نقش حیاتی خیریهها و سازمانهای مردمنهاد در تقویت تابآوری
NGOها با استفاده از انعطافپذیری و ارتباط نزدیک با جوامع، در مدیریت بحران و افزایش تابآوری نقش حیاتی ایفا میکنند. آنها در مراحل آمادگی، پاسخ و بازسازی، با مشارکت مردمی و ارائه خدمات ضروری، به جوامع آسیبدیده کمک میکنند.
خیریهها و سازمانهای مردمنهاد (NGO ها) نقشی حیاتی و جداییناپذیر در آمادگی، پاسخدهی و بازسازی پس از بحرانها ایفا میکنند و بخش مرکزی نظامهای مدیریت بحران در دنیای امروز محسوب میشوند. از پیامدهای جنگ و بلایای طبیعی گرفته تا پاندمیها و فروپاشیهای اقتصادی، این سازمانها به شرکای اساسی دولتها، نهادهای بینالمللی و جوامع محلی بدل گشتهاند. انعطافپذیری، حضور میدانی و مأموریت انساندوستانه آنها، این امکان را فراهم میآورد تا خلأهایی را پوشش دهند که اغلب بخش دولتی و خصوصی قادر به پر کردن مؤثر و بهموقع آنها نیستند.
خیریهها و سازمانهای مردمنهاد، با اتکا به سرمایه اعتماد اجتماعی، مشارکت گسترده مردمی و شناخت عمیق از شرایط بومی، نقشی کلیدی در تقویت ظرفیت تابآوری جوامع ایفا میکنند. این سازمانها از طریق آموزش، توانمندسازی جوامع محلی، جذب و هدایت داوطلبان، و برقراری ارتباط میان منابع و شبکههای موجود، به کاهش آسیبپذیری و افزایش سطح آمادگی کمک کرده و زمینه را برای بازگشت سریعتر جوامع به حالت عادی فراهم میآورند.
به گفته دکتر محمدرضا مقدسی، مشاور عالی مأموریت ملی تابآوری فرهنگی، «مدیریت بحران» به مجموعهای از اقدامات هماهنگ اطلاق میشود که جامعه برای مقابله با رویدادهای ناگهانی و مخربی که جان انسانها، اموال و ثبات اجتماعی را تهدید میکنند، به اجرا درمیآورد.
این بحرانها میتوانند منشأ طبیعی داشته باشند؛ نظیر زلزله، سیل، طوفان، خشکسالی و آتشسوزی در جنگلها. برخی دیگر از بحرانها «انسانساخت» هستند، مانند جنگ، تروریسم، حوادث صنعتی و حملات سایبری. دستهای دیگر به بحرانهای سلامتمحور تعلق دارند، از جمله همهگیریها و اپیدمیها. همچنین، بحرانهایی با ماهیت اجتماعی و اقتصادی وجود دارند، مانند فروپاشیهای مالی، بیکاری گسترده، مهاجرت و آوارگی جمعی، و فقر شدید.
اگرچه بهطور سنتی، دولتها مسئولیت اصلی حفاظت از شهروندان را بر عهده دارند، اما در عمل با محدودیتهایی مواجه هستند؛ از جمله بوروکراسی پیچیده و کند، محدودیت منابع مالی و انسانی، آسیبپذیری خود نهادهای دولتی در شرایط بحرانی، و ناتوانی در حضور مؤثر در مناطق دورافتاده یا حاشیهای. در چنین شرایطی، سازمانهای مردمنهاد و خیریهها نقشی مکمل و گاه حتی محوری پیدا میکنند.
این سازمانها معمولاً از استقلال نسبی برخوردارند، هرچند ممکن است بخشی از منابع مالی آنها از طریق بودجه عمومی تأمین شود. فعالیتهایشان «مأموریتمحور» بوده و اغلب اهداف بشردوستانه، محیطزیستی یا حقوق بشری را دنبال میکنند.
سازمانهای مردمنهاد و خیریهها، ماهیتی غیرانتفاعی دارند و بر کمکهای مردمی، حمایتهای بینالمللی و شبکههای داوطلبانه تکیه میکنند. این سازمانها میتوانند در سطوح محلی، ملی یا بینالمللی فعالیت نمایند. تلفیق مأموریت انسانی با انعطافپذیری عملیاتی و چابکی سازمانی، آنها را به بازیگرانی کلیدی در مدیریت بحرانهای امروزی تبدیل کرده است.
یکی از برجستهترین نقاط قوت سازمانهای مردمنهاد در شرایط بحرانی، «انعطافپذیری» و «سرعت عمل» آنهاست. ساختار بوروکراتیک سبکتر، امکان اعزام سریعتر تیمهای میدانی، جابهجایی بهموقع منابع و بهکارگیری راهحلهای نوآورانه را فراهم میآورد. در بسیاری از بحرانها، این سازمانها جزو اولین پاسخدهندگان حاضر در صحنه هستند، بهویژه در مناطقی که حضور دولت کمرنگ یا ناکافی است.
«نزدیکی به جامعه محلی» و «شناخت بومی» از دیگر مزایای قابل توجه این سازمانها به شمار میرود. بسیاری از آنها ریشههای عمیقی در جوامعی دارند که به آن خدمت میکنند؛ در نتیجه، فرهنگ، زبان، ساختارهای اجتماعی و آسیبپذیریهای محلی را بهتر درک میکنند. این نزدیکی، اعتماد بیشتری را از سوی مردم جلب کرده و امکان شناسایی دقیقتر گروههای آسیبپذیر مانند زنان، کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و اقلیتها را فراهم میسازد. در نتیجه، اقدامات این سازمانها معمولاً با نیازهای واقعی جامعه همخوانی بیشتری دارد.
بسیاری از سازمانهای مردمنهاد معتبر، بر اصول بنیادین «بیطرفی»، «بیغرضی» و «استقلال» پایبندند. این اصول، بهویژه در بحرانهای سیاسی، منازعات اجتماعی و حتی درگیریهای مسلحانه، اهمیت ویژهای مییابند؛ زیرا امکان دسترسی به مناطق آسیبدیده را فراهم میسازند. این دسترسی اجازه میدهد تا کمکهای بشردوستانه از میان خطوط درگیری عبور کرده و به نیازمندان برسد.
تمرکز بر نیازهای انسانی، بهجای ملاحظات سیاسی، فضایی امن برای ارائه کمک به قربانیان فراهم میآورد.
این سازمانها علاوه بر ارائه خدمات مستقیم، نقش مهم «مطالبهگری» را نیز بر عهده دارند. آنها میتوانند موارد نقض حقوق بشر یا سوءاستفادهها را در دوران بحران مستندسازی کرده، دولتها و نهادهای بینالمللی را به ایجاد حمایتهای قویتر ترغیب کنند و صدای جوامع آسیبدیده را به گوش تصمیمگیران برسانند. بدین ترتیب، همزمان با امدادرسانی، نقش نظارتی و عدالتخواهانه را نیز ایفا میکنند.
در چرخه جامع مدیریت بحران، که شامل مراحل «آمادگی»، «پاسخ»، «بازسازی» و «کاهش خطر» است، سازمانهای مردمنهاد در هر مرحله نقشی حیاتی ایفا میکنند:
• در مرحله آمادگی این سازمانها با ارزیابی خطرات محلی، آموزش عمومی و توسعه سیستمهای هشدار سریع، به جوامع کمک میکنند تا پیش از وقوع بحران، آمادگی لازم را کسب کنند. همچنین، با برگزاری دورههای آموزشی مانند کمکهای اولیه، جستوجو و نجات، و مانورهای تخلیه اضطراری، ظرفیت جامعه را برای واکنش سریع افزایش میدهند. در برخی مناطق، اقدام به ایجاد انبارهای محلی برای ذخیره مواد غذایی، آب، دارو، چادر و تجهیزات اضطراری میکنند تا امکان واکنش سریع در ساعات اولیه بحران فراهم گردد.
• در مرحله پاسخ، که همزمان با وقوع بحران است، این سازمانها در عملیات جستوجو و نجات، توزیع مواد غذایی و آب سالم، ارائه خدمات پزشکی، برپایی اردوگاههای اضطراری و تأمین نیازهای اولیه مشارکت فعال دارند. بسیاری از آنها خدمات بهداشت عمومی، واکسیناسیون اضطراری، مراقبت از مادر و کودک و حمایتهای روانی-اجتماعی از بازماندگان را ارائه میدهند. توجه ویژه به گروههای آسیبپذیر، از جمله زنان، کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت، از اولویتهای برنامههای حمایتی آنهاست.
• پس از عبور از مرحله اضطراری، فرایند بازسازی آغاز میشود. در این مرحله، سازمانهای مردمنهاد در بازسازی منازل، مناطق مسکونی، مدارس، مراکز درمانی و زیرساختهای محلی نقش ایفا میکنند. همچنین با ارائه برنامههایی مانند صندوقهای قرضالحسنه محلی، وامهای خرد، آموزشهای مهارتی و طرحهای اشتغالزایی، به احیای معیشت افراد کمک مینمایند. خدمات مشاوره روانی و فعالیتهای اجتماعی نیز برای بازسازی سلامت روان و انسجام اجتماعی جامعه ارائه میشود.
• در مرحله کاهش خطر و پیشگیری، هدف اصلی ایجاد جوامعی مقاومتر در برابر بحرانهای آینده است. سازمانهای مردمنهاد در این راستا از برنامههای توسعهای که خطرات را در نظر میگیرند حمایت کرده، برای اجرای استانداردهای ساختمانی ایمن تلاش میکنند، برنامههای کشاورزی مقاوم به تغییر اقلیم را ترویج میدهند و جوامع محلی را در طراحی و اجرای اقدامات کاهش خطر مشارکت میدهند. تشکیل کمیتههای محلی مدیریت بحران و آموزش داوطلبان نیز بخشی از این فعالیتهای پیشگیرانه است.
فعالیت این سازمانها معمولاً در تعامل با دولتها، سازمانهای بینالمللی، بخش خصوصی و حامیان مالی صورت میگیرد. آنها در کنار دولت در برنامهریزی و اجرای برنامههای مدیریت بحران مشارکت کرده، با سازمانهای بینالمللی هماهنگ هستند و از ظرفیتهای بخش خصوصی برای تأمین فناوری، لجستیک و منابع مالی بهره میبرند.
با این حال، وابستگی به منابع مالی ناپایدار میتواند برنامهریزی بلندمدت را برای این سازمانها دشوار سازد. هماهنگی میان تعداد زیاد سازمانها در بحرانهای بزرگ گاهی پیچیده است و ممکن است به موازیکاری منجر شود. همچنین، مسائل مربوط به شفافیت، پاسخگویی و حفظ اعتماد عمومی اهمیت بسزایی دارد. علاوه بر این، کارکنان و داوطلبان در برخی مناطق، بهویژه در شرایط جنگی، با خطرات امنیتی جدی روبهرو هستند.
با وجود این چالشها، در جهانی که با افزایش بلایای طبیعی ناشی از تغییرات اقلیمی، تشدید منازعات، مهاجرتهای گسترده و بحرانهای بهداشتی مواجه است، نقش خیریهها و سازمانهای مردمنهاد در مدیریت بحران حیاتی و رو به افزایش است.
تابآوری اجتماعی زمانی شکل میگیرد که جامعه بتواند در برابر بحرانها مقاومت کند، خود را با شرایط جدید سازگار سازد و پس از آسیبها دوباره به زندگی عادی بازگردد. به گفته دکتر محمدرضا مقدسی، خیریهها و سازمانهای مردمنهاد با تکیه بر مشارکت مردمی، آموزش، شبکهسازی اجتماعی و بسیج داوطلبان، نقش مهمی در تقویت این ظرفیت دارند و به افزایش آمادگی جوامع در برابر بلایا کمک میکنند. این نهادها با حضور در کنار مردم، هم در مرحله پیشگیری و هم در زمان پاسخ و بازسازی، پیوندی میان منابع انسانی، اجتماعی و نهادی ایجاد کرده و زمینه را برای شکلگیری جوامعی توانمندتر، همبستهتر و تابآورتر در برابر بحرانهای آینده فراهم میسازند.
جمعبندی نهایی: سازمانهای مردمنهاد و خیریهها با توانمندسازی جوامع در مرحله آمادگی، نجات جان انسانها در مرحله پاسخ، کمک به بازگشت زندگی در مرحله بازسازی و تلاش برای کاهش خطرات در آینده، سهم بزرگی در ساختن جوامعی تابآورتر و انسانیتر ایفا میکنند. تقویت همکاری میان دولتها، جامعه مدنی، سازمانهای بینالمللی و بخش خصوصی میتواند بهرهگیری از ظرفیت این سازمانها را بیش از پیش افزایش دهد.
خیریهها و سازمانهای مردمنهاد (NGO ها) نقشی حیاتی و جداییناپذیر در آمادگی، پاسخدهی و بازسازی پس از بحرانها ایفا میکنند و بخش مرکزی نظامهای مدیریت بحران در دنیای امروز محسوب میشوند. از پیامدهای جنگ و بلایای طبیعی گرفته تا پاندمیها و فروپاشیهای اقتصادی، این سازمانها به شرکای اساسی دولتها، نهادهای بینالمللی و جوامع محلی بدل گشتهاند. انعطافپذیری، حضور میدانی و مأموریت انساندوستانه آنها، این امکان را فراهم میآورد تا خلأهایی را پوشش دهند که اغلب بخش دولتی و خصوصی قادر به پر کردن مؤثر و بهموقع آنها نیستند.
خیریهها و سازمانهای مردمنهاد، با اتکا به سرمایه اعتماد اجتماعی، مشارکت گسترده مردمی و شناخت عمیق از شرایط بومی، نقشی کلیدی در تقویت ظرفیت تابآوری جوامع ایفا میکنند. این سازمانها از طریق آموزش، توانمندسازی جوامع محلی، جذب و هدایت داوطلبان، و برقراری ارتباط میان منابع و شبکههای موجود، به کاهش آسیبپذیری و افزایش سطح آمادگی کمک کرده و زمینه را برای بازگشت سریعتر جوامع به حالت عادی فراهم میآورند.
به گفته دکتر محمدرضا مقدسی، مشاور عالی مأموریت ملی تابآوری فرهنگی، «مدیریت بحران» به مجموعهای از اقدامات هماهنگ اطلاق میشود که جامعه برای مقابله با رویدادهای ناگهانی و مخربی که جان انسانها، اموال و ثبات اجتماعی را تهدید میکنند، به اجرا درمیآورد.
این بحرانها میتوانند منشأ طبیعی داشته باشند؛ نظیر زلزله، سیل، طوفان، خشکسالی و آتشسوزی در جنگلها. برخی دیگر از بحرانها «انسانساخت» هستند، مانند جنگ، تروریسم، حوادث صنعتی و حملات سایبری. دستهای دیگر به بحرانهای سلامتمحور تعلق دارند، از جمله همهگیریها و اپیدمیها. همچنین، بحرانهایی با ماهیت اجتماعی و اقتصادی وجود دارند، مانند فروپاشیهای مالی، بیکاری گسترده، مهاجرت و آوارگی جمعی، و فقر شدید.
اگرچه بهطور سنتی، دولتها مسئولیت اصلی حفاظت از شهروندان را بر عهده دارند، اما در عمل با محدودیتهایی مواجه هستند؛ از جمله بوروکراسی پیچیده و کند، محدودیت منابع مالی و انسانی، آسیبپذیری خود نهادهای دولتی در شرایط بحرانی، و ناتوانی در حضور مؤثر در مناطق دورافتاده یا حاشیهای. در چنین شرایطی، سازمانهای مردمنهاد و خیریهها نقشی مکمل و گاه حتی محوری پیدا میکنند.
این سازمانها معمولاً از استقلال نسبی برخوردارند، هرچند ممکن است بخشی از منابع مالی آنها از طریق بودجه عمومی تأمین شود. فعالیتهایشان «مأموریتمحور» بوده و اغلب اهداف بشردوستانه، محیطزیستی یا حقوق بشری را دنبال میکنند.
سازمانهای مردمنهاد و خیریهها، ماهیتی غیرانتفاعی دارند و بر کمکهای مردمی، حمایتهای بینالمللی و شبکههای داوطلبانه تکیه میکنند. این سازمانها میتوانند در سطوح محلی، ملی یا بینالمللی فعالیت نمایند. تلفیق مأموریت انسانی با انعطافپذیری عملیاتی و چابکی سازمانی، آنها را به بازیگرانی کلیدی در مدیریت بحرانهای امروزی تبدیل کرده است.
یکی از برجستهترین نقاط قوت سازمانهای مردمنهاد در شرایط بحرانی، «انعطافپذیری» و «سرعت عمل» آنهاست. ساختار بوروکراتیک سبکتر، امکان اعزام سریعتر تیمهای میدانی، جابهجایی بهموقع منابع و بهکارگیری راهحلهای نوآورانه را فراهم میآورد. در بسیاری از بحرانها، این سازمانها جزو اولین پاسخدهندگان حاضر در صحنه هستند، بهویژه در مناطقی که حضور دولت کمرنگ یا ناکافی است.
«نزدیکی به جامعه محلی» و «شناخت بومی» از دیگر مزایای قابل توجه این سازمانها به شمار میرود. بسیاری از آنها ریشههای عمیقی در جوامعی دارند که به آن خدمت میکنند؛ در نتیجه، فرهنگ، زبان، ساختارهای اجتماعی و آسیبپذیریهای محلی را بهتر درک میکنند. این نزدیکی، اعتماد بیشتری را از سوی مردم جلب کرده و امکان شناسایی دقیقتر گروههای آسیبپذیر مانند زنان، کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و اقلیتها را فراهم میسازد. در نتیجه، اقدامات این سازمانها معمولاً با نیازهای واقعی جامعه همخوانی بیشتری دارد.
بسیاری از سازمانهای مردمنهاد معتبر، بر اصول بنیادین «بیطرفی»، «بیغرضی» و «استقلال» پایبندند. این اصول، بهویژه در بحرانهای سیاسی، منازعات اجتماعی و حتی درگیریهای مسلحانه، اهمیت ویژهای مییابند؛ زیرا امکان دسترسی به مناطق آسیبدیده را فراهم میسازند. این دسترسی اجازه میدهد تا کمکهای بشردوستانه از میان خطوط درگیری عبور کرده و به نیازمندان برسد.
تمرکز بر نیازهای انسانی، بهجای ملاحظات سیاسی، فضایی امن برای ارائه کمک به قربانیان فراهم میآورد.
این سازمانها علاوه بر ارائه خدمات مستقیم، نقش مهم «مطالبهگری» را نیز بر عهده دارند. آنها میتوانند موارد نقض حقوق بشر یا سوءاستفادهها را در دوران بحران مستندسازی کرده، دولتها و نهادهای بینالمللی را به ایجاد حمایتهای قویتر ترغیب کنند و صدای جوامع آسیبدیده را به گوش تصمیمگیران برسانند. بدین ترتیب، همزمان با امدادرسانی، نقش نظارتی و عدالتخواهانه را نیز ایفا میکنند.
در چرخه جامع مدیریت بحران، که شامل مراحل «آمادگی»، «پاسخ»، «بازسازی» و «کاهش خطر» است، سازمانهای مردمنهاد در هر مرحله نقشی حیاتی ایفا میکنند:
• در مرحله آمادگی این سازمانها با ارزیابی خطرات محلی، آموزش عمومی و توسعه سیستمهای هشدار سریع، به جوامع کمک میکنند تا پیش از وقوع بحران، آمادگی لازم را کسب کنند. همچنین، با برگزاری دورههای آموزشی مانند کمکهای اولیه، جستوجو و نجات، و مانورهای تخلیه اضطراری، ظرفیت جامعه را برای واکنش سریع افزایش میدهند. در برخی مناطق، اقدام به ایجاد انبارهای محلی برای ذخیره مواد غذایی، آب، دارو، چادر و تجهیزات اضطراری میکنند تا امکان واکنش سریع در ساعات اولیه بحران فراهم گردد.
• در مرحله پاسخ، که همزمان با وقوع بحران است، این سازمانها در عملیات جستوجو و نجات، توزیع مواد غذایی و آب سالم، ارائه خدمات پزشکی، برپایی اردوگاههای اضطراری و تأمین نیازهای اولیه مشارکت فعال دارند. بسیاری از آنها خدمات بهداشت عمومی، واکسیناسیون اضطراری، مراقبت از مادر و کودک و حمایتهای روانی-اجتماعی از بازماندگان را ارائه میدهند. توجه ویژه به گروههای آسیبپذیر، از جمله زنان، کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت، از اولویتهای برنامههای حمایتی آنهاست.
• پس از عبور از مرحله اضطراری، فرایند بازسازی آغاز میشود. در این مرحله، سازمانهای مردمنهاد در بازسازی منازل، مناطق مسکونی، مدارس، مراکز درمانی و زیرساختهای محلی نقش ایفا میکنند. همچنین با ارائه برنامههایی مانند صندوقهای قرضالحسنه محلی، وامهای خرد، آموزشهای مهارتی و طرحهای اشتغالزایی، به احیای معیشت افراد کمک مینمایند. خدمات مشاوره روانی و فعالیتهای اجتماعی نیز برای بازسازی سلامت روان و انسجام اجتماعی جامعه ارائه میشود.
• در مرحله کاهش خطر و پیشگیری، هدف اصلی ایجاد جوامعی مقاومتر در برابر بحرانهای آینده است. سازمانهای مردمنهاد در این راستا از برنامههای توسعهای که خطرات را در نظر میگیرند حمایت کرده، برای اجرای استانداردهای ساختمانی ایمن تلاش میکنند، برنامههای کشاورزی مقاوم به تغییر اقلیم را ترویج میدهند و جوامع محلی را در طراحی و اجرای اقدامات کاهش خطر مشارکت میدهند. تشکیل کمیتههای محلی مدیریت بحران و آموزش داوطلبان نیز بخشی از این فعالیتهای پیشگیرانه است.
فعالیت این سازمانها معمولاً در تعامل با دولتها، سازمانهای بینالمللی، بخش خصوصی و حامیان مالی صورت میگیرد. آنها در کنار دولت در برنامهریزی و اجرای برنامههای مدیریت بحران مشارکت کرده، با سازمانهای بینالمللی هماهنگ هستند و از ظرفیتهای بخش خصوصی برای تأمین فناوری، لجستیک و منابع مالی بهره میبرند.
با این حال، وابستگی به منابع مالی ناپایدار میتواند برنامهریزی بلندمدت را برای این سازمانها دشوار سازد. هماهنگی میان تعداد زیاد سازمانها در بحرانهای بزرگ گاهی پیچیده است و ممکن است به موازیکاری منجر شود. همچنین، مسائل مربوط به شفافیت، پاسخگویی و حفظ اعتماد عمومی اهمیت بسزایی دارد. علاوه بر این، کارکنان و داوطلبان در برخی مناطق، بهویژه در شرایط جنگی، با خطرات امنیتی جدی روبهرو هستند.
با وجود این چالشها، در جهانی که با افزایش بلایای طبیعی ناشی از تغییرات اقلیمی، تشدید منازعات، مهاجرتهای گسترده و بحرانهای بهداشتی مواجه است، نقش خیریهها و سازمانهای مردمنهاد در مدیریت بحران حیاتی و رو به افزایش است.
تابآوری اجتماعی زمانی شکل میگیرد که جامعه بتواند در برابر بحرانها مقاومت کند، خود را با شرایط جدید سازگار سازد و پس از آسیبها دوباره به زندگی عادی بازگردد. به گفته دکتر محمدرضا مقدسی، خیریهها و سازمانهای مردمنهاد با تکیه بر مشارکت مردمی، آموزش، شبکهسازی اجتماعی و بسیج داوطلبان، نقش مهمی در تقویت این ظرفیت دارند و به افزایش آمادگی جوامع در برابر بلایا کمک میکنند. این نهادها با حضور در کنار مردم، هم در مرحله پیشگیری و هم در زمان پاسخ و بازسازی، پیوندی میان منابع انسانی، اجتماعی و نهادی ایجاد کرده و زمینه را برای شکلگیری جوامعی توانمندتر، همبستهتر و تابآورتر در برابر بحرانهای آینده فراهم میسازند.
جمعبندی نهایی: سازمانهای مردمنهاد و خیریهها با توانمندسازی جوامع در مرحله آمادگی، نجات جان انسانها در مرحله پاسخ، کمک به بازگشت زندگی در مرحله بازسازی و تلاش برای کاهش خطرات در آینده، سهم بزرگی در ساختن جوامعی تابآورتر و انسانیتر ایفا میکنند. تقویت همکاری میان دولتها، جامعه مدنی، سازمانهای بینالمللی و بخش خصوصی میتواند بهرهگیری از ظرفیت این سازمانها را بیش از پیش افزایش دهد.
۱ بازدید
۰ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !