پایگاه جمعیت همیاران
سلامت روان اجتماعی ایران
تفاوت کوچ و روانشناس

تفاوت کوچ و روانشناس

روانشناسی به عنوان یک رشته دانشگاهی و علمی، مطالعه نظام‌مند ذهن، هیجان و رفتار انسان است که با تکیه بر پژوهش‌های تجربی، آزمایشگاهی و بالینی، تلاش می‌کند الگوهای روانی و رفتاری را توصیف، تبیین و در موارد بالینی اصلاح نماید.
روانشناس فردی است که در دانشگاه در حوزه روانشناسی عمومی، بالینی، تربیتی یا سایر گرایش‌ها آموزش دیده و دانش او مبتنی بر مبانی علمی، نظریه‌های معتبر و روش‌های پژوهشی تأیید شده است.
هدف روانشناسان، هم فهم سازوکارهای روانی و هم کمک به افرادی است که دچار مشکلات هیجانی، رفتاری یا روان‌پزشکی هستند.
در مقابل، کوچینگ به عنوان یک رویکرد نوین در حوزه رشد فردی و توسعه مهارت‌های زندگی، به فرآیندی اطلاق می‌شود که طی آن کوچ با استفاده از پرسشگری هدفمند، گوش دادن فعال و ایجاد فضای حمایتی، به مراجع کمک می‌کند تا اهداف خود را شفاف‌سازی کرده، نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد و راهکارهای عملی برای پیشرفت فردی یا حرفه‌ای طراحی کند.

کوچینگ برخلاف روانشناسی، عموماً تمرکز بر گذشته یا اختلال ندارد و بیشتر بر آینده و عملکرد مطلوب تمرکز می‌کند.
بنابراین در تعریف ابتدایی، روانشناسی یک علم با مبانی پژوهشی است و کوچینگ یک روش تسهیل‌گر برای رشد فردی و حرفه‌ای محسوب می‌شود.

یکی از اساسی‌ترین تفاوت‌ها میان روانشناسی و کوچینگ، بستر علمی و آموزشی آن‌ها است. روانشناسی در دانشگاه‌ها به صورت رشته‌ای رسمی با گرایش‌های تخصصی تدریس می‌شود و برای کسب عنوان روانشناس، فرد باید دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد یا دکتری را گذرانده، کارورزی بالینی انجام دهد و تحت نظارت اساتید و نهادهای علمی قرار گیرد.

علاوه بر این، در بسیاری از کشورها روانشناسان ملزم به اخذ مجوز حرفه‌ای از انجمن‌های روانشناسی یا وزارت بهداشت هستند.
این مسیر طولانی آموزشی تضمین می‌کند که روانشناس درک عمیقی از روان‌پزشکی، روان‌سنجی، آسیب‌شناسی روانی و درمان‌های مبتنی بر شواهد داشته باشد.
در مقابل، کوچینگ به معنای دانشگاهی ساختارمند در اغلب کشورها وجود ندارد و بیشتر در قالب کارگاه‌ها، دوره‌های کوتاه‌مدت یا مدارک بین‌المللی توسط مؤسسات خصوصی ارائه می‌شود.
به بیان دیگر، کوچینگ به جای اتکا بر سال‌ها آموزش نظری و پژوهشی، بر مهارت‌های عملی همچون پرسشگری، بازتاب‌دهی و برنامه‌ریزی تأکید می‌کند.
این تفاوت آموزشی باعث شده که روانشناسی جایگاه یک رشته علمی و حرفه‌ای قانونی داشته باشد،
در حالی‌که کوچینگ بیشتر به عنوان یک حرفه حمایتی و مکمل شناخته می‌شود که در حوزه‌های سازمانی، ورزشی یا فردی به‌کار می‌رود.

روانشناسی در حوزه کاربردی اغلب به دنبال شناسایی، پیشگیری و درمان اختلالات روانی است. روانشناسان بالینی به بیماران کمک می‌کنند با افسردگی، اضطراب، وسواس، اختلالات شخصیت یا مشکلات رفتاری مقابله کنند و از طریق روش‌های علمی مانند درمان شناختی‌رفتاری، روان‌درمانی پویشی یا مداخلات رفتاری بهبود یابند. به عبارت دیگر، روانشناسی بر بازگرداندن فرد به سطحی از کارکرد روانی سالم و کاهش رنج هیجانی تمرکز دارد. در مقابل، کوچینگ الزاماً با فردی سروکار ندارد که بیمار یا دچار اختلال باشد؛ بلکه با افرادی کار می‌کند که در وضعیت نسبتاً سالم روانی قرار دارند اما می‌خواهند عملکرد بهینه‌تری داشته باشند. اهداف کوچینگ شامل افزایش اعتماد به نفس، بهبود مهارت‌های رهبری، مدیریت زمان، ارتقای روابط شغلی یا دستیابی به تعادل میان زندگی شخصی و حرفه‌ای است. بنابراین، روانشناس بیشتر با درمان و اصلاح مشکلات ومقوله سلامت روان سروکار دارد، حال آنکه کوچ به مراجع کمک می‌کند تا پتانسیل‌های خود را شکوفا کرده و از وضعیت خوب به وضعیت عالی حرکت کند.

روانشناسان از مجموعه‌ای از روش‌های علمی بهره می‌برند که در پژوهش‌های گسترده اثبات اثربخشی شده‌اند.
این روش‌ها شامل روان‌درمانی فردی یا گروهی، آزمون‌های روان‌سنجی برای سنجش شخصیت و هوش، مداخلات رفتاری، طرحواره‌درمانی، زوج‌درمانی و تکنیک‌های مبتنی بر شواهد هستند.
آن‌ها علاوه بر گوش دادن فعال، از مدل‌های نظری مانند نظریه یادگیری، روانکاوی یا روانشناسی شناختی برای تبیین رفتار مراجع استفاده می‌کنند.

در مقابل، کوچینگ ابزارهای متفاوتی دارد:
پرسشگری قدرتمند برای برانگیختن تفکر، بازخورد حمایتی، طراحی برنامه اقدام (Action Plan) و ایجاد مسئولیت‌پذیری از طریق جلسات منظم. کوچ‌ها اغلب از مدل‌های ساده‌سازی‌شده مانند مدل GROW (هدف، واقعیت، گزینه‌ها، راه‌حل) استفاده می‌کنند که به مراجع کمک می‌کند مسیر خود را روشن سازد.
در حالی‌که روانشناس ممکن است جلسات عمیق درمانی برای بررسی ریشه‌های مشکل برگزار کند، کوچ بیشتر به عنوان همراه یا تسهیل‌گر عمل می‌کند تا فرد را در حرکت به سوی اهداف مشخص هدایت کند.

حوزه روانشناسی دارای آیین‌نامه‌های اخلاقی سخت‌گیرانه است که توسط انجمن‌های روانشناسی و نهادهای حرفه‌ای تدوین شده‌اند.
روانشناسان موظف‌اند رازداری، بی‌طرفی، اجتناب از سوءاستفاده و رعایت مرزهای حرفه‌ای را حفظ کنند.
همچنین اگر روانشناس با مشکلی خارج از حوزه تخصص خود مواجه شود، موظف است فرد را به متخصص مناسب ارجاع دهد.
در عین حال، روانشناسان از آنجا که با اختلالات روانی سروکار دارند، مسئولیت قانونی بیشتری نیز بر عهده دارند و هرگونه قصور می‌تواند تبعات حقوقی جدی داشته باشد.
کوچ‌ها نیز هرچند در برخی کشورها توسط انجمن‌های حرفه‌ای بین‌المللی مانند ICF (فدراسیون بین‌المللی کوچینگ) به آیین‌نامه‌های اخلاقی متعهد می‌شوند، اما این الزامات به شدت و گستردگی روانشناسی نیست.
از سوی دیگر، کوچ‌ها موظف‌اند روشن سازند که خدماتشان جایگزین درمان روانشناسی یا روان‌پزشکی نیست و در صورت مشاهده علائم اختلال روانی، باید مراجع را به متخصص معرفی کنند. این تمایز اخلاقی اهمیت ویژه‌ای دارد زیرا مرز میان «کمک به رشد» و «مداخله درمانی» در عمل گاه مبهم می‌شود.

با وجود تفاوت‌های بنیادی، روانشناسی و کوچینگ نقاط مشترک نیز دارند. هر دو رشته به رشد انسان، افزایش خودآگاهی و ارتقای کیفیت زندگی علاقه‌مند هستند.
هر دو به فرآیند گفت‌وگو، شنیدن فعال و بازتاب‌دهی اهمیت می‌دهند.
بسیاری از مهارت‌های کوچینگ مانند همدلی، ایجاد انگیزه و طرح پرسش‌های چالش‌برانگیز در روانشناسی نیز به‌کار می‌رود.
همچنین در دهه‌های اخیر شاهد همگرایی تدریجی بوده‌ایم: برخی روانشناسان از ابزارهای کوچینگ برای توانمندسازی مراجعان استفاده می‌کنند و برخی کوچ‌ها نیز با الهام از نظریه‌های روانشناسی مثبت‌نگر به کار خود عمق بیشتری می‌بخشند. روانشناسی مثبت‌نگر که بر قوت‌ها، شادکامی و شکوفایی تمرکز دارد، نمونه‌ای از حوزه‌هایی است که میان درمان و کوچینگ پلی برقرار می‌کند. بنابراین، گرچه حوزه تخصص و مرجعیت علمی متفاوت است، اما تعامل این دو می‌تواند مکملی ارزشمند برای ارتقای سلامت روان و توسعه فردی باشد.

یکی از چالش‌های مهم در تمایز کوچ و روانشناس، برداشت‌های نادرست در سطح جامعه است. بسیاری از افراد به دلیل ناآگاهی، تصور می‌کنند کوچینگ می‌تواند جایگزین روان‌درمانی شود و برای درمان افسردگی یا اختلالات اضطرابی به کوچ مراجعه می‌کنند.
این امر نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه می‌تواند به تعویق افتادن درمان علمی و تشدید علائم منجر شود.
از سوی دیگر، برخی روانشناسان نیز کوچینگ را فاقد اعتبار علمی دانسته و آن را به‌طور کامل رد می‌کنند، در حالی‌که کوچینگ در حوزه‌های خاصی مانند توسعه شغلی یا رهبری سازمانی می‌تواند مؤثر باشد. چالش دیگر، نبود نظام نظارتی و استاندارد واحد در حوزه کوچینگ است که سبب شده افراد بدون آموزش کافی خود را کوچ معرفی کنند و خدماتی غیرحرفه‌ای ارائه دهند.
این شرایط بر ضرورت آگاهی عمومی می‌افزاید: افراد باید بدانند که در مواجهه با مشکلات روانی و بالینی باید به روانشناس یا روان‌پزشک مراجعه کنند، اما در زمینه رشد فردی و دستیابی به اهداف عملکردی می‌توانند از خدمات کوچینگ بهره‌مند شوند.

معصومه رضائی پور روانشناس و مربی توسعه فردی در خاتمه آورده است روانشناسی و کوچینگ دو مسیر متفاوت اما هم‌راستا در خدمت به انسان هستند.
روانشناسی بر علم، پژوهش و درمان اختلالات متمرکز است و با آموزش دانشگاهی عمیق، ابزارهای علمی و آیین‌نامه‌های اخلاقی سخت‌گیرانه، نقش اصلی در ارتقای سلامت روان جامعه ایفا می‌کند. کوچینگ در نقطه مقابل، حرفه‌ای عملی و تسهیل‌گر است که بیشتر به آینده، عملکرد و شکوفایی فردی می‌پردازد و به‌عنوان مکملی ارزشمند در کنار روانشناسی می‌تواند به ارتقای کیفیت زندگی کمک کند.
تمایز اصلی این دو نه‌تنها در اهداف و روش‌ها، بلکه در مبانی علمی، مسئولیت‌های قانونی و چارچوب‌های اخلاقی نهفته است.
جامعه امروز نیازمند شناخت دقیق این تفاوت‌ها است تا افراد با توجه به شرایط خود انتخاب آگاهانه‌تری داشته باشند؛ کسانی که با اختلالات روانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند باید به روانشناس یا روان‌پزشک مراجعه کنند، و کسانی که به دنبال رشد فردی یا حرفه‌ای هستند می‌توانند از کوچینگ بهره بگیرند.
  روانشناسی و کوچینگ دو ابزار مکمل برای ارتقای زندگی انسان هستند که هر یک در جایگاه درست خود، نقشی حیاتی و ارزشمند ایفا می‌کنند.



۴۵ بازدید


۱ امتیاز


۰ نظر
نظرات کاربران


هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !
انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد !
شما هم می توانید در این کار سهیم باشید ! کمک های مالی شما مایه دلگرمی ماست !
دریافت کمک های مردمی
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران
جمعیت همیاران سلامت روان با هدف افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه در راستای افزایش سطح سلامت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی فعالیت می نماید. باور ما بر این است که با افزایش مشارکت جویی و احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیل گرانه می توانیم در ارتقای سطح کیفیت زندگی اقشار جامعه تاثیر داشته باشیم. این سایت با همت و تلاش و پیگیری مستمر جناب آقای حمید بیخسته مدیر روابط عمومی جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی کشور در سال 1395 راه اندازی گردید.
تمامی حقوق محفوظ و متعلق به جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران می باشد .
Copyright © 2015 for HamyaranIran.ir , By SmProgram web Developer , All rights reserved .