نقش همیاران سلامت روان در پیشگیری و تابآوری در برابر اعتیاد
بررسی نقش همیاران سلامت روان ایران در توسعه و تقویت پیشگیری از اعتیاد و تاب آوری در برابر اعتیاد
تاب آوری در برابر اعتیاد یکی از مهمترین نیازهای اجتماعی ایران در سالهای اخیر است. جامعهای که با فشارهای اقتصادی، تغییرات فرهنگی، گسترش شهرنشینی، تنشهای خانوادگی، بیکاری، ناامیدی، آسیبهای روانی و دسترسی آسانتر به مواد روبهرو است، برای پیشگیری از اعتیاد به رویکردی گسترده، انسانی، محلهمحور و پایدار نیاز دارد. در چنین شرایطی، همیاران سلامت روان ایران میتوانند نقش بسیار مهمی در توسعه پیشگیری از اعتیاد و تقویت تاب آوری در برابر اعتیاد داشته باشند. این نقش از آن جهت اهمیت دارد که پیشگیری از اعتیاد فقط با قانون، درمان، هشدار یا اطلاعرسانی رسمی به نتیجه نمیرسد. پیشگیری زمانی اثرگذار میشود که در زندگی روزمره مردم، در خانواده، مدرسه، محله، محیط کار و شبکههای اجتماعی واقعی حضور داشته باشد.
همیاران سلامت روان افرادی هستند که در کنار نظام رسمی سلامت، خدمات اجتماعی، نهادهای محلی و گروههای مردمی فعالیت میکنند و میتوانند میان مردم و خدمات تخصصی پل ارتباطی بسازند. آنان معمولا از دل جامعه میآیند، زبان مردم را بهتر میفهمند، با مشکلات محله آشنا هستند و میتوانند اعتماد عمومی را افزایش دهند. در موضوع اعتیاد، اعتماد اهمیت بنیادی دارد؛ زیرا بسیاری از افراد در معرض خطر، خانوادههای درگیر و حتی کسانی که مصرف مواد را تجربه کردهاند، به دلیل ترس از قضاوت، انگ اجتماعی، نگرانی از برخوردهای سخت یا بیاعتمادی به مراکز رسمی، مشکل خود را پنهان میکنند. همیاران سلامت روان میتوانند این فاصله را کاهش دهند و زمینه گفتوگو، پذیرش کمک و ورود به مسیر پیشگیری یا درمان را فراهم کنند.
تاب آوری در برابر اعتیاد به معنای توانایی فرد، خانواده و جامعه برای مقاومت در برابر عوامل خطر، مدیریت فشارها، حفظ امید، تقویت مهارتهای زندگی، استفاده از حمایتهای اجتماعی و بازگشت به مسیر سالم پس از تجربه بحران است. این مفهوم فقط به پرهیز از مصرف مواد محدود نمیشود. تاب آوری در برابر اعتیاد یعنی نوجوان بتواند در برابر فشار همسالان تصمیم سالم بگیرد، خانواده بتواند بحرانهای عاطفی و اقتصادی را بدون فروپاشی مدیریت کند، محله بتواند از جوانان خود حمایت کند، مدرسه بتواند دانشآموزان آسیبپذیر را زودتر شناسایی کند و جامعه بتواند به جای طرد افراد آسیبدیده، فرصت بازگشت و بازسازی زندگی را برای آنان فراهم سازد.
در ایران، پیشگیری از اعتیاد زمانی موفقتر خواهد بود که از سطح شعار و برنامههای مقطعی فراتر برود و به یک فرایند پیوسته اجتماعی تبدیل شود. همیاران سلامت روان میتوانند این پیوستگی را تقویت کنند. آنان با حضور در محلهها، خانههای سلامت، مراکز اجتماعی، مدارس، مساجد، فرهنگسراها، انجمنهای مردمی و گروههای داوطلبانه، امکان ارتباط مستقیم با مردم را دارند. این حضور، پیشگیری را از سطح پیامهای عمومی به سطح رابطه انسانی و مداخله زودهنگام میرساند. بسیاری از آسیبها پیش از آنکه به اعتیاد آشکار تبدیل شوند، نشانههایی در رفتار، روابط خانوادگی، افت تحصیلی، انزوا، پرخاشگری، افسردگی، اضطراب، فرار از خانه، بزهکاری یا معاشرتهای پرخطر دارند. همیاران آموزشدیده میتوانند این نشانهها را بهتر ببینند و فرد یا خانواده را به خدمات مناسب پیوند دهند.
یکی از نقشهای مهم همیاران سلامت روان در تقویت تاب آوری در برابر اعتیاد، افزایش سواد سلامت روان در جامعه است. هنوز در بخشهایی از جامعه، اعتیاد فقط به عنوان ضعف اخلاقی یا انحراف فردی دیده میشود. این نگاه، مانع پیشگیری و درمان میشود. وقتی اعتیاد صرفا با سرزنش و تحقیر توضیح داده شود، فرد در معرض خطر از بیان مشکل خود میترسد و خانواده نیز ممکن است دیرتر کمک بگیرد. همیاران سلامت روان میتوانند با آموزش ساده و قابل فهم، نگاه جامعه را انسانیتر و علمیتر کنند. آنان میتوانند توضیح دهند که اعتیاد با عوامل روانی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و زیستی ارتباط دارد و پیشگیری از آن نیازمند مهارت، حمایت، آگاهی و مراقبت مستمر است.
آموزش مهارتهای زندگی بخش مهمی از پیشگیری از اعتیاد است. مهارت نه گفتن، کنترل خشم، مدیریت استرس، حل مسئله، تصمیمگیری، خودآگاهی، همدلی، ارتباط مؤثر و درخواست کمک، از پایههای تاب آوری در برابر اعتیاد به شمار میآیند. همیاران سلامت روان میتوانند این مهارتها را در قالب نشستهای محلی، گفتوگوهای خانوادگی، کارگاههای مدرسهای و برنامههای گروهی آموزش دهند. ارزش این آموزشها در سادگی و تداوم آن است. آموزش رسمی اگر خشک، پیچیده و دور از زندگی مردم باشد، اثر کمی دارد. همیاران میتوانند مفاهیم علمی را به زبان تجربه روزمره تبدیل کنند و به خانوادهها نشان دهند که چگونه میتوانند در خانه، با فرزندان خود ارتباط سالمتری داشته باشند.
خانواده مهمترین بستر شکلگیری تاب آوری در برابر اعتیاد است. خانوادهای که در آن گفتوگو وجود دارد، احساس امنیت عاطفی برقرار است، والدین از وضعیت فرزندان خود آگاه هستند، تنبیه و تحقیر جای خود را به حمایت و مرزبندی سالم داده است، خطر گرایش به مصرف مواد کمتر میشود. همیاران سلامت روان میتوانند به خانوادهها کمک کنند تا نشانههای خطر را زودتر بشناسند و واکنش مناسبتری نشان دهند. بسیاری از والدین زمانی متوجه مشکل میشوند که فرزندشان وارد مصرف منظم یا وابستگی شده است. برخی خانوادهها نیز با واکنشهای تند، پنهانکاری فرزند را بیشتر میکنند. آموزش والدین درباره رابطه میان اضطراب، تنهایی، شکست تحصیلی، خشونت خانگی، طلاق، فقر عاطفی و اعتیاد، میتواند پیشگیری را بسیار مؤثرتر کند.
در کنار خانواده، مدرسه نقش تعیینکنندهای در پیشگیری از اعتیاد دارد. نوجوانی دورهای حساس است و بسیاری از تجربههای پرخطر در همین سن شکل میگیرد. همیاران سلامت روان، اگر با مدارس همکاری منظم داشته باشند، میتوانند در شناسایی دانشآموزان آسیبپذیر، حمایت از مشاوران مدرسه، برگزاری جلسات آموزشی برای والدین و ایجاد فضای گفتوگوی امن نقشآفرینی کنند. دانشآموزی که احساس کند دیده میشود و میتواند بدون ترس از برچسب خوردن با فردی قابل اعتماد صحبت کند، احتمال بیشتری دارد که پیش از ورود به مصرف مواد کمک بگیرد. این همان نقطهای است که تاب آوری در برابر اعتیاد از یک مفهوم نظری به یک تجربه واقعی تبدیل میشود.
محله نیز در پیشگیری از اعتیاد اهمیت فراوان دارد. اعتیاد همیشه مسئله فردی نیست؛ گاهی محلهای که فاقد امکانات فرهنگی، ورزشی، شغلی و حمایتی است، زمینه بیشتری برای آسیب دارد. همیاران سلامت روان میتوانند با شناخت دقیق محله، خانوادههای آسیبپذیر، نوجوانان رهاشده، نقاط پرخطر، کمبود خدمات و نیازهای اجتماعی را شناسایی کنند. آنان میتوانند مردم، مدیران محلی، سازمانهای مردمنهاد، مراکز بهداشت، شوراها، مدارس و نهادهای حمایتی را به هم نزدیکتر کنند. تاب آوری در برابر اعتیاد زمانی در سطح محله شکل میگیرد که مردم احساس کنند تنها نیستند و برای مشکلات خود مسیر کمک وجود دارد.
نقش سازمانهای مردمنهاد در کنار همیاران سلامت روان بسیار مهم است. بسیاری از سمنها در ایران در حوزه کاهش آسیب، حمایت اجتماعی، آموزش، توانمندسازی زنان، حمایت از کودکان، مشاوره خانواده و بازتوانی افراد آسیبدیده فعالیت میکنند. همیاران سلامت روان میتوانند بازوی ارتباطی این سازمانها با جامعه باشند. آنان میتوانند نیازهای واقعی مردم را منتقل کنند و از سوی دیگر، خدمات موجود را به افراد نیازمند معرفی کنند. این ارتباط، از پراکندگی فعالیتها میکاهد و پیشگیری از اعتیاد را هدفمندتر میسازد.
یکی از ابعاد مهم تاب آوری در برابر اعتیاد، کاهش انگ اجتماعی است. انگ اجتماعی باعث میشود افراد آسیبدیده طرد شوند، خانوادهها مشکل را پنهان کنند و جامعه فرصت بازگشت را از کسانی که در مسیر بهبود هستند بگیرد. همیاران سلامت روان میتوانند با گفتوگوهای عمومی، آموزش محلی و حمایت از خانوادهها، فرهنگ پذیرش درمان و بازگشت به زندگی سالم را تقویت کنند. جامعهای که فرد بهبودیافته را برای همیشه با گذشتهاش تعریف میکند، مسیر بازگشت را دشوار میسازد. در برابر، جامعهای که مسئولانه حمایت میکند و همزمان مرزهای سالم اجتماعی را حفظ میکند، امکان پایداری درمان و کاهش بازگشت به مصرف را بیشتر میکند.
پیشگیری از اعتیاد در ایران باید به تفاوتهای فرهنگی، قومی، محلی و اقتصادی توجه کند. نسخه واحد برای همه مناطق کارآمد نیست. نیازهای یک محله شهری پرجمعیت با یک منطقه روستایی، یک شهر مرزی، یک منطقه صنعتی یا یک سکونتگاه کمبرخوردار متفاوت است. همیاران سلامت روان، به دلیل نزدیکی به مردم، میتوانند برنامهها را با واقعیتهای محلی هماهنگ کنند. آنان میدانند چه زبانی برای گفتوگو پذیرفتنیتر است، چه نگرانیهایی در خانوادهها وجود دارد، چه گروههایی بیشتر در معرض خطر هستند و چه ظرفیتهایی در محله میتواند فعال شود. همین شناخت محلی، یکی از پایههای تاب آوری در برابر اعتیاد است.
تاب آوری در برابر اعتیاد با امید اجتماعی نیز ارتباط مستقیم دارد. وقتی جوان آیندهای برای خود نمیبیند، احساس بیقدرتی میکند، در خانه شنیده نمیشود، در جامعه فرصت مشارکت ندارد و فشارهای روانی خود را بیپاسخ میبیند، احتمال گرایش به رفتارهای پرخطر افزایش مییابد. همیاران سلامت روان نمیتوانند به تنهایی همه مشکلات اقتصادی و اجتماعی را حل کنند، اما میتوانند احساس بیپناهی را کاهش دهند. آنان میتوانند فرد را به منابع حمایتی وصل کنند، خانواده را آگاهتر سازند، گروههای حمایتی ایجاد کنند و در سطح محله، شبکهای از مراقبت اجتماعی شکل دهند. همین شبکههای کوچک، در بلندمدت میتوانند اثر بزرگی بر کاهش آسیب داشته باشند.
در حوزه زنان و دختران، نقش همیاران سلامت روان اهمیت ویژهای دارد. زنان در بسیاری از موارد با فشارهای پنهان روانی، خشونت خانگی، فقر، مسئولیتهای سنگین خانوادگی، طرد اجتماعی و دسترسی محدود به خدمات حمایتی روبهرو هستند. اعتیاد در زنان به دلیل انگ شدیدتر، بیشتر پنهان میماند و دیرتر درمان میشود. همیاران سلامت روان، بهویژه اگر از میان زنان آموزشدیده محلی باشند، میتوانند فضای امنتری برای گفتوگو ایجاد کنند. آنان میتوانند زنان در معرض خطر را شناسایی کنند، مادران را در تربیت فرزندان حمایت کنند و خانوادهها را نسبت به پیوند میان خشونت، افسردگی، اضطراب و مصرف مواد آگاه سازند. تقویت تاب آوری در برابر اعتیاد در میان زنان، به سلامت کودکان و پایداری خانواده نیز کمک میکند.
کودکان و نوجوانان خانوادههای درگیر اعتیاد نیز نیازمند مراقبت ویژه هستند. این کودکان ممکن است با بیثباتی عاطفی، غفلت، خشونت، فقر، شرم اجتماعی و افت تحصیلی روبهرو شوند. اگر حمایت نشوند، احتمال تکرار چرخه آسیب در نسل بعد افزایش مییابد. همیاران سلامت روان میتوانند این کودکان را از وضعیت نامرئی خارج کنند. آنان میتوانند با مدارس، مراکز بهداشت و نهادهای حمایتی همکاری کنند تا کودک فقط به عنوان عضو یک خانواده آسیبدیده دیده نشود، به عنوان انسانی دارای حق حمایت، آموزش، امنیت و آینده شناخته شود. این نگاه، بنیان واقعی تاب آوری در برابر اعتیاد در نسل آینده است.
در سطح درمان و بازتوانی نیز همیاران سلامت روان میتوانند مکمل نظام تخصصی باشند. هرچند درمان اعتیاد نیازمند پزشک، روانشناس، مددکار اجتماعی و برنامه تخصصی است، اما موفقیت درمان به محیط اجتماعی فرد وابسته است. فردی که پس از درمان به همان شرایط قبلی بازمیگردد، بدون حمایت خانوادگی، بدون شغل، بدون پذیرش اجتماعی و بدون مهارت مدیریت وسوسه، در معرض بازگشت به مصرف قرار میگیرد. همیاران میتوانند در پیگیری اجتماعی، حفظ ارتباط، حمایت خانوادگی، معرفی خدمات و تقویت انگیزه نقش داشته باشند. این حمایت غیررسمی و انسانی، شکاف میان درمان و زندگی واقعی را کمتر میکند.
رسانه و فضای مجازی نیز میدان مهمی برای پیشگیری از اعتیاد است. بسیاری از نوجوانان و جوانان اطلاعات خود را از شبکههای اجتماعی میگیرند. گاه تبلیغ سبک زندگی پرخطر، عادیسازی مصرف مواد، اطلاعات غلط درباره مواد جدید یا نمایشهای فریبنده از شادی و موفقیت، ذهن جوانان را تحت تأثیر قرار میدهد. همیاران سلامت روان میتوانند با تولید محتوای ساده، درست و قابل اعتماد، در این فضا حضور داشته باشند. محتوای مؤثر باید ترسآفرین، تحقیرآمیز یا شعاری نباشد. پیامهای کوتاه درباره مهارت نه گفتن، مدیریت فشار روانی، شناخت مواد پرخطر، راههای کمک گرفتن و تجربههای موفق بهبود، میتواند به تقویت تاب آوری در برابر اعتیاد کمک کند.
با این حال، برای اثرگذاری همیاران سلامت روان، آموزش آنان باید جدی، علمی و مستمر باشد. همیار بدون آموزش کافی ممکن است ناخواسته توصیههای نادرست بدهد، مرز میان کمک داوطلبانه و درمان تخصصی را رعایت نکند یا در مواجهه با بحرانهای پیچیده دچار خطا شود. بنابراین، لازم است آموزش همیاران شامل مبانی سلامت روان، شناخت عوامل خطر اعتیاد، مهارت ارتباطی، اصول محرمانگی، اخلاق حرفهای، ارجاع به خدمات تخصصی، مداخله در بحران، حمایت از خانواده، شناخت خشونت خانگی، پیشگیری از خودکشی و کار با گروههای آسیبپذیر باشد. همچنین نظارت تخصصی بر فعالیت آنان ضروری است تا کیفیت خدمات حفظ شود.
یکی از چالشهای مهم در فعالیت همیاران سلامت روان، فرسودگی روانی خود آنان است. کار با خانوادههای آسیبدیده، شنیدن روایتهای دردناک، مواجهه با فقر، خشونت، اعتیاد و ناامیدی، فشار زیادی بر داوطلبان و فعالان اجتماعی وارد میکند. اگر از همیاران حمایت نشود، توان آنان کاهش مییابد و کیفیت فعالیت افت میکند. برای حفظ پایداری برنامهها، باید برای خود همیاران نیز جلسات حمایتی، آموزش مراقبت از خود، فرصت گفتوگو با متخصصان و سازوکارهای تشویقی در نظر گرفته شود. تاب آوری در برابر اعتیاد در جامعه زمانی تقویت میشود که نیروهای پشتیبان جامعه نیز تابآور باشند.
ارزیابی و سنجش اثر برنامههای همیاران سلامت روان نیز اهمیت دارد. فعالیت پیشگیرانه اگر سنجیده نشود، ممکن است به مجموعهای از برنامههای پراکنده تبدیل شود. لازم است شاخصهایی مانند میزان مشارکت خانوادهها، افزایش آگاهی عمومی، تعداد ارجاعهای موفق، کاهش رفتارهای پرخطر در گروههای هدف، رضایت مردم، تداوم ارتباط با افراد آسیبپذیر و همکاری میان نهادهای محلی بررسی شود. این ارزیابیها کمک میکند برنامهها اصلاح شوند و منابع به شکل مؤثرتر به کار گرفته شوند. هدف از ارزیابی، اداری کردن کار همیاران نیست؛ هدف این است که فعالیتها نتیجه واقعی داشته باشند.
در سیاستگذاری اجتماعی، همیاران سلامت روان باید به عنوان بخشی از سرمایه اجتماعی کشور دیده شوند. ایران برای تقویت پیشگیری از اعتیاد به شبکهای از نیروهای مردمی آگاه، مسئول، آموزشدیده و مرتبط با خدمات رسمی نیاز دارد. اگر این ظرفیت جدی گرفته شود، میتواند بار سنگینی را از دوش نظام درمان و نهادهای حمایتی بردارد. پیشگیری همیشه کمهزینهتر، انسانیتر و پایدارتر از درمان دیرهنگام است. هر نوجوانی که به کمک آموزش، حمایت و ارتباط سالم از مصرف مواد دور میماند، هر خانوادهای که پیش از فروپاشی کمک میگیرد و هر محلهای که شبکه مراقبت اجتماعی ایجاد میکند، نشانهای از موفقیت تاب آوری در برابر اعتیاد است.
برای تقویت این مسیر، باید میان وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، آموزش و پرورش، شهرداریها، سازمانهای مردمنهاد، دانشگاهها، رسانهها، مراکز مذهبی و گروههای محلی هماهنگی بیشتری ایجاد شود. همیاران سلامت روان میتوانند در مرکز این هماهنگی قرار گیرند، زیرا به زبان مردم نزدیک هستند و توان انتقال نیازهای واقعی جامعه را دارند. هر اندازه این همکاری منظمتر و کمهزینهتر باشد، پیشگیری از اعتیاد از حالت مقطعی خارج میشود و به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل میگردد.
تاب آوری در برابر اعتیاد در ایران نیازمند نگاه بلندمدت است. نمیتوان انتظار داشت با چند برنامه کوتاهمدت، چند پوستر، چند سخنرانی یا چند هشدار رسانهای، مسئلهای پیچیده مانند اعتیاد حل شود. اعتیاد با رنجهای فردی و شکافهای اجتماعی پیوند دارد. پیشگیری مؤثر باید ریشهها را ببیند، خانواده را تقویت کند، مدرسه را حساس سازد، محله را فعال کند، خدمات تخصصی را در دسترس قرار دهد و از بازگشت افراد به زندگی سالم حمایت کند. همیاران سلامت روان در تمام این مراحل میتوانند نقشی زنده و کاربردی داشته باشند.
در نهایت، نقش همیاران سلامت روان ایران در توسعه و تقویت پیشگیری از اعتیاد، نقشی فرعی و تزئینی نیست. آنان میتوانند یکی از ستونهای اصلی تاب آوری در برابر اعتیاد باشند. جامعهای که از ظرفیت مردم برای مراقبت از مردم استفاده میکند، سریعتر خطرها را میشناسد، انسانیتر واکنش نشان میدهد و پایدارتر از بحران عبور میکند. همیاران سلامت روان با آموزش، گفتوگو، اعتمادسازی، شناسایی زودهنگام، ارجاع درست، حمایت خانوادگی، کاهش انگ و تقویت مشارکت محلی، میتوانند مسیر پیشگیری از اعتیاد را عمیقتر و مؤثرتر کنند.
تاب آوری در برابر اعتیاد زمانی معنا پیدا میکند که فرد احساس کند ارزشمند است، خانواده احساس کند راهی برای کمک وجود دارد، نوجوان احساس کند آیندهاش بسته نیست، فرد بهبودیافته احساس کند امکان بازگشت دارد و محله احساس کند در برابر آسیبها بیقدرت نیست. همیاران سلامت روان میتوانند این احساس توانمندی را در جامعه تقویت کنند. به همین دلیل، سرمایهگذاری بر آموزش، حمایت و سازماندهی آنان، سرمایهگذاری بر سلامت روان، امنیت اجتماعی، پایداری خانواده و آینده نسلهای بعدی ایران است.
۱ بازدید
۰ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !