیدبخش و آرامشساز است. رسانهها باید با روایت داستانهای واقعی از سازگاری موفقیتآمیز افراد در بحرانها، الگوسازی مثبتی انجام دهند. این اقدام مانع از بروز احساس درماندگی آموختهشده میشود و انگیزه جمعی برای بقا و بازسازی را زنده نگه میدارد.
نقش سازمانهای مردمنهاد و نهادهای محلی
دولتها در زمان جنگ معمولاً با کسری بودجه، فروپاشی اداری و تمرکز منابع بر امور نظامی روبرو هستند. در این میان، سازمانهای مردمنهاد و تشکلهای داوطلبانه محلی به عنوان بازوان اجرایی نجاتبخش عمل میکنند. این نهادها به دلیل انعطافپذیری بیشتر و شناخت عمیقتر از بافت فرهنگی جامعه، بهتر میتوانند نیازهای واقعی گروههای آسیبپذیر را شناسایی و برآورده سازند. توزیع هدفمند کمکها، ارائه خدمات مشاوره روانی اولیه و ایجاد فضاهای امن برای کودکان و زنان از اقدامات کلیدی این گروهها است. تقویت پیوندهای اجتماعی محلی و تشویق رفتارهای یاریگرانه در میان شهروندان، سرمایه اجتماعی جامعه را افزایش میدهد. این سرمایه اجتماعی قویترین ضربهگیر در برابر شوکهای ناگهانی جنگ محسوب میشود و بنیانهای تابآوری یا resiliency ملی را مستحکم میسازد.
توانبخشی مبتنی بر هنر و بازآفرینی هویت
پس از فروکش کردن شعلههای مستقیم جنگ، ترومای روانی و بحران هویت همچنان در ذهن بازماندگان، به ویژه گروههای آسیبپذیر باقی میماند. هنر به عنوان زبانی جهانی و غیرکلامی، ابزاری بیبدیل در فرآیند توانبخشی روانی و اجتماعی است. تئاتر درمانی، نقاشی گروهی، موسیقی و نوشتن خلاق به افراد آسیبدیده اجازه میدهد تا احساسات سرکوبشده، ترسها و دردهای خود را بدون نیاز به واژههای مستقیم ابراز کنند. این فرآیند هنری به بازآفرینی هویت فردی که در طول جنگ مخدوش شده است کمک میکند. شرکت در فعالیتهای هنری گروهی، حس تعلق به جامعه را تقویت کرده و پیوندهای اجتماعی گسسته را بازسازی میکند. این روشهای نوین توانبخشی، تابآوری یا resiliency فردی را ارتقا داده و مسیر پذیرش شرایط جدید و حرکت به سوی آینده را هموار میسازند.
سیاستگذاریهای کلان برای آینده؛ از امداد تا توسعه
مواجهه کارآمد با پدیده جنگ نیازمند تغییر رویکرد از امدادرسانی موقت و واکنشی به سمت برنامهریزیهای بلندمدت توسعهمحور است. سیاستگذاران باید مفاهیم تابآوری یا resiliency را در تمام برنامههای آمادگی دفاعی و مدیریت بحران ادغام کنند. طراحی زیرساختهای فیزیکی ایمن و دسترسپذیر برای افراد دارای معلولیت، ایجاد صندوقهای مالی پشتیبان برای زنان سرپرست خانوار و تدوین پروتکلهای ملی حمایت روانی-اجتماعی از کودکان در شرایط جنگی، از الزامات پیشگیرانه است. پس از پایان جنگ نیز برنامههای بازسازی نباید صرفاً به ساختن پلها و ساختمانها محدود شود، بازسازی روان اجتماعی جامعه و احیای میراث فرهنگی و هویتی باید در اولویت نخست قرار گیرد تا جامعه بتواند پایداری خود را در برابر بحرانهای احتمالی آینده تضمین کند.
نتیجهگیری و افقهای پیشرو
بحران جنگ آزمونی دشوار برای پایداری و بقای جوامع انسانی است. گروههای آسیبپذیر هرچند در مواجهه نخستین با جنگ بیشترین صدمات را متحمل میشوند، با اتخاذ رویکردهای علمی و حمایتی مناسب میتوانند به نمادهای زنده تابآوری یا resiliency تبدیل شوند. ارتقای تابآوری این گروهها نه تنها یک وظیفه اخلاقی و بشردوستانه، یک ضرورت استراتژیک برای حفظ پایداری ملی و تسریع فرآیند بازسازی پس از جنگ به شمار میرود. با سرمایهگذاری بر آموزش، تقویت شبکههای اجتماعی محلی، استفاده از هنردرمانی و بهینهسازی سیاستهای حمایتی، میتوان جامعهای ساخت که حتی در تاریکترین دورانهای تاریخی نیز توان ایستادگی، انطباق و نوزایی را داشته باشد. پایداری یک جامعه در نهایت با میزان توانایی آن در محافظت و توانمندسازی ضعیفترین اعضایش سنجیده میشود.
۱۲ بازدید
۰ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !