پایگاه جمعیت همیاران
سلامت روان اجتماعی ایران
احساس تعلق به جامعه؛ چیستی، مؤلفه‌ها و نقش آن در تاب‌آوری اجتماعی و سلامت روان

احساس تعلق به جامعه؛ چیستی، مؤلفه‌ها و نقش آن در تاب‌آوری اجتماعی و سلامت روان


احساس تعلق به جامعه یکی از عمیق‌ترین و بنیادی‌ترین نیازهای روانی و عاطفی انسان است که ریشه در ذات اجتماعی بشر دارد. انسان‌ها از آغاز پیدایش، بقا و تکامل خود را در گرو پیوند با گروه‌ها، قبایل و اجتماعات گوناگون یافته‌اند. این مفهوم فراتر از یک مجاورت فیزیکی ساده یا سکونت در یک محدوده جغرافیایی مشترک است؛ بلکه تجربه‌ای درونی، پیونددهنده و معنابخش به شمار می‌آید که فرد را به ساختاری وسیع‌تر از خود متصل می‌سازد. در دنیای معاصر که تغییرات پرشتاب فناوری، شهرنشینی نامتوازن و فردگرایی فزاینده منجر به گسست‌های ارتباطی شده است، بررسی موشکافانه احساس تعلق به جامعه، کشف ابعاد ساختاری آن و درک رابطه تنگاتنگ آن با شاخص‌های سلامت روان و تاب‌آوری اجتماعی اهمیتی دوچندان یافته است. تبیین دقیق این متغیر نه تنها به درک بهتر پدیده‌های رفتاری و اجتماعی کمک می‌کند، بلکه راهکارهای عملیاتی موثری برای سیاست‌گذاری‌های کلان شهری، تقویت سرمایه اجتماعی و کاهش آسیب‌های روانی در اختیار پژوهشگران و مدیران قرار می‌دهد.

تعریف مفهومی و ماهیت احساس تعلق به جامعه


احساس تعلق به جامعه به عنوان باوری درونی و ادراکی عاطفی تعریف می‌شود که طی آن یک شخص احساس می‌کند عضوی ارزشمند، پذیرفته‌شده و جدایی‌ناپذیر از یک ساختار اجتماعی است. بر پایه نظریه‌های روان‌شناسی کلاسیک و مدرن، این مفهوم نشان‌دهنده میزان انطباق و سازگاری فرد با هنجارها، ارزش‌ها و هویت جمعی محیطی است که در آن زندگی می‌کند. تعلق اجتماعی به این معناست که فرد در جمع دیگران احساس امنیت، همدلی و درک متقابل دارد و مطمئن است که در مواقع نیاز، از حمایت عاطفی و رفتاری شبکه پیرامون خود برخوردار خواهد شد. از دیدگاه جامعه‌شناختی، این احساس زمانی شکل می‌گیرد که روابط میان‌فردی به سمت پایداری، اعتماد متقابل و همبستگی میل کند و افراد نه به عنوان جزایری جدا از هم، بلکه به مثابه اندام‌های یک پیکره واحد عمل کنند. احساس تعلق زمانی معنای کامل پیدا می‌کند که دو سویه باشد؛ به این معنی که فرد هم احساس کند بخشی از گروه است و هم باور داشته باشد که گروه و جامعه به وجود او نیازمند است و حضورش تفاوتی معنادار در پویایی جمع ایجاد می‌کند.

خاستگاه‌های نظری و تحول تاریخی مفهوم تعلق اجتماعی

مفهوم تعلق در تاریخ اندیشه روان‌شناختی و جامعه‌شناختی پیشینه‌ای غنی دارد. آبراهام مزلو در سلسله‌مراتب نیازهای انسانی خود، نیاز به عشق، محبت و تعلق‌پذیری را در جایگاهی بنیادین پس از نیازهای فیزیولوژیک و امنیت قرار می‌دهد. از نظر مزلو، محرومیت از این سطح نیاز می‌تواند به انزوا، اضطراب اجتماعی و افت عملکرد روانی منجر شود. روی باومایستر و مارک لیری نیز با طرح فرضیه نیاز به تعلق، استدلال کردند که انسان‌ها تمایلی ذاتی و قدرتمند برای برقراری و حفظ پیوندهای میان‌فردی مثبت، پایدار و معنادار دارند. از منظر جامعه‌شناسی، امیل دورکیم با مفهوم همبستگی اجتماعی و طرح نظریه خودکشی، نشان داد که کاهش ادغام اجتماعی و تضعیف پیوندهای تعلق چگونه به آشفتگی هنجاری و احساس رهاشدگی در فرد می‌انجامد. مک‌میلان و چاویس نیز در چارچوب نظریه حس اجتماع، یکی از منسجم‌ترین تعاریف را از این پدیده ارائه کردند و نشان دادند که تعلق، حسی از عضویت، تاثیرگذاری و پیوند هیجانی مشترک است که ستون فقرات هر جامعه بالنده و پایداری را می‌سازد.


 ابعاد و ساختار احساس تعلق به جامعه



ساختار احساس تعلق به جامعه از ابعاد گوناگون شناختی، عاطفی و رفتاری تشکیل یافته است که در تعامل پیوسته با یکدیگر عمل می‌کنند. بعد اول، عضویت و احساس پیوند با مرزهای روانی و اجتماعی است؛ یعنی فرد خطوط مشخصی از تشابه، اشتراک سرنوشت و اعتماد را با همشهریان یا هم‌محله‌ای‌های خود حس می‌کند و هویت فردی‌اش با این گروه بزرگ‌تر پیوند می‌خورد. بعد دوم، نفوذ و اثرگذاری متقابل است که بر اساس آن شخص معتقد است اعمال و نظرات او در فرایندهای گروهی تاثیرگذار است و از سوی دیگر، جامعه نیز چارچوب و نظم سازنده‌ای را به زندگی او می‌بخشد. بعد سوم، ارضای نیازها و یکپارچگی است؛ به این معنا که زیست در آن جامعه خاص باید بتواند به شیوه‌ای عادلانه نیازهای عاطفی، اقتصادی و اجتماعی فرد را پاسخ دهد و حس منصفانه بودن دادوستدهای اجتماعی را تقویت کند. در نهایت، بعد چهارم پیوند هیجانی مشترک است که از تاریخ، حافظه جمعی، رخدادهای بحرانی سپری‌شده و آیین‌های مشترک سرچشمه می‌گیرد و به پیوندهای میان اعضا عمق و اصالتی تاریخی می‌بخشد.

برای شفافیت علمی لازم است میان احساس تعلق، هویت اجتماعی و دلبستگی مکانی تفکیک قائل شد. دلبستگی مکانی بیشتر ناظر بر بار هیجانی و پیوند عاطفی شخص با ویژگی‌های مادی، بصری و ساختار فیزیکی یک موقعیت جغرافیایی است، هرچند که بستری برای تعاملات اجتماعی فراهم می‌کند. هویت اجتماعی، تعریفی است که فرد بر اساس عضویت در دسته‌بندی‌های گوناگون اجتماعی همچون قومیت، طبقه، ملیت یا پیشه از خود ارائه می‌دهد و به بعد شناختی دسته‌بندی خود متمرکز است. در مقابل، احساس تعلق به جامعه متغیری بسیار جامع‌تر و پویا است که در آن، عاطفه، رفتار، پذیرش اجتماعی و معنای درونی هم‌گرا می‌شوند. فرد ممکن است در مکانی جغرافیایی حضور داشته باشد و هویت خود را هم با نام آن شهر تعریف کند، اما فاقد احساس تعلق اصیل باشد، زیرا احساس نمی‌کند که در آن جامعه به رسمیت شناخته شده یا صدای او شنیده می‌شود. تعلق اجتماعی با امنیت هیجانی و حس در خانه بودن در بستر جمع تعریف می‌گردد.

عوامل شکل‌دهنده و تقویت‌کننده احساس تعلق در سطوح خرد و کلان


تکوک و بالندگی احساس تعلق ریشه در تعامل عوامل چندگانه در سطوح فردی، میان‌فردی و ساختارهای کلان دارد. در سطح فردی و خانوادگی، تجارب دلبستگی ایمن در دوران کودکی زیربنای اعتماد بنیادین به جهان و توانایی شکل‌دهی به پیوندهای جمعی را فراهم می‌سازد. در سطح میان‌فردی و محله‌ای، تعاملات روزمره، کیفیت همسایگی، وجود تشکل‌های مردم‌نهاد، دسترسی به فضاهای عمومی تعاملی مانند پارک‌ها، مراکز فرهنگی و محافل اجتماعی نقش حیاتی دارند. هنگامی که یک محله امکان تبادل لبخند، سلام‌های روزانه و مشارکت در پروژه‌های محلی را فراهم می‌آورد، احساس پیوستگی بارور می‌شود. در سطح ساختاری و کلان، عدالت توزیعی، حاکمیت شفاف، فرصت‌های برابر برای مشارکت شهروندی و احساس عدالت رویه‌ای اهمیت بسزایی دارند. هرگاه شهروندان احساس کنند قوانین بدون تبعیض اجرا می‌شوند، منابع به شکلی عادلانه توزیع می‌گردند و به کرامت تک‌تک انسان‌ها بها داده می‌شود، نرخ احساس تعلق اجتماعی اوج می‌گیرد و تمایل به حفظ و حراست از کلیت جامعه ارتقا می‌یابد.

 احساس تعلق به مثابه زیربنای تاب‌آوری فردی، خانواده و جامعه

به بیان دکترمحمدرضا مقدسی بنیانگذار تاب آوری ایران  پیوند میان احساس تعلق به جامعه و مفهوم تاب‌آوری انکارناپذیر است. تاب‌آوری به عنوان توانایی رویارویی با ناملایمات، بازیابی کارکرد پس از بحران‌ها و تبدیل چالش‌ها به فرصت‌های رشد، در خلأ شکل نمی‌گیرد، بلکه بر تکیه‌گاه‌های اجتماعی و پیوندهای ایمن استوار است. در سطح فردی، احساس تعلق مانند یک سپر ایمنی روانی در برابر ضربه‌های روحی، استرس‌های مزمن شغلی و زیستی عمل می‌کند. فردی که خود را متصل به یک جامعه پاسخگو و مهربان می‌داند، در مواجهه با شکست‌ها احساس درماندگی مفرط نمی‌کند، زیرا سیستم حمایتی ادراک‌شده را به مثابه پناهگاه در دسترس می‌بیند. در سطح خانواده، احساس تعلق محله‌ای و جامعه‌محور موجب می‌گردد کانون خانواده در برابر نوسانات اقتصادی و اجتماعی با تکیه بر همبستگی محلی پایداری خود را حفظ کند و از شبکه‌های خویشاوندی و همسایگی به عنوان لایه‌های محافظتی بهره ببرد. در مقیاس تاب‌آوری اجتماعی و شهری، جوامعی که شهروندان آن احساس تعلق ژرفی به خاک، فرهنگ و هم‌نوعان خود دارند، در حوادث غیرمترقبه نظیر بلایای طبیعی یا بحران‌های جمعی، بالاترین درجات خودسازمان‌دهی، فداکاری، مدیریت مشارکتی و بهبود سریع را به نمایش می‌گذارند و از فروپاشی بافت اجتماعی جلوگیری می‌کنند.

 تاثیر احساس تعلق بر سلامت روان، پیشگیری از آسیب‌ها و ارتقای بهزیستی

سلامت روان تنها فقدان بیماری روانی نیست، بلکه مشتمل بر بهزیستی ذهنی، خودشکوفایی و عملکرد کارآمد فردی و اجتماعی است. احساس تعلق به جامعه به صورت مستقیم با کاهش نرخ افسردگی، مهار اضطراب، تخفیف حس تنهایی و از بین رفتن پوچ‌گرایی در ارتباط است. هنگامی که فرد پیوند واقعی با پیرامون خود حس نمی‌کند، انزوای عاطفی ساختاری پدید می‌آید که زمینه را برای گرایش به رفتارهای پرخطر و سوءمصرف مواد هموار می‌سازد. مطالعات تجربی نشان می‌دهند که در مناطق و جوامعی با حس تعلق قوی‌تر، نرخ بزهکاری، اعتیاد و رفتارهای خودآسیب‌رسان به مراتب پایین‌تر است. تعلق اجتماعی مکانیزمی قدرتمند برای معنابخشی به حیات انسانی فراهم می‌آورد. این حس موجب می‌شود فرد خود را جزئی از یک هدف بزرگ‌تر و داستانی گسترده‌تر از حیات صرفاً فردی خویش ببیند و همین ادراک غایت‌مند، تاب و تحمل روانی را در برابر ناملایمات وجودی بالا می‌برد و نشاط اجتماعی را به جریانی جاری و همیشگی بدل می‌سازد.

احساس تعلق به جامعه با مفهوم سرمایه اجتماعی هم‌پوشانی و ارتباط شبکه‌ای دارد.


سرمایه اجتماعی که از سه مؤلفه اصلی اعتماد، هنجارهای دوسویه و شبکه‌های ارتباطی تشکیل شده است، بدون وجود احساس تعلق امکان تحقق ندارد. تعلق، زیرساخت هیجانی و ذهنی را برای شکل‌گیری اعتماد تعمیم‌یافته آماده می‌کند. هنگامی که افراد حس کنند به یک کل تعلق دارند، نسبت به غریبه‌ها و همشهریان خود پیش‌فرض حسن‌نیت خواهند داشت که این امر هزینه‌های مبادله اجتماعی و اقتصادی را کاهش می‌دهد و مشارکت مدنی را به اوج می‌رساند. در چنین جامعه‌ای، رفتارهای جامعه‌یار و نوع‌دوستانه نه به عنوان تکلیفی اجباری، بلکه به مثابه تبلور طبیعی میل درونی به بهبود وضعیت خانه مشترک تلقی می‌شوند. همبستگی مکانیکی گذشته در جوامع سنتی امروزه باید به همبستگی سازنده و مدرن مبتنی بر تعلق فعال و آگاهانه دگرگون شود تا جوامع شهری بتوانند بر تنوع فرهنگی، شکاف‌های نسلی و ناهمگونی‌های نوین غلبه کنند.

موانع و چالش‌های شکل‌گیری احساس تعلق در دنیای معاصر


علی‌رغم اهمیت حیاتی این مفهوم، جامعه جهانی و به تبع آن بافت‌های محلی در معرض تهدیدهایی قرار گرفته‌اند که ریشه‌های تعلق اجتماعی را می‌خشکاند. سرعت سرسام‌آور رشد حاشیه‌نشینی، گسترش معماری‌های بی‌روح و انزواطلب، کاهش فضاهای عمومی مشترک و تجاری‌سازی تمام شئون زندگی شهری از عوامل تخریب احساس پیوند با زیست‌بوم اجتماعی است. از سوی دیگر، ورود مهارناپذیر زیست مجازی و اتکای بیش از اندازه به شبکه‌های اجتماعی مجازی، اگرچه توهم ارتباط دائمی را القا می‌کند، اما اغلب پیوندهایی کم‌عمق، شکننده و فارغ از عمق حسی و بازخورد واقعی می‌آفریند که پیامد آن تشدید حس انزوا و غربت در جهان واقعی است. شکاف طبقاتی فزاینده، نابرابری در بهره‌مندی از خدمات عمومی و احساس بی‌عدالتی ساختاری نیز از عوامل سلب تعلق به شمار می‌روند؛ فردی که خود را شهروند درجه دو می‌یابد و کرامت و صدایش نادیده گرفته می‌شود، به تدریج رشته‌های پیوند عاطفی خود را با جامعه قطع کرده و نوعی انزوای تحمیلی یا رفتارهای اعتراضی و گسیخته از جمع را بروز می‌دهد.

راهبردهای نوین برای تقویت احساس تعلق و بازیابی پیوندهای اجتماعی


احیای احساس تعلق نیازمند اقدامات چندوجهی، هدفمند و هماهنگ در ساختارهای گوناگون تصمیم‌گیری و اجرایی است. بازآفرینی شهری انسان‌محور یکی از ضرورت‌های اساسی است؛ طراحان و مدیران شهری باید محله‌ها را نه صرفاً به عنوان فضایی برای سکونت، بلکه به منزله کانون‌های زندگی اجتماعی و تعامل چهره‌به‌چهره طراحی کنند که در آن مسیرهای پیاده‌روی، پارک‌های محله‌ای و فضاهای گفت‌وگو در دسترس همگان باشد. تقویت نهادهای مردم‌نهاد و سازمان‌های محلی راهبرد اثربخش دیگری است که فرصت تجربه کار گروهی، عاملیت فردی و اقدام داوطلبانه را برای شهروندان خلق می‌کند و تعلق ذهنی را به مشارکتی عینی تبدیل می‌سازد. آموزش و پرورش و نظام‌های دانشگاهی نیز باید از رویکردهای صرفاً رقابت‌جویانه و مدرک‌گرا فاصله گرفته و مهارت‌های زندگی جمعی، همدلی اجتماعی و مسئولیت‌پذیری مدنی را در کانون برنامه‌های درسی خود بنشانند. علاوه بر این، شفافیت نهادی، افزایش عدالت توزیعی و ارتقای شمول اجتماعی اقشار آسیب‌پذیر، گروه‌های دارای نیازهای ویژه و حاشیه‌نشینان، اعتماد بنیادین را به جامعه بازمی‌گرداند و پیام روشنی را مخابره می‌کند مبنی بر این که تمامی افراد جامعه محترم، ارزشمند و صاحب این سرزمین هستند.

نتیجه‌گیری و افق‌های پیش رو

احساس تعلق به جامعه تجمل روان‌شناختی نیست، بلکه ضرورت حیاتی برای پایداری، امنیت، پیشرفت و سلامت روان هر ساختار جمعی به شمار می‌آید.
این احساس ملات نامرئی و نیرومندی است که افراد پراکنده را به یک ملت، شهروندان یک شهر را به یک جامعه پویا و ساکنان یک کوچه را به یک خانواده بزرگ تبدیل می‌کند. سرمایه‌گذاری برای فهم، ارزیابی، بازسازی و توانمندسازی حس تعلق در حقیقت بنیادین‌ترین گام برای ایجاد جامعه‌ای تاب‌آور، امیدبخش و مقاوم در برابر بحران‌ها است.
هر کشوری که بتواند احساس پیوند، شنیده‌شدن و ارزش‌مندی را در دل آحاد شهروندان خود به ویژه نسل جوان و گروه‌های حاشیه‌ای نهادینه سازد، بزرگ‌ترین سرمایه تمدنی را برای تاب‌آوری در هزاره پرچالش کنونی پایه‌ریزی نموده است.
بازگشت به ریشه‌های اصیل تعامل انسانی و بازتعریف تعلق به مثابه مسئولیتی اخلاقی و مدنی، یگانه مسیر دستیابی به زیست‌بومی بالنده، آرامش‌بخش و شایسته کرامت انسانی است.


۸ بازدید


۲ امتیاز


۰ نظر
نظرات کاربران


هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !
انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد !
شما هم می توانید در این کار سهیم باشید ! کمک های مالی شما مایه دلگرمی ماست !
دریافت کمک های مردمی
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران
جمعیت همیاران سلامت روان با هدف افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه در راستای افزایش سطح سلامت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی فعالیت می نماید. باور ما بر این است که با افزایش مشارکت جویی و احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیل گرانه می توانیم در ارتقای سطح کیفیت زندگی اقشار جامعه تاثیر داشته باشیم. این سایت با همت و تلاش و پیگیری مستمر جناب آقای حمید بیخسته مدیر روابط عمومی جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی کشور در سال 1395 راه اندازی گردید.
تمامی حقوق محفوظ و متعلق به جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران می باشد .
Copyright © 2015 for HamyaranIran.ir , By SmProgram web Developer , All rights reserved .