حاکمیت رسانهای و رابطه آن با سلامت اجتماعی
حاکمیت رسانهای چارچوبی از سیاست، قوانین و نهادهایی است که تولید، توزیع و نظارت بر محتوای رسانهها را با هدف تأمین منافع عمومی سامان میدهد.
Media Governance به مجموعهای از نهادها، قوانین، سیاستها، هنجارها و فرایندها گفته میشود که چگونگی مالکیت رسانهها، تنظیمگری، تولید محتوا، توزیع اطلاعات و پاسخگویی رسانهها را در سطح ملی و فراملی سامان میدهد.
حاکمیت رسانهای به مجموعه سیاست، قواعد، ساختار و سازوکارهایی گفته میشود که نحوه مالکیت، مدیریت، تنظیمگری، تولید، توزیع و نظارت بر محتوا در نظام رسانهای یک جامعه را تعیین میکند و مشخص میسازد چه کسانی، با چه اختیاراتی و بر اساس چه ارزشها و منافع عمومی یا خصوصی، جریان اطلاعات و ارتباطات را هدایت میکنند.
حاکمیت رسانهای چارچوبی است که در آن رابطه میان دولت، نهادهای تنظیمگر، رسانهها، بخش خصوصی، پلتفرمهای دیجیتال و مخاطبان تعریف میشود و توازن میان آزادی بیان، مسئولیت اجتماعی رسانه، امنیت ملی، حقوق شهروندی و منافع عمومی را سامان میدهد.
دکتر محمدرضا مقدسی، معاونت علمی و پژوهشی همیاران سلامت روان ایران تأکید میکند:حاکمیت رسانه زمانی در خدمت سلامت و تابآوری اجتماعی قرار میگیرد که رسانهها بهجای بازتولید اضطراب، بیاعتمادی و گسست اجتماعی، به تقویت آگاهی جمعی، سرمایه اجتماعی، گفتوگوی مسئولانه و امید اجتماعی متعهد باشند؛ چرا که رسانه در این معنا سلامت جامعه و زیرساخت تابآوری ملی را تحت تاثیر دارد.
حاکمیت هوشمند رسانه، با مدیریت مسئولانه محتوا و تقویت سواد رسانهای، میتواند سلامت روانی و اجتماعی جامعه را ارتقا داده و تابآوری اجتماعی را در برابر بحرانهای رسانهای و اجتماعی افزایش دهد
در حاکمیت رسانهای، موضوعاتی مانند سیاستگذاری رسانهای، استقلال یا وابستگی رسانهها، شفافیت مالکیت، قواعد حرفهای، اخلاق رسانهای، دسترسی عادلانه به اطلاعات، مقابله با انحصار و تنظیم نقش رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی نقش محوری دارند.
از این منظر، حاکمیت رسانهای مدیریت هوشمند و مشارکتی فضای رسانهای با هدف تقویت آگاهی عمومی، انسجام اجتماعی و توسعه پایدار ارتباطات در جامعه است.
در ادامه، تحلیلی جامع و منسجم درباره **رابطه حاکمیت رسانه و سلامت اجتماعی** ارائه میشود که هم رویکرد علمی–تحلیلی دارد و هم برای استفاده پژوهشی، سیاستگذاری و رسانهای قابل اتکا است.
رابطه حاکمیت رسانه و سلامت اجتماعی
در جوامع معاصر، رسانهها به یکی از اصلیترین نهادهای شکلدهنده افکار عمومی، هنجارهای اجتماعی و الگوهای رفتاری تبدیل شدهاند.
از سوی دیگر، سلامت اجتماعی بهعنوان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی، متأثر از کیفیت روابط اجتماعی، اعتماد عمومی، احساس امنیت، مشارکت مدنی و انسجام اجتماعی است.
در این میان، حاکمیت رسانه بهعنوان چارچوبی برای سیاستگذاری، تنظیمگری، نظارت و هدایت نظام رسانهای، نقشی تعیینکننده در تقویت یا تضعیف سلامت اجتماعی ایفا میکند.
بررسی رابطه این دو مفهوم، برای فهم پویاییهای اجتماعی و طراحی مداخلات مؤثر، ضرورتی انکارناپذیر است.
مفهوم سلامت اجتماعی
سلامت اجتماعی به میزان توانایی جامعه در ایجاد روابط سالم، منصفانه و معنادار میان افراد و گروهها اشاره دارد.
مؤلفههایی مانند اعتماد اجتماعی، سرمایه اجتماعی، احساس تعلق، مشارکت اجتماعی، عدالت اجتماعی، همبستگی و کاهش آسیبهای اجتماعی، از شاخصهای کلیدی سلامت اجتماعی محسوب میشوند.
هر عاملی که این مؤلفهها را تقویت یا تضعیف کند، مستقیماً بر سلامت اجتماعی اثر میگذارد و رسانه یکی از اثرگذارترین این عوامل است.
نقش رسانه در شکلدهی سلامت اجتماعی
رسانهها با بازنمایی واقعیتهای اجتماعی، اولویتبندی مسائل، برجستهسازی یا حاشیهرانی گروهها و تفسیر رویدادها، بهطور مستقیم بر ادراک اجتماعی، نگرشها و رفتارهای جمعی اثر میگذارند.
رسانه میتواند امید اجتماعی، همدلی، آگاهی و مشارکت را افزایش دهد یا بالعکس، با ترویج ناامیدی، خشونت نمادین، انگزنی و شایعه، سلامت اجتماعی را تضعیف کند. کیفیت این تأثیر، تا حد زیادی به نوع حاکمیت رسانه وابسته است.
پیوند حاکمیت رسانه و سلامت اجتماعی
حاکمیت رسانه زمانی با سلامت اجتماعی پیوندی مثبت برقرار میکند که بر اصول زیر استوار باشد:
نخست، مسئولیت اجتماعی رسانهها؛ رسانهها باید در برابر پیامدهای اجتماعی محتوای خود پاسخگو باشند.
بازنمایی منصفانه گروههای اجتماعی، پرهیز از کلیشهسازی، احترام به کرامت انسانی و توجه به پیامدهای روانی و اجتماعی محتوا، از الزامات این مسئولیت است.
دوم، شفافیت و اعتماد عمومی؛ حاکمیت رسانهای که بر شفافیت، صحت اطلاعات و مقابله با اخبار جعلی تأکید دارد، به افزایش اعتماد عمومی کمک میکند.
اعتماد اجتماعی یکی از ستونهای اصلی سلامت اجتماعی است و رسانه غیرشفاف یا جانبدارانه، این ستون را فرسایش میدهد.
سوم، عدالت رسانهای و دسترسی برابر؛ تضمین دسترسی گروههای مختلف اجتماعی به تریبون رسانهای و جلوگیری از انحصار، به تقویت مشارکت اجتماعی و احساس دیدهشدن منجر میشود. حذف یا نادیدهگرفتن صداهای حاشیهای، شکاف اجتماعی و احساس بیعدالتی را تشدید میکند.
چهارم، تنظیمگری هوشمند بهجای کنترل سختگیرانه؛ حاکمیت رسانهای مبتنی بر تنظیمگری مشارکتی، آموزش سواد رسانهای و خودتنظیمی حرفهای، بیش از کنترل صرف، به سلامت اجتماعی کمک میکند. کنترل افراطی میتواند منجر به بیاعتمادی، رسانهگریزی و گسترش کانالهای غیررسمی و مخرب شود.
آسیبهای حاکمیت رسانهای ناکارآمد بر سلامت اجتماعی
در صورتی که حاکمیت رسانه دچار ضعف، سیاستزدگی یا نگاه صرفاً امنیتی باشد، پیامدهای منفی متعددی برای سلامت اجتماعی به همراه دارد.
گسترش شایعات، دو قطبیسازی اجتماعی، تضعیف سرمایه اجتماعی، افزایش اضطراب جمعی، عادیسازی خشونت کلامی و بیاعتمادی عمومی از جمله این پیامدهاست.
در چنین شرایطی، رسانه بهجای نقش درمانگر اجتماعی، به عاملی برای تشدید آسیبهای اجتماعی تبدیل میشود.
نقش رسانههای اجتماعی در معادله جدید حاکمیت و سلامت
با گسترش شبکههای اجتماعی، الگوی کلاسیک حاکمیت رسانه دگرگون شده است. اکنون هر شهروند میتواند تولیدکننده محتوا باشد و این امر، هم فرصت و هم تهدید برای سلامت اجتماعی ایجاد کرده است. حاکمیت رسانه در این فضا نیازمند رویکردی چندسطحی است که شامل قانونگذاری هوشمند، همکاری با پلتفرمها، ارتقای سواد رسانهای و تقویت اخلاق ارتباطی کاربران میشود. بدون این رویکرد، فضای مجازی میتواند به بستری برای خشونت نمادین، نفرتپراکنی و فروپاشی اعتماد اجتماعی تبدیل شود.
رابطه حاکمیت رسانه و سلامت اجتماعی رابطهای دوسویه، عمیق و تعیینکننده است.
حاکمیت رسانهای کارآمد، مشارکتی و اخلاقمحور میتواند رسانه را به ابزاری برای تقویت انسجام اجتماعی، افزایش اعتماد، ارتقای آگاهی و کاهش آسیبهای اجتماعی تبدیل کند.
در مقابل، حاکمیت رسانهای ناکارآمد یا اقتدارگرا، سلامت اجتماعی را با تهدیدهای جدی مواجه میسازد.
از اینرو، بازاندیشی در سیاستهای حاکمیت رسانه با رویکرد سلامت اجتماعی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی برای توسعه پایدار اجتماعی است.
دکتر محمدرضا مقدسی مدیر و موسس خانه تابآوری در خاتمه تاکید میکند تابآوری اجتماعی بدون حاکمیت رسانهای پاسخگو و اخلاقمحور شکل نمیگیرد؛ زیرا کیفیت روایتهای رسانهای مستقیماً بر امید اجتماعی، سرمایه اجتماعی و احساس امنیت روانی جامعه اثرگذار است.
خانه تابآوری حاکمیت رسانه زمانی کارآمد است که رسانهها بهجای تشدید ترس و دوقطبیسازی، به ابزار ارتقای سلامت اجتماعی، گفتوگوی سازنده و مدیریت هیجانات جمعی تبدیل شوند.
در عصر شبکههای اجتماعی، پیوند میان حاکمیت رسانه، سلامت اجتماعی و تابآوری اجتماعی یک ضرورت راهبردی است؛ چرا که هر خلأ در سیاستگذاری رسانهای، مستقیماً به فرسایش اعتماد و افزایش آسیبهای اجتماعی منجر میشود
۳ بازدید
۰ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !