پایگاه جمعیت همیاران
سلامت روان اجتماعی ایران
نقش نخبگان و گروه‌های مرجع در تقویت تاب‌آوری ملی

نقش نخبگان و گروه‌های مرجع در تقویت تاب‌آوری ملی با رویکرد توانمندسازی بین‌نسلی


تاب‌آوری ملی یکی از مفاهیم اصلی در تحلیل پایداری جوامع مدرن است. در جهان امروز که کشورها با بحران‌های پیچیده، شوک‌های اقتصادی، تغییرات اقلیمی و گسست‌های فرهنگی روبه‌رو هستند، توانایی یک ملت برای حفظ تعادل، یادگیری از بحران و ساختن آینده‌ای امن، اهمیت دوچندان پیدا کرده است. این پایداری بدون حضور فعال افراد صاحب‌فکر و الگوهای رفتاری جامعه ممکن نخواهد بود. در این میان، نخبگان علمی و فرهنگی به همراه گروه‌های مرجع (**Reference Groups**)، موتور محرکه‌ای هستند که جامعه را به سوی همبستگی و بقای هوشمندانه هدایت می‌کنند. بررسی این موضوع زمانی ارزش بنیادین پیدا می‌کند که در افق انتقال دانش و انگیزه به نسل‌های نوخاسته، یعنی توانمندسازی بین‌نسلی، بازخوانی شود.
به ببیان دکتر محمدرضا مقدسی تاب‌آوری ملی، امتداد تاریخیِ یک دستاورد نیست، در واقع تاب‌آوری ملی جریانی زنده است که از پیوندِ خردِ و شکیبایی نخبگان دیروز با نگاهِ نوآور و انرژیِ خلاقانهٔ نسل امروز جان می‌گیرد؛ آینده آن‌گاه ساخته می‌شود که خرد راه نشان دهد و جوانان گام بردارند

بازتعریف مفهوم تاب‌آوری ملی و ظرفیت‌های سازگاری جامعه

در ادبیات سنتی، امنیت و تاب‌آوری بیشتر به معنای دفاع فیزیکی، استقامت سخت‌افزاری و واکنش‌های پدافندی تعریف می‌شد؛ اما جامعه‌شناسی مدرن نگاه دیگری به این موضوع دارد. جامعه تاب‌آور سیستمی نیست که هیچ آسیبی نبیند یا هرگز با تکانه روبه‌رو نشود؛ بلکه جامعه‌ای است که می‌تواند فشارهای سنگین را مهار کند، در میانه بحران نظم خود را از دست ندهد و پس از فروکش کردن طوفان، به سطحی بالاتر از پختگی و کارآمدی برسد.

بوم‌شناسان و نظریه‌پردازان سیستم‌های پیچیده معتقدند پایداری یک سامانه اجتماعی به چهار عامل اساسی وابسته است: توسعه و انعطاف‌پذیری اقتصادی، سرمایه اجتماعی و ارتباطی، زیرساخت‌های اطلاع‌رسانی شفاف، و شایستگی‌های جمعی شهروندان. اگر جامعه‌ای در این بخش‌ها دچار فقر باشد، با وقوع نخستین بحران بزرگ دچار سردرگمی و فروپاشی نهادی می‌شود. جامعه زمانی می‌تواند خود را ترمیم کند که مجاری ارتباطی زنده داشته باشد و اعضای آن بدانند در زمان سختی چگونه به تصمیم‌های درست جمعی برسند. برای تحقق چنین امری، حضور راهنمایان فکری و رهبران اجتماعی اجتناب‌ناپذیر است.

مرزبندی مفهومی میان نخبگان و گروه‌های مرجع

در زبان عمومی، واژه‌های نخبه و گروه مرجع (Reference Group) اغلب به جای یکدیگر به کار می‌روند، اما در دانش جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی تفاوت‌های بنیادین میان آن‌ها وجود دارد. نخبگان به گروهی محدود از افراد اطلاق می‌شود که بر پایه تخصص بالا، توانایی‌های استثنایی فکری، مهارت‌های مدیریتی یا دانش فنی در رأس ساختارها قرار دارند. ارزش نخبگی با کارایی عینی، نوآوری و حل مسائل پیچیده سنجیده می‌شود.

در سوی دیگر، گروه مرجع مفهومی است که رابرت کی. مرتن آن را از منظر روان‌شناسی اجتماعی بسط داد. گروه مرجع به افراد یا اقشاری گفته می‌شود که مردم هنجارها، نگرش‌ها، سبک زیست، پوشش و رفتارهای خود را با آن‌ها مقایسه و تنظیم می‌کنند. ویژگی بنیادین گروه مرجع این است که فرد برای اثرپذیری از آن نیازی به عضویت رسمی در آن جمع ندارد، بلکه آن گروه را قطب‌نمای تشخیصی و الگوی عملی خود قرار می‌دهد.

مرز نخست میان این دو در مقبولیت عمومی نهفته است. یک دانشمند یا پژوهشگر ممکن است مقالات بی‌شماری تألیف کرده باشد و نخبه‌ای تمام‌عیار به شمار آید، اما اگر زبان گفتگوی با جامعه را بلد نباشد یا در میان مردم پایگاه عاطفی نداشته باشد، به گروه مرجع (**Reference Group**) تبدیل نخواهد شد. در مقابل، چهره‌های شناخته‌شده شبکه‌های اجتماعی، سلبریتی‌ها و ورزشکاران ممکن است مرجع رفتار و قضاوت میلیون‌ها جوان باشند، بدون آنکه از نظر علمی یا مدیریتی نخبه محسوب شوند.

مرز دوم به کانال اثرگذاری بازمی‌گردد. نخبگان از درگاه عقلانیت، حل مسئله و تصمیم‌گیری راهبردی کار می‌کنند، در حالی که گروه‌های مرجع از مسیر جاذبه‌های هویتی، احساس تعلق و همانندسازی روانی بر جامعه اثر می‌گذارند. بالاترین سطح پایداری و سلامت اجتماعی هنگامی شکل می‌گیرد که میان این دو دایره هم‌پوشانی کامل رخ دهد؛ یعنی شایسته‌ترین، خردمندترین و متعهدترین نخبگان کشور، همان کسانی باشند که مردم به آن‌ها اعتماد دارند و رفتارشان را با کلام آن‌ها هماهنگ می‌کنند.

کارکرد دوگانه گروه‌های مرجع در مهار بحران

گروه‌های مرجع در روان‌شناسی اجتماعی دو کارکرد حیاتی بر عهده دارند که در ایام ناپایداری اهمیت صدچندان پیدا می‌کند.
کارکرد نخست، کارکرد هنجارین است که مشخص می‌کند چه کاری پسندیده، اخلاقی و درست است.
کارکرد دوم، کارکرد مقایسه‌ای است که به شهروندان معیاری می‌دهد تا قضاوت کنند آیا عملکرد و احساسات کنونی آن‌ها در مقایسه با استاندارد معقول است یا خیر.

در روزهای بحرانی که سطح اضطراب عمومی اوج می‌گیرد، نگاه مردم به واکنش گروه‌های مرجع دوخته می‌شود. اگر مراجع جامعه رفتاری آمیخته به ترس مفرط، سودجویی فردی یا بدبینی مطلق از خود نشان دهند، این رفتار به سرعت تکثیر شده و هراس همگانی تولید می‌کند. اما اگر چهره‌های مورد احترام با متانت، دعوت به همدلی، بازتاب واقعیت‌های منطقی و حفظ امید رفتار کنند، اضطراب اجتماعی به شکل چشمگیری مهار می‌شود. در حقیقت، گروه‌های مرجع ضربه‌گیر شوک‌های روانی هستند و اجازه نمی‌دهند التهاب‌های مقطعی، ثبات رفتاری جامعه را متلاشی کند.


بازسازی سرمایه اجتماعی و مهار ترومای جمعی

ماده خام و حیاتی برای ساختن تاب‌آوری ملی، سرمایه اجتماعی است. جامعه‌شناسان سرمایه اجتماعی را شبکه‌ای از اعتماد متقابل، هنجارهای ایثار، همکاری داوطلبانه و پیوند شهروندان با نهادهای رسمی تعریف می‌کنند. تجربه تاریخی ثابت کرده است کشورهایی که از سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردارند، در مواجهه با زمین‌لرزه، جنگ، تورم‌های لجام‌گسیخته یا اپیدمی‌ها، آسیب‌های جانی و روانی بسیار کمتری می‌بینند و روند بازسازی آن‌ها به مراتب سریع‌تر است.

نخبگان و گروه‌های مرجع، نگهبانان سرمایه اجتماعی هستند. هنگامی که یک بحران ویرانگر پدید می‌آید، خطر شکل‌گیری ترومای جمعی یا زخم روانی همگانی افزایش می‌یابد. ترومای جمعی می‌تواند باور جامعه به آینده را سلب کرده و آن را به سوی درماندگی آموخته‌شده و پوچ‌گرایی بکشاند. در این بزنگاه، اندیشمندان، اهالی ادب و هنر و متخصصان سلامت روان می‌توانند به این رنج عمومی معنا ببخشند. آن‌ها با استناد به تجربه مقاومت‌های تاریخی و خلق روایت‌های شجاعانه، نشان می‌دهند که درد و سختی پایان راه نیست، بلکه می‌تواند سنگ‌بنای شکل‌گیری خرد جمعی عمیق‌تر و آغازگر رشد پس از سانحه برای یک ملت باشد.


 ترویج سواد تخصصی و کاهش خطای رفتاری در سطح کلان

امروزه تاب‌آوری ملی دیگر تنها یک خواست اخلاقی نیست، بلکه مهارتی دانشی و تخصصی به شمار می‌آید. مدیریت یک جامعه مدرن نیازمند سطوح بالایی از سواد رسانه‌ای، سواد سلامت و سواد مالی است. نخبگان تکنوکرات، اقتصاددانان مستقل، پزشکان و مهندسان وظیفه دارند دانش پیچیده علمی را به راهکارهای ساده، کاربردی و آرامش‌بخش برای زندگی روزمره مردم ترجمه کنند.

در مواقع نوسانات شدید ارزی و تورم، اگر اقتصاددانان معتمد ریشه‌های تحولات را توضیح دهند و الگوهای منطقی مدیریت هزینه را ترویج کنند، از رفتارهای پرخطر سوداگرانه و هجوم برای خریدهای هیجانی کاسته می‌شود. به همین ترتیب، در مخاطرات زیست‌محیطی و تغییرات اقلیمی، حضور دانشمندان علوم زیستی به عنوان مراجع فکری مانع از رشد شایعات، ترویج شبه‌علم و احساس سردرگمی در جامعه می‌شود. بدین ترتیب، صلاحیت جمعی ملت افزایش یافته و هزینه تصمیم‌های احساسی به حداقل می‌رسد.


چالش‌های ساختاری در حفظ جایگاه مرجعیت نخبگان

برای آنکه نخبگان بتوانند وظیفه خطیر خود را در حفظ پایداری ملی ایفا کنند، ساختارهای اداری و سیاسی باید پذیرای تفکر انتقادی و راهکارهای کارشناسی باشند. در صورتی که درهای تصمیم‌گیری به روی صدای نخبگان بسته بماند و تصمیم‌ها بر پایه آزمون و خطای مدیریتی پیش برود، این قشر دچار احساس بیهودگی شده و به سوی خاموشی، انزوا یا مهاجرت سوق پیدا می‌کند. گسست میان نظام سیاست‌گذاری و نخبگان علمی، نخستین نشانه تضعیف ایمنی ملی در برابر تکانه‌هاست.

از سوی دیگر، زیست‌بوم جدید رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی پدیده‌ای تحت عنوان تضعیف مرجعیت تخصصی ایجاد کرده است. در این فضا، کسانی که از هیجان مخاطبان تغذیه می‌کنند یا شعارهای سطحی سر می‌دهند، ممکن است به سرعت توجه‌ها را جلب کرده و در جایگاه مراجع دروغین بنشینند. افتادن نخبگان در دام دعواهای سیاسی و قطبی‌سازی‌های اجتماعی نیز آنان را از نقش بی‌طرفانه، تسکین‌بخش و وحدت‌آفرین بازمی‌دارد. برای مقابله با این خطرات، ساختارهای حاکمیتی باید کرسی‌های اندیشه‌ورزی مستقل را به رسمیت بشناسند و آحاد جامعه نیز مهارت تمایز میان تخصص واقعی و شهرت مجازی را بیاموزند.

 توانمندسازی بین‌نسلی به عنوان ضامن پایداری تاریخی تاب‌آوری

پایداری ملی پروژه‌ای محدود به یک دوره زمانی مشخص نیست. جامعه‌ای واقعاً نیرومند است که استقامت و سازگاری هوشمندانه خود را در امتداد دهه‌ها و از نسلی به نسل دیگر تکثیر کند. اسناد توسعه پایدار نیز همواره تأکید می‌کنند که هیچ رشدی بدون عدالت بین‌نسلی و تحویل امن منابع به آیندگان معنا ندارد. اینجاست که مأموریت خطیر گروه‌های مرجع خود را نشان می‌دهد: اتصال دادن تجارب نسل‌های کهن به توانمندی نسل‌های تازه.

توانمندسازی بین‌نسلی فرآیندی دوسویه، سازنده و پویاست. این فرایند به معنای تحمیل الگوهای کهنه و منسوخ گذشته به نسل نو نیست، بلکه جریانی است که در آن خرد زیسته، درس‌های صبر تاریخی و چارچوب‌های راهبردی نخبگان پیشکسوت، با انرژی، نوآوری و دیدگاه‌های پیشروی جوانان تلفیق می‌شود. شکاف نسلی یا قطع گفتگوی همدلانه میان والدین و فرزندان و میان استادان و دانشجویان، پاشنه‌آشیل بقای هر ملت است. اگر این زنجیره قطع شود، حافظه نهادی جامعه از بین می‌رود و هر نسل ناچار می‌شود تمام شکست‌ها، فداکاری‌ها و تجارب گذشته را از صفر و با پرداخت هزینه‌های سنگین تکرار کند.

 ویژگی‌های مکمل نسل‌ها و لزوم هم‌افزایی ساختاری

نسل‌های جوان و نوجوان در روزگار ما دارای ویژگی‌های برجسته‌ای هستند. آن‌ها در فضای دیجیتال زاده شده‌اند، با سرعت حیرت‌آوری اطلاعات را دریافت می‌کنند، تفکر باز و ساختارشکن دارند و میل دارند که اثرگذار باشند و تغییر ایجاد کنند. در نقطه مقابل، نخبگان کهنه‌کار صاحب بینش موقعیتی عمیق، صبوری استراتژیک و درک ریشه‌ای از هویت تاریخی کشور هستند. اگر این دو نیرو روبروی هم قرار گیرند، جامعه وارد فرسایش و نزاع بی‌پایان می‌شود؛ اما اگر نخبگان گروه‌های مرجع بستری بسازند که این دو جریان در کنار هم حرکت کنند، سطحی بی‌نظیر از نشاط و خردمندی در سیستم شکل می‌گیرد.

بزرگ‌ترین خدمت گروه‌های مرجع به نسل جوان، آموختن تفکر انتقادی، مهارت تاب‌آوری فردی، امیدواری مبتنی بر واقعیت و باز کردن درهای مشارکت است. هنگامی که یک جوان متخصص یا دانشجو احساس کند فضایی برای شنیده شدن دارد، ایده‌هایش مورد توجه بزرگان قرار می‌گیرد و می‌تواند در ساختن سرنوشت کشور نقش داشته باشد، حس بیگانگی و دل‌زدگی در او رنگ می‌بازد. این حس تعلق، بهترین مانع در برابر خروج سرمایه‌های انسانی و مؤثرترین شیوه برای تربیت مدیرانی است که قرار است سکان پایداری کشور را در دهه‌های آینده در دست گیرند.

 آماده‌سازی جامعه برای روبه‌رو شدن با بحران‌های نوظهور

جهان آینده جهانی آکنده از ابهام است. بحران‌هایی که نسل جدید با آن‌ها مواجه خواهد شد، با مسائل گذشته تفاوت بنیادین دارد. پیشرفت سرسام‌آور هوش مصنوعی و دگرگونی در بازار کار، بحران شدید کمبود آب و گرمایش زمین، مهاجرت‌های زیست‌محیطی و تغییر موازنه‌های جهانی، تنها بخشی از تکانه‌های پیش‌رو هستند.

توانمندسازی بین‌نسلی یعنی نخبگان امروز نباید فقط به حل بحران‌های جاری اکتفا کنند، بلکه موظفند ابزارهای شناختی، تاب‌آوری تحلیلی و مهارت حل مسئله در شرایط پیچیده را به جوانان آموزش دهند. نخبگان باید روحیه پرسشگری و سازگاری فعال را در مدارس و دانشگاه‌ها نهادینه سازند تا نسل آینده در برابر دگرگونی‌های ناگهانی شوکه نشود و به جای انفعال، راه‌حل‌های پایدار و نوین خلق کند. تاب‌آوری حاصل پیش‌بینی‌پذیر کردن بحران و افزایش توان تحلیلی افراد برای اتخاذ تصمیم درست در زمان فقدان داده‌های کافی است.

 فرجام سخن

تاب‌آوری ملی بنایی تک‌بعدی نیست که تنها بر پایه قدرت نظامی یا انباشت ذخایر مالی شکل بگیرد؛ بلکه زیربنای آن بر اعتماد متقابل، همبستگی اخلاقی و توان سازگاری آحاد جامعه استوار است. نخبگان و گروه‌های مرجع در جامعه به منزله سیستم عصبی و قطب‌نمای اخلاقی عمل می‌کنند. کارکرد هنجارین و مقایسه‌ای این گروه‌ها مسیر حرکت را در میانه غبار بحران‌ها روشن نگه می‌دارد، اضطراب‌های ویرانگر را خنثی می‌سازد و سرمایه اجتماعی را بازتولید می‌کند.

با این همه، اگر این تجارب و ارزش‌ها به نسل‌های آینده منتقل نشود و نخبگان نتوانند دست جوانان را در مسیری مشترک بگیرند، همه دستاوردها با گذشت زمان رنگ خواهد باخت. توانمندسازی بین‌نسلی، ضامن امتداد تاریخی حیات اجتماعی است. تنها از طریق ایجاد گفتگوی سازنده میان خرد نخبگان دیروز و انرژی خلاقانه نسل‌های امروز است که می‌توان تاب‌آوری پایدار را خلق کرد؛ جامعه‌ای مقاوم و پویا که نه در برابر ناملایمات روزگار متوقف می‌شود و نه امید خود را به ساختن آینده‌ای درخشان از دست می‌دهد.


۳ بازدید


۰ امتیاز


۰ نظر
نظرات کاربران


هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !
انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد !
شما هم می توانید در این کار سهیم باشید ! کمک های مالی شما مایه دلگرمی ماست !
دریافت کمک های مردمی
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران
جمعیت همیاران سلامت روان با هدف افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه در راستای افزایش سطح سلامت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی فعالیت می نماید. باور ما بر این است که با افزایش مشارکت جویی و احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیل گرانه می توانیم در ارتقای سطح کیفیت زندگی اقشار جامعه تاثیر داشته باشیم. این سایت با همت و تلاش و پیگیری مستمر جناب آقای حمید بیخسته مدیر روابط عمومی جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی کشور در سال 1395 راه اندازی گردید.
تمامی حقوق محفوظ و متعلق به جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران می باشد .
Copyright © 2015 for HamyaranIran.ir , By SmProgram web Developer , All rights reserved .