پایگاه جمعیت همیاران
سلامت روان اجتماعی ایران
تاب‌آوری، بازسازی معناست

 تاب‌آوری، بازسازی معناست
شوک، لحظهٔ فروپاشی معناست
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، تاب‌آوری به معنای بازسازی معناست همانگونه که همانگونه که شوک، لحظهٔ فروپاشی معناست  
البته که بخوبی روشن است این فروپاشی، پایان انسان نیست

در تجربهٔ انسانی، آنچه بیش از هر چیز آسیب می‌بیند، بدن یا ذهن نیست؛ معناست. انسان خالی از معنا شکننده و آسیب پذیر است. 
انسان با معنا زندگی می‌کند، تصمیم می‌گیرد، امید می‌سازد و آینده را تصور می‌کند. وقتی معنا فرو می‌ریزد، جهان همان جهان است، اما دیگر قابل زیستن نیست. شوک دقیقاً در همین نقطه رخ می‌دهد؛ جایی که زندگی ادامه دارد، اما تفسیر آن از کار می‌افتد.

شوک، یک واکنش صرفاً عصبی یا روان‌شناختی نیست.  
بعبارت دیگر شوک، یک رویداد معنایی است.

لحظه‌ای است که چارچوب‌های آشنای فهم جهان فرو می‌ریزند. روایت‌هایی که زندگی بر آن‌ها استوار بوده، ناگهان اعتبار خود را از دست می‌دهند. باورهایی مانند «جهان قابل پیش‌بینی است»، «اگر درست زندگی کنم، اتفاق بدی نمی‌افتد» یا «کنترل کافی، امنیت می‌آورد»، همگی در برابر یک رویداد آسیب‌زا بی‌دفاع می‌شوند.
شوک، پاسخ انسان به مواجهه با چیزی است که نه برایش آماده بوده و نه ابزار پردازش فوری آن را در اختیار داشته است.

در این وضعیت، ذهن عقب می‌نشیند. زبان از کار می‌افتد. معنا تعلیق می‌شود.  
بدن زمام امور را به دست می‌گیرد و سیستم عصبی، با تمام توان، برای بقا فعال می‌شود. کرختی، بی‌حسی، گسست، آشفتگی شدید یا احساس غیرواقعی‌بودن، همگی شکل‌های مختلف یک واکنش واحد هستند؛ واکنش به تهدید معنا.

از منظر تاب‌آوری، شوک نشانهٔ ضعف نیست.  
شوک، شکست نیست.  
شوک، مکانیسم حفاظتی روان است.

روان، برای آنکه از هم نپاشد، تجربه را منجمد می‌کند. احساسات خاموش نمی‌شوند، بلکه به تعویق می‌افتند. معنا موقتاً کنار گذاشته می‌شود تا انسجام روانی حفظ شود. این تعلیق، اگر کوتاه‌مدت باشد، به دوام انسان کمک می‌کند. اما اگر مزمن شود، اگر معنا بازسازی نشود، شوک از سپر به زندان تبدیل می‌شود. روان در لحظهٔ فروپاشی گیر می‌افتد و توان حرکت به‌سوی زندگی را از دست می‌دهد.

پس از شوک، یا هم‌زمان با آن، سوگ آغاز می‌شود.

سوگ یعنی بازگشت احساس.  
بازگشت درد.  
بازگشت واقعیت.

از منظر معناشناختی، شوک روایت‌های ساده و اطمینان‌بخش زندگی را فرو می‌ریزد و سوگ فرصتی برای بازنویسی آن‌ها فراهم می‌کند. روایت‌های جدید، معمولاً واقع‌بینانه‌تر، انسانی‌تر و کمتر متکی بر توهم امنیت دائمی‌اند. این بازسازی معنا، فرایندی خطی نیست و با رفت‌وبرگشت، نوسان و بازگشت موقت احساس پوچی همراه است. این نوسان، نشانهٔ شکست نیست، بلکه نشانهٔ پردازش سالم تجربه است.

سوگ، تجربهٔ مواجهه با فقدان است؛ فقدان انسان، رابطه، سلامت، امنیت، هویت یا آینده‌ای که قرار بود باشد. سوگ، برخلاف شوک که بیشتر عصبی و فیزیولوژیک است، عمیقاً روانی و معنایی است. در سوگ، فرد با این حقیقت روبه‌رو می‌شود که چیزی تغییر کرده و دیگر به حالت قبل بازنمی‌گردد. این مواجهه، دردناک است. اما ضروری است.

در سوگ، انسان با واقعیتی روبه‌رو می‌شود که نمی‌توان آن را انکار کرد یا دور زد. فقدان، خود را تحمیل می‌کند. غم، خشم، ترس، پوچی و سردرگمی، همگی زبان‌های مختلف سوگ‌اند. این احساسات نشانهٔ بیماری نیستند؛ نشانهٔ تماس دوباره با زندگی‌اند. جایی که شوک منجمد کرده بود، سوگ به حرکت درمی‌آورد.


با این‌حال، شیوهٔ مواجهه با سوگ تعیین‌کننده است.

تمرکز افراطی بر بحران، فرد را در روایت فقدان منجمد می‌کند. همه‌چیز حول آنچه از دست رفته تعریف می‌شود. هویت فرد به «آسیب‌دیده» یا «قربانی» تقلیل می‌یابد. زندگی به قبل و بعد از حادثه تقسیم می‌شود و «بعد» هیچ‌گاه شکل نمی‌گیرد.  
از سوی دیگر، شتاب برای بازسازی نیز خطرناک است. وقتی رنج نادیده گرفته می‌شود، روان احساس دیده‌نشدن می‌کند. سوگ به شکلی پنهان ادامه می‌یابد و بازسازی، سطحی و ناپایدار می‌شود.

تاب‌آوری، نه ماندن در بحران است و نه فرار از آن.  
تاب‌آوری، تحمل آگاهانهٔ وضعیت ناپایدار است.

در بستر تاب‌آوری، بحران و بازسازی در تقابل با یکدیگر نیستند. هم‌زمان‌اند. انسان می‌تواند هم اندوهگین باشد و هم زنده. هم سردرگم باشد و هم در حال حرکت. این هم‌زمانی، تناقض نیست؛ نشانهٔ سلامت روان است. ذهن تاب‌آور، ذهنی است که می‌تواند چند حقیقت دشوار را با هم نگه دارد.

یکی از خطاهای رایج در فهم تاب‌آوری، تصور «بازگشت به حالت قبل» است. این تصور، هم غیرواقعی است و هم آسیب‌زا. رویداد آسیب‌زا، نظم قبلی زندگی را از اعتبار انداخته است. باورهای پیشین دربارهٔ امنیت، قطعیت و کنترل دیگر کارآمد نیستند. بازسازی، به‌معنای بازگشت نیست. به‌معنای ساختن است.

قبل، تمام شده است.  
بعد، هنوز ساخته نشده است.

تاب‌آوری دقیقاً در این فاصله شکل می‌گیرد؛ در «بینابین». جایی که نه می‌توان به گذشته بازگشت و نه آینده‌ای شفاف در دسترس است. ماندن در این وضعیت، شجاعت می‌خواهد. نه شجاعت قهرمانانه، بلکه شجاعت روزمره. شجاعت بیدارشدن، ادامه‌دادن و زیستن، حتی وقتی معنای زندگی کامل نیست.

از منظر معناشناختی، شوک روایت‌های سادهٔ زندگی را فرو می‌ریزد. روایت‌هایی که جهان را منصف، قابل پیش‌بینی و تحت کنترل انسان می‌دانند. شوک نشان می‌دهد که آسیب‌پذیری، بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربهٔ انسانی است. سوگ، فرصتی است برای بازنویسی روایت‌ها؛ روایت‌هایی که این آسیب‌پذیری را انکار نمی‌کنند.

تاب‌آوری، بازسازی معناست.

این معنا لزوماً بزرگ، قهرمانانه یا الهام‌بخش نیست. گاهی در پذیرش محدودیت‌ها شکل می‌گیرد. گاهی در بازتعریف ارزش‌ها. گاهی در انتخاب‌های ساده‌تر و انسانی‌تر. بسیاری از افراد پس از تجربهٔ سوگ، زندگی را آهسته‌تر، عمیق‌تر و صادقانه‌تر ادامه می‌دهند. این تغییر، نتیجهٔ اجبار نیست؛ نتیجهٔ آگاهی است.

بازسازی معنا، فرایندی خطی نیست.  
پیشرفت ندارد.  
رفت‌وبرگشت دارد.

روزهایی هست که معنا لمس می‌شود و روزهایی که دوباره پوچی بازمی‌گردد. این نوسان، نشانهٔ شکست نیست. نشانهٔ پردازش است. ذهن سالم، نوسان می‌کند. ذهن تاب‌آور، از این نوسان نمی‌ترسد.

بدن، نقش محوری در این فرایند دارد. شوک در بدن ثبت می‌شود و سوگ نیز از بدن عبور می‌کند. بی‌قراری، خستگی، سنگینی، دردهای مبهم یا اختلال خواب، زبان بدن برای بیان تجربه‌هایی هستند که هنوز معنا نیافته‌اند. بازسازی روان بدون توجه به بدن، ناقص می‌ماند. تاب‌آوری، پیوند دوبارهٔ ذهن، بدن و معناست.

روابط انسانی، ستون دیگر تاب‌آوری‌اند. شوک و سوگ در انزوا تشدید می‌شوند. دیده‌شدن، شنیده‌شدن و پذیرفته‌شدن، تجربهٔ بحران را قابل‌تحمل می‌کند. معنا در خلأ بازسازی نمی‌شود. در رابطه شکل می‌گیرد. جامعه‌ای که برای سوگ فضا قائل می‌شود، انسان‌های تاب‌آورتری پرورش می‌دهد.

تاب‌آوری، ویژگی فردی صرف نیست. پدیده‌ای رابطه‌ای و اجتماعی است.

در مداخلات روان‌شناختی، تمرکز همزمان بر تنظیم سیستم عصبی و بازسازی معنا ضروری است. کاهش علائم، شرط لازم است، اما کافی نیست. بدون پرداختن به معنا، هویت و جهت زندگی، ترمیم سطحی باقی می‌ماند. تاب‌آوری واقعی، در عمق تجربه شکل می‌گیرد، نه فقط در کاهش نشانه‌ها.

شوک و سوگ، فقط تجربیاتی تلخ با مقادیر پاتولوژیک نیستند آنها تجربه‌های گذارند. گذار از آنچه فرو ریخته، به آنچه هنوز شکل نگرفته است. این گذار، درد دارد. ابهام دارد. ناامنی دارد. اما ظرفیت رشد نیز دارد. نه رشدی کلیشه‌ای و تحمیلی، بلکه رشدی آرام، واقعی و انسانی.

به روایتی دیگر ، تاب‌آوری به این معنا نیست که انسان نشکند. به این معناست که پس از شکستن، کاملاً از هم نپاشد.

شوک، لحظهٔ فروپاشی معناست.
اما این فروپاشی، پایان انسان نیست.انسان، موجودی معنا‌ساز است. حتی پس از ویرانی، حتی در دل سوگ، توان بازسازی معنا را دارد. نه برای حذف درد، نه برای انکار رنج، بلکه برای ادامهٔ زیستن. تاب‌آوری، همین توان است؛ توان ماندن، دیدن، تحمل‌کردن و به‌آرامی، دوباره معنا ساختن.

تاب‌آوری، بازسازی معناست؛  
و این، انسانی‌ترین تعریف تاب‌آوری است.
تاب‌آوری، بازسازی معناست؛ نه حذف درد و شوک، لحظهٔ فروپاشی معناست؛ بنظر میرسد نه پایان انسان این نگاه، انسانی‌ترین تعریف  تاب‌آوری (resiliency)  است.
دکترمحمدرضا مقدسی مشاور عالی مأموریت ملی تاب‌آوری فرهنگی در خاتمه تأکید می‌کند: شوک، لحظهٔ فروپاشی معناست اما این فروپاشی پایان انسان نیست.
انسان، حتی در دل ویرانی، توان بازسازی معنا را دارد؛ نه برای حذف درد، بلکه برای ادامهٔ زیستن. تاب‌آوری، همین توان است و شاید دقیق‌ترین و انسانی‌ترین تعریف آن نیز همین باشد.



۱ بازدید


۰ امتیاز


۰ نظر
نظرات کاربران


هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !
انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد !
شما هم می توانید در این کار سهیم باشید ! کمک های مالی شما مایه دلگرمی ماست !
دریافت کمک های مردمی
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران
جمعیت همیاران سلامت روان با هدف افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه در راستای افزایش سطح سلامت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی فعالیت می نماید. باور ما بر این است که با افزایش مشارکت جویی و احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیل گرانه می توانیم در ارتقای سطح کیفیت زندگی اقشار جامعه تاثیر داشته باشیم. این سایت با همت و تلاش و پیگیری مستمر جناب آقای حمید بیخسته مدیر روابط عمومی جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی کشور در سال 1395 راه اندازی گردید.
تمامی حقوق محفوظ و متعلق به جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران می باشد .
Copyright © 2015 for HamyaranIran.ir , By SmProgram web Developer , All rights reserved .