مهمترین مشکلات زنان سرپرست خانوار در جامعه امروز
زنان سرپرست خانوار یکی از گروههای اجتماعی هستند که در دهههای اخیر، جمعیت آنها در حال افزایش است.
این زنان به دلایلی چون فوت همسر، طلاق، اعتیاد همسر، مهاجرت یا ترک خانواده توسط مرد، بار مسئولیت زندگی خود و فرزندانشان را به دوش میکشند.
با توجه به ساختار سنتی بسیاری از جوامع، از جمله ایران، زنان سرپرست خانوار با چالشهای متعددی مواجهاند.
آنها نه تنها باید نقش مادر را ایفا کنند، بلکه در غیاب همسر مجبور به تأمین مالی و عاطفی خانواده نیز هستند.
بررسی مشکلات زنان سرپرست خانوار نشان میدهد که مجموعهای از مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانی بر زندگی آنان تأثیر گذاشته و گاه منجر به چرخهای از محرومیت و آسیبهای اجتماعی میشود.
اهمیت پرداختن به وضعیت این قشر در سیاستگذاریهای اجتماعی و برنامههای حمایتی غیرقابل انکار است.
یکی از مهمترین مشکلات مادران مجرد، فشار اقتصادی و نداشتن منابع مالی پایدار است.
بسیاری از این زنان به دلیل نداشتن مهارت شغلی یا محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی، امکان دسترسی به فرصتهای شغلی برابر با مردان را ندارند.
مشاغل بسیاری برای زنان بهویژه مادران مجرد، دستمزد اندک، ساعات طولانی و شرایط غیرایمن دارند.
از سوی دیگر، هزینههای زندگی، آموزش و بهداشت فرزندان به شدت بالاست و بار مالی سنگینی بر دوش این زنان میگذارد.
بر اساس پژوهشها، نرخ فقر در میان زنان سرپرست خانوار بیشتر از سایر گروههاست.
به همین دلیل، بخش بزرگی از آنها در معرض بیکاری، اشتغال غیررسمی و مشاغل ناپایدار قرار دارند.
این وضعیت باعث کاهش کیفیت زندگی و افزایش وابستگی آنها به نهادهای حمایتی مانند کمیته امداد یا بهزیستی میشود.
بنابراین، مشکلات اقتصادی یکی از اساسیترین چالشهای این قشر به شمار میرود.
زنان سرپرست خانوار علاوه بر مشکلات مالی، با فشارهای اجتماعی و فرهنگی متعددی مواجه هستند.
در بسیاری از فرهنگها، مادران مجرد با نگاه قضاوتگرانه یا منفی اطرافیان روبهرو میشوند.
جامعه اغلب آنها را به دلیل جدایی یا حتی بیوه شدن، تحت قضاوتهای ناعادلانه قرار میدهد.
همین مسئله باعث میشود بسیاری از این زنان از شرکت در فعالیتهای اجتماعی یا برقراری ارتباطات سالم محروم شوند.
برچسبهایی مانند زن تنها یا مادر بیسرپرست به جای حمایت، باعث افزایش احساس انزوا و طرد اجتماعی در میان آنها میشود.
این فشارهای فرهنگی نه تنها اعتمادبهنفس زنان سرپرست خانوار را تضعیف میکند، بلکه گاهی فرزندان آنها نیز با تبعیض و انگ اجتماعی روبهرو میشوند.
در نتیجه، برچسبزنی و تبعیض اجتماعی یکی از مهمترین موانع رشد و توسعه فردی و اجتماعی مادران مجرد است.
تحمل مسئولیتهای متعدد و نبود حمایت عاطفی، سلامت روان زنان سرپرست خانوار را به شدت تهدید میکند.
بسیاری از مادران مجرد با احساس تنهایی، اضطراب، افسردگی و فشارهای روحی دستوپنجه نرم میکنند.
نقش چندگانه آنها به عنوان نانآور، مراقب و حامی عاطفی، باعث میشود که فرسودگی روانی و جسمی بهمرور زمان افزایش یابد.
همچنین نبود شریک زندگی برای تقسیم وظایف و حمایت عاطفی، مشکلاتی چون کاهش تابآوری روانی و افزایش سطح استرس را به همراه دارد.
پژوهشها نشان دادهاند که مادران مجرد بیش از زنان متأهل در معرض اختلالات روانشناختی قرار دارند.
فشارهای روانی در این گروه، گاه به شکلگیری رفتارهای پرخطر یا تصمیمگیریهای شتابزده منجر میشود.
بنابراین، حمایتهای روانی و مشاورهای برای این زنان از اهمیت ویژهای برخوردار است.
یکی دیگر از مشکلات جدی زنان سرپرست خانوار، دشواریهای مربوط به تربیت و آموزش فرزندان است.
هنگامی که مادر مجبور است ساعات طولانی کار کند تا هزینههای زندگی را تأمین کند، فرصت و انرژی کافی برای رسیدگی به نیازهای عاطفی و آموزشی فرزندان خود ندارد.
این شرایط ممکن است منجر به افت تحصیلی، بزهکاری یا مشکلات رفتاری در کودکان شود.
علاوه بر این، نبود پدر بهعنوان یکی از منابع هویت اجتماعی، گاه باعث ایجاد خلأ روانی و عاطفی در فرزندان میشود.
فشارهای اقتصادی نیز امکان دسترسی به آموزش باکیفیت، کلاسهای تقویتی یا فعالیتهای فرهنگی را محدود میکند.
بنابراین، چرخهای از محرومیت آموزشی و اجتماعی ممکن است از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.
حمایت آموزشی و پرورشی از فرزندان مادران مجرد یکی از کلیدیترین راهکارهای کاهش مشکلات این قشر است.
زنان سرپرست خانوار اغلب با خلأهای قانونی و ضعف نظام حمایتی مواجهاند.
بسیاری از قوانین موجود در حوزه کار، بیمه و حمایت اجتماعی بهگونهای تدوین شدهاند که نیازهای خاص این گروه را پوشش نمیدهند.
دسترسی محدود به بیمههای درمانی، بازنشستگی و حمایتهای مالی پایدار، وضعیت آنها را دشوارتر میکند.
همچنین برخی از این زنان به دلیل ناآگاهی از حقوق قانونی خود یا نداشتن دسترسی به مشاوره حقوقی، درگیر مشکلات متعدد مانند دعاوی خانوادگی، حضانت یا ارث میشوند.
ضعف در اجرای سیاستهای حمایتی باعث شده است که نهادهای حمایتی تنها پاسخگوی بخشی از نیازهای این گروه باشند.
ایجاد قوانین جامع و حمایتگرایانه برای زنان سرپرست خانوار میتواند نقش مهمی در بهبود وضعیت معیشتی و اجتماعی آنها ایفا کند.
یکی دیگر از مشکلات زنان سرپرست خانوار، آسیبپذیری بیشتر در برابر خشونت، سوءاستفاده یا بهرهکشی است.
شرایط اقتصادی ضعیف و نبود حمایتهای کافی ممکن است این زنان را در معرض استثمار کاری یا روابط ناسالم قرار دهد.
بسیاری از مادران مجرد برای حفظ موقعیت شغلی خود، ناچار به تحمل شرایط غیرمنصفانه یا حتی آزارهای محیط کار هستند.
در برخی موارد نیز، نبود حامی قانونی یا اجتماعی باعث میشود که آنها نتوانند از خود در برابر خشونت خانگی، کلامی یا اجتماعی دفاع کنند.
همین موضوع خطر حاشیهنشینی و ورود به چرخه آسیبهای اجتماعی را افزایش میدهد.
بنابراین، توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و ایجاد مکانیزمهای حمایتی مؤثر در برابر خشونت و استثمار، یکی از ضرورتهای جدی جوامع امروزی است.
زنان سرپرست خانوار یا مادران مجرد با مجموعهای از مشکلات پیچیده و درهمتنیده مواجهاند که شامل مسائل اقتصادی، اجتماعی، روانی، فرهنگی و قانونی میشود.
این مشکلات نه تنها زندگی خود زنان را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه بر آینده فرزندان و نسلهای بعدی نیز اثرگذار است.
عفت حیدری مترجم کتاب تاب آوری زنان در خاتمه آورده است راهکارهای مؤثر در این حوزه شامل توانمندسازی اقتصادی از طریق آموزش مهارتهای شغلی، ایجاد فرصتهای برابر در بازار کار، ارائه حمایتهای روانی و مشاورهای، تقویت نظام قانونی و رفاهی، و کاهش انگ اجتماعی نسبت به این زنان است.
همچنین رسانهها، سازمانهای مردمنهاد و نهادهای دولتی باید با همکاری یکدیگر، زمینههای فرهنگی و اجتماعی لازم برای پذیرش و حمایت از مادران مجرد را فراهم کنند.
تنها با اجرای برنامههای جامع و پایدار میتوان از تداوم چرخه فقر و آسیبهای اجتماعی در میان زنان سرپرست خانوار جلوگیری کرد.

۳۵ بازدید
۳ امتیاز
۰ نظر
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !