جمعیت همیاران سلامت روان ایران؛ تاریخچه، نقش اجتماعی و الگوی توسعه فعالیتهای داوطلبانه
جمعیت همیاران سلامت روان ایران؛ تاریخچه، نقش اجتماعی و الگوی توسعه فعالیتهای داوطلبانه
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران یکی از تجربههای قابل توجه در حوزه مشارکت اجتماعی، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و ارتقای سلامت روان در ایران است. این مجموعه در مسیر شکلگیری خود تلاش کرده است میان دانش تخصصی، ظرفیتهای محلی، مشارکت داوطلبانه مردم و برنامههای پیشگیرانه پیوند ایجاد کند. بررسی تاریخچه و شیوه فعالیت این جمعیت نشان میدهد که تجربه همیاران سلامت روان را میتوان یکی از نمونههای مهم حرکت از رویکرد مداخله پس از وقوع آسیب به سوی پیشگیری اجتماعمحور دانست؛ رویکردی که در آن مردم محله و جامعه محلی بخشی از ظرفیت حل مسئله محسوب میشوند.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار تاب آوری ایران و معاونت علمی پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران تاریخ همیاران، تاریخ همدلی به اقدام است.
تاریخ همیاران، تاریخ تبدیل داوطلبی به کنش اجتماعی است.
همیاران سلامت روان را میتوان بخشی از تاریخ مشارکت اجتماعی نوین ایران دانست؛ تجربهای که از محلات آغاز شد و به شبکهای اجتماعی و داوطلبانه گسترش یافت.
از تجربیات محلی دهه ۱۳۷۰ تا شکلگیری شبکهای گسترده از داوطلبان، تاریخ همیاران با آموزش، مشارکت و مسئولیت اجتماعی پیوند خورده است.
ریشههای برنامه همیاران سلامت روان به میانه دهه ۱۳۷۰ بازمیگردد. بر اساس اسناد و مطالب منتشرشده درباره تاریخچه این برنامه، در سال ۱۳۷۵ همزمان با اجرای پروژه «شهر سالم» سازمان جهانی بهداشت در کوی سیزده آبان شهر ری، زمینه برای مشارکت مردم در برنامههای سالمسازی اجتماعی فراهم شد. دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در جریان این تجربه با ظرفیت و علاقه مردم برای مشارکت در حل مسائل محله مواجه شد و بر اساس همین تجربه، برنامه همیاران سلامت روان را طراحی و توسعه داد.
در این مرحله یک ایده مهم شکل گرفت: برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، جامعه محلی باید از حالت دریافتکننده خدمات خارج شود و به یکی از عناصر فعال فرایند پیشگیری تبدیل شود. همین نگاه، زمینه گسترش برنامه به مناطق مختلف کشور را فراهم کرد. منابع منتشرشده درباره تاریخچه این برنامه، سال ۱۳۷۷ را سال آغاز فعالیت رسمی همیاران سلامت روان در سطح گستردهتر معرفی میکنند. تجربه اولیه در کوی سیزده آبان و استان هرمزگان، زمینه توسعه برنامه به دیگر استانها را فراهم کرد تا تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی مناطق مختلف نیز در اجرای آن مورد توجه قرار گیرد.
مرحله مهم بعدی در تاریخ این مجموعه، بهمن سال ۱۳۸۱ است. در این مقطع، همیاران سلامت روان با دریافت مجوزهای قانونی، در قالب یک تشکل غیردولتی فراگیر با عنوان «همیاران سلامت روان اجتماعی ایران» فعالیت خود را توسعه دادند. این مرحله را میتوان نقطه گذار از یک برنامه اجتماعمحور به یک شبکه سازمانیافته غیردولتی دانست. منبع منتشرشده از سوی دفتر انتشارات و فناوری آموزشی نیز تأیید میکند که فعالیت رسمی جمعیت از سال ۱۳۷۷ آغاز شد و در سال ۱۳۸۱ به عنوان یک سازمان غیردولتی فراگیر ثبت شد.
اهمیت این تاریخچه در آن است که جمعیت همیاران سلامت روان از ابتدا بر یک اصل اساسی بنا شد: سلامت اجتماعی بدون مشارکت مردم پایدار نمیماند. مأموریت اعلامشده جمعیت، افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه برای ارتقای سلامت روان و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی است. در همین چارچوب، مشارکتجویی، احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیلگری به عنوان مبانی فعالیت معرفی شدهاند.
ساختار فعالیت همیاران سلامت روان نیز با همین فلسفه شکل گرفته است. جمعآوری اطلاعات محلهای، گفتوگو با افراد مطلع جامعه، مشاهده مسائل محله، آموزش و آگاهسازی، برگزاری گردهماییهای محلی، تولید محتوای آموزشی، فعالیتهای گروهی، همکاری با تشکلهای محلی و حضور در برنامههای اجتماعی از جمله فعالیتهایی بوده که برای گروههای همیار تعریف شده است. این مجموعه فعالیتها نشان میدهد که مفهوم «همیار» در این برنامه، مفهومی فعال و مشارکتمحور است و فرد همیار در جایگاه یک شهروند مسئول، رابط اجتماعی و تسهیلگر محلی قرار میگیرد.
یکی از ویژگیهای مهم جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران، توجه به محله است. محله برای این برنامه یک واحد اجتماعی مهم محسوب میشود؛ زیرا بسیاری از مسائل سلامت روان و آسیبهای اجتماعی در بستر واقعی زندگی مردم شکل میگیرند و شناخت آنها نیز نیازمند شناخت همان محیط است. همیار محلی میتواند مسائل را زودتر ببیند، ظرفیتهای موجود را شناسایی کند، ارتباط میان مردم و نهادهای تخصصی را تقویت کند و در مسیر ارجاع افراد نیازمند خدمات تخصصی نقش داشته باشد.
در سالهای فعالیت این شبکه، پایگاههای سلامت اجتماعی و گروههای همیار به عنوان بسترهای مهم اجرای برنامه مورد توجه قرار گرفتند. در گزارش مربوط به همایش سراسری توسعه ظرفیتها و تقویت شبکه همیاران سلامت روان اجتماعی در سال ۱۳۹۲، از حضور فعالان ۳۱ استان کشور سخن گفته شده است. در همان گزارش، از ۵۰۰ گروه همیار و حدود ۴۰۰ پایگاه اجتماعی در کشور یاد شده و موضوع افزایش ظرفیت شبکه و توسعه آموزش داوطلبان نیز مطرح شده است. این آمار مربوط به همان مقطع تاریخی است و نباید به عنوان آمار جاری سال ۱۴۰۵ تلقی شود.
گزارشهای آن دوره همچنین نشان میدهند که آموزش داوطلبان یکی از محورهای جدی فعالیت شبکه بوده است. در گزارش سال ۱۳۹۲، از دهها هزار ساعت آموزش هفتگی همیاران سخن گفته شده و هدفگذاری برای افزایش مشارکت داوطلبان مطرح شده است. چنین رویکردی اهمیت آموزش در فعالیت داوطلبانه را روشن میکند. مشارکت اجتماعی زمانی میتواند اثر پایدار داشته باشد که افراد داوطلب از دانش، مهارت ارتباطی، شناخت مسئله و توانایی کار گروهی برخوردار باشند.
فعالیتهای جمعیت در حوزههای مختلف اجتماعی نیز گسترده بوده است. پیشگیری اولیه از اعتیاد، ارجاع افراد آسیبدیده به مراکز حمایتی، اجرای برنامههای اجتماعمحور، توانمندسازی مردم و زنان، آموزش خانواده، آگاهیرسانی عمومی، فعالیتهای مرتبط با سلامت اجتماعی و مشارکت در کارزارهای پیشگیرانه از جمله حوزههایی است که در گزارشهای منتشرشده درباره عملکرد این شبکه دیده میشود.
یکی از نقاط قوت این تجربه، پیوند میان فعالیت داوطلبانه و آموزش است. در بسیاری از الگوهای مشارکت اجتماعی، داوطلبی زمانی اثربخش میشود که فرد احساس کند حضور او معنا دارد و برای ایفای نقش اجتماعی، آموزش و حمایت دریافت میکند. همیاران سلامت روان تلاش کردهاند چنین رابطهای را میان آموزش، مشارکت و اقدام اجتماعی ایجاد کنند. این مدل میتواند برای سایر حوزههای اجتماعی نیز قابل استفاده باشد.
از منظر توسعه اجتماعی، ارزش تجربه جمعیت همیاران سلامت روان در این است که مردم را به عنوان بخشی از راهحل مسائل اجتماعی میبیند. در این الگو، دولت و نهادهای تخصصی همچنان نقش مهم خود را حفظ میکنند، اما ظرفیت جامعه محلی نیز فعال میشود. نتیجه مطلوب چنین رویکردی ایجاد یک رابطه مشارکتی میان متخصصان، نهادهای عمومی، سازمانهای غیردولتی و شهروندان است.
این تجربه همچنین میتواند با مفهوم سرمایه اجتماعی ارتباط پیدا کند. اعتماد، همکاری، شبکههای ارتباطی و احساس مسئولیت نسبت به جامعه، از عناصر مهم سرمایه اجتماعی هستند. هنگامی که مردم برای شناخت مسئله محله، آموزش، پیشگیری، حمایت از خانوادهها و کمک به گروههای آسیبپذیر در کنار یکدیگر قرار میگیرند، ظرفیت همکاری اجتماعی افزایش مییابد. در چنین شرایطی، فعالیت داوطلبانه از یک اقدام فردی به یک فرایند جمعی تبدیل میشود.
ارزش این الگو در گستردگی جغرافیایی یا تعداد افراد آن خلاصه نمیشود؛ مهمتر از آن، تجربه ایجاد شبکهای از شهروندان آموزشدیده و مسئول است که در محیط زندگی خود برای پیشگیری، آگاهیرسانی و ارتقای کیفیت زندگی فعالیت میکنند.
البته هر تجربه اجتماعی برای تداوم و توسعه نیازمند ارزیابی مستمر است. ثبت نتایج فعالیتها، سنجش اثر اجتماعی، شفافیت سازمانی، آموزش مستمر، تربیت تسهیلگران، حفظ انگیزه داوطلبان، ایجاد منابع مالی پایدار و استفاده از فناوریهای ارتباطی میتواند ظرفیت این مدل را افزایش دهد. در همان همایش سراسری سال ۱۳۹۲ نیز «آشکار کردن تأثیرات اجتماعی» و «ثبت تجربههای موفق» به عنوان موضوعات مهم کارگروهها مطرح شده بود.
امروز نیز مفهوم مشارکت اجتماعی در حوزه سلامت روان اهمیت بیشتری پیدا کرده است
. فشارهای اقتصادی، تغییرات سبک زندگی، گسترش مسائل اجتماعی، تنهایی، کاهش ارتباطات محلی و پیچیدهتر شدن آسیبهای اجتماعی، نیاز به شبکههای اجتماعی محلی و داوطلبانه را افزایش داده است.
در چنین شرایطی، مدلهایی که توان جامعه را برای پیشگیری و حل مسئله افزایش میدهند، اهمیت راهبردی پیدا میکنند.
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران را میتوان بخشی از تاریخ توسعه مشارکت مردمی در حوزه سلامت روان و پیشگیری اجتماعی ایران دانست.
این تجربه از یک برنامه مبتنی بر محله آغاز شد، در سال ۱۳۷۷ وارد مرحله فعالیت گستردهتر شد و در سال ۱۳۸۱ با شکلگیری یک تشکل غیردولتی فراگیر، وارد مرحله سازمانیافتهتری شد. در سالهای بعد نیز شبکه همیاران در استانهای مختلف کشور توسعه یافت و با گروههای محلی، پایگاههای اجتماعی و داوطلبان آموزشدیده به فعالیت ادامه داد.
در جمعبندی میتوان گفت که تاریخ جمعیت همیاران سلامت روان ایران، تاریخ تلاش برای تبدیل شهروندان از مخاطب خدمات اجتماعی به شریک فرایند پیشگیری و توانمندسازی است.
این ویژگی، مهمترین ارزش اجتماعی این تجربه محسوب میشود. همیار سلامت روان میتواند نماینده یک فرهنگ اجتماعی باشد که در آن مسئولیت نسبت به سلامت جامعه، به سازمانهای رسمی محدود نمیشود و هر شهروند میتواند در حد توان و دانش خود نقشی سازنده ایفا کند.
از این منظر، جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران ظرفیت آن را دارد که به عنوان یک الگوی ایرانی از مشارکت اجتماعی، داوطلبی سازمانیافته، پیشگیری اجتماعمحور و توانمندسازی محلی مورد مطالعه قرار گیرد.
تجربه این جمعیت نشان میدهد که توسعه اجتماعی زمانی عمیقتر میشود که مردم در فرایند شناخت مسئله، آموزش، تصمیمگیری، همکاری و اقدام اجتماعی حضور داشته باشند.
چنین رویکردی میتواند پایهای برای گسترش فرهنگ داوطلبی، افزایش سرمایه اجتماعی و تقویت تابآوری اجتماعی در جامعه ایران باشد.
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران یکی از تجربههای قابل توجه در حوزه مشارکت اجتماعی، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و ارتقای سلامت روان در ایران است. این مجموعه در مسیر شکلگیری خود تلاش کرده است میان دانش تخصصی، ظرفیتهای محلی، مشارکت داوطلبانه مردم و برنامههای پیشگیرانه پیوند ایجاد کند. بررسی تاریخچه و شیوه فعالیت این جمعیت نشان میدهد که تجربه همیاران سلامت روان را میتوان یکی از نمونههای مهم حرکت از رویکرد مداخله پس از وقوع آسیب به سوی پیشگیری اجتماعمحور دانست؛ رویکردی که در آن مردم محله و جامعه محلی بخشی از ظرفیت حل مسئله محسوب میشوند.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار تاب آوری ایران و معاونت علمی پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران تاریخ همیاران، تاریخ همدلی به اقدام است.
تاریخ همیاران، تاریخ تبدیل داوطلبی به کنش اجتماعی است.
همیاران سلامت روان را میتوان بخشی از تاریخ مشارکت اجتماعی نوین ایران دانست؛ تجربهای که از محلات آغاز شد و به شبکهای اجتماعی و داوطلبانه گسترش یافت.
از تجربیات محلی دهه ۱۳۷۰ تا شکلگیری شبکهای گسترده از داوطلبان، تاریخ همیاران با آموزش، مشارکت و مسئولیت اجتماعی پیوند خورده است.
ریشههای برنامه همیاران سلامت روان به میانه دهه ۱۳۷۰ بازمیگردد. بر اساس اسناد و مطالب منتشرشده درباره تاریخچه این برنامه، در سال ۱۳۷۵ همزمان با اجرای پروژه «شهر سالم» سازمان جهانی بهداشت در کوی سیزده آبان شهر ری، زمینه برای مشارکت مردم در برنامههای سالمسازی اجتماعی فراهم شد. دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در جریان این تجربه با ظرفیت و علاقه مردم برای مشارکت در حل مسائل محله مواجه شد و بر اساس همین تجربه، برنامه همیاران سلامت روان را طراحی و توسعه داد.
در این مرحله یک ایده مهم شکل گرفت: برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، جامعه محلی باید از حالت دریافتکننده خدمات خارج شود و به یکی از عناصر فعال فرایند پیشگیری تبدیل شود. همین نگاه، زمینه گسترش برنامه به مناطق مختلف کشور را فراهم کرد. منابع منتشرشده درباره تاریخچه این برنامه، سال ۱۳۷۷ را سال آغاز فعالیت رسمی همیاران سلامت روان در سطح گستردهتر معرفی میکنند. تجربه اولیه در کوی سیزده آبان و استان هرمزگان، زمینه توسعه برنامه به دیگر استانها را فراهم کرد تا تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی مناطق مختلف نیز در اجرای آن مورد توجه قرار گیرد.
مرحله مهم بعدی در تاریخ این مجموعه، بهمن سال ۱۳۸۱ است. در این مقطع، همیاران سلامت روان با دریافت مجوزهای قانونی، در قالب یک تشکل غیردولتی فراگیر با عنوان «همیاران سلامت روان اجتماعی ایران» فعالیت خود را توسعه دادند. این مرحله را میتوان نقطه گذار از یک برنامه اجتماعمحور به یک شبکه سازمانیافته غیردولتی دانست. منبع منتشرشده از سوی دفتر انتشارات و فناوری آموزشی نیز تأیید میکند که فعالیت رسمی جمعیت از سال ۱۳۷۷ آغاز شد و در سال ۱۳۸۱ به عنوان یک سازمان غیردولتی فراگیر ثبت شد.
اهمیت این تاریخچه در آن است که جمعیت همیاران سلامت روان از ابتدا بر یک اصل اساسی بنا شد: سلامت اجتماعی بدون مشارکت مردم پایدار نمیماند. مأموریت اعلامشده جمعیت، افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه برای ارتقای سلامت روان و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی است. در همین چارچوب، مشارکتجویی، احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیلگری به عنوان مبانی فعالیت معرفی شدهاند.
ساختار فعالیت همیاران سلامت روان نیز با همین فلسفه شکل گرفته است. جمعآوری اطلاعات محلهای، گفتوگو با افراد مطلع جامعه، مشاهده مسائل محله، آموزش و آگاهسازی، برگزاری گردهماییهای محلی، تولید محتوای آموزشی، فعالیتهای گروهی، همکاری با تشکلهای محلی و حضور در برنامههای اجتماعی از جمله فعالیتهایی بوده که برای گروههای همیار تعریف شده است. این مجموعه فعالیتها نشان میدهد که مفهوم «همیار» در این برنامه، مفهومی فعال و مشارکتمحور است و فرد همیار در جایگاه یک شهروند مسئول، رابط اجتماعی و تسهیلگر محلی قرار میگیرد.
یکی از ویژگیهای مهم جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران، توجه به محله است. محله برای این برنامه یک واحد اجتماعی مهم محسوب میشود؛ زیرا بسیاری از مسائل سلامت روان و آسیبهای اجتماعی در بستر واقعی زندگی مردم شکل میگیرند و شناخت آنها نیز نیازمند شناخت همان محیط است. همیار محلی میتواند مسائل را زودتر ببیند، ظرفیتهای موجود را شناسایی کند، ارتباط میان مردم و نهادهای تخصصی را تقویت کند و در مسیر ارجاع افراد نیازمند خدمات تخصصی نقش داشته باشد.
در سالهای فعالیت این شبکه، پایگاههای سلامت اجتماعی و گروههای همیار به عنوان بسترهای مهم اجرای برنامه مورد توجه قرار گرفتند. در گزارش مربوط به همایش سراسری توسعه ظرفیتها و تقویت شبکه همیاران سلامت روان اجتماعی در سال ۱۳۹۲، از حضور فعالان ۳۱ استان کشور سخن گفته شده است. در همان گزارش، از ۵۰۰ گروه همیار و حدود ۴۰۰ پایگاه اجتماعی در کشور یاد شده و موضوع افزایش ظرفیت شبکه و توسعه آموزش داوطلبان نیز مطرح شده است. این آمار مربوط به همان مقطع تاریخی است و نباید به عنوان آمار جاری سال ۱۴۰۵ تلقی شود.
گزارشهای آن دوره همچنین نشان میدهند که آموزش داوطلبان یکی از محورهای جدی فعالیت شبکه بوده است. در گزارش سال ۱۳۹۲، از دهها هزار ساعت آموزش هفتگی همیاران سخن گفته شده و هدفگذاری برای افزایش مشارکت داوطلبان مطرح شده است. چنین رویکردی اهمیت آموزش در فعالیت داوطلبانه را روشن میکند. مشارکت اجتماعی زمانی میتواند اثر پایدار داشته باشد که افراد داوطلب از دانش، مهارت ارتباطی، شناخت مسئله و توانایی کار گروهی برخوردار باشند.
فعالیتهای جمعیت در حوزههای مختلف اجتماعی نیز گسترده بوده است. پیشگیری اولیه از اعتیاد، ارجاع افراد آسیبدیده به مراکز حمایتی، اجرای برنامههای اجتماعمحور، توانمندسازی مردم و زنان، آموزش خانواده، آگاهیرسانی عمومی، فعالیتهای مرتبط با سلامت اجتماعی و مشارکت در کارزارهای پیشگیرانه از جمله حوزههایی است که در گزارشهای منتشرشده درباره عملکرد این شبکه دیده میشود.
یکی از نقاط قوت این تجربه، پیوند میان فعالیت داوطلبانه و آموزش است. در بسیاری از الگوهای مشارکت اجتماعی، داوطلبی زمانی اثربخش میشود که فرد احساس کند حضور او معنا دارد و برای ایفای نقش اجتماعی، آموزش و حمایت دریافت میکند. همیاران سلامت روان تلاش کردهاند چنین رابطهای را میان آموزش، مشارکت و اقدام اجتماعی ایجاد کنند. این مدل میتواند برای سایر حوزههای اجتماعی نیز قابل استفاده باشد.
از منظر توسعه اجتماعی، ارزش تجربه جمعیت همیاران سلامت روان در این است که مردم را به عنوان بخشی از راهحل مسائل اجتماعی میبیند. در این الگو، دولت و نهادهای تخصصی همچنان نقش مهم خود را حفظ میکنند، اما ظرفیت جامعه محلی نیز فعال میشود. نتیجه مطلوب چنین رویکردی ایجاد یک رابطه مشارکتی میان متخصصان، نهادهای عمومی، سازمانهای غیردولتی و شهروندان است.
این تجربه همچنین میتواند با مفهوم سرمایه اجتماعی ارتباط پیدا کند. اعتماد، همکاری، شبکههای ارتباطی و احساس مسئولیت نسبت به جامعه، از عناصر مهم سرمایه اجتماعی هستند. هنگامی که مردم برای شناخت مسئله محله، آموزش، پیشگیری، حمایت از خانوادهها و کمک به گروههای آسیبپذیر در کنار یکدیگر قرار میگیرند، ظرفیت همکاری اجتماعی افزایش مییابد. در چنین شرایطی، فعالیت داوطلبانه از یک اقدام فردی به یک فرایند جمعی تبدیل میشود.
از همین منظر، جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران میتواند الگویی شایسته برای توسعه فعالیتهای داوطلبانه در ایران باشد.
ارزش این الگو در گستردگی جغرافیایی یا تعداد افراد آن خلاصه نمیشود؛ مهمتر از آن، تجربه ایجاد شبکهای از شهروندان آموزشدیده و مسئول است که در محیط زندگی خود برای پیشگیری، آگاهیرسانی و ارتقای کیفیت زندگی فعالیت میکنند.
البته هر تجربه اجتماعی برای تداوم و توسعه نیازمند ارزیابی مستمر است. ثبت نتایج فعالیتها، سنجش اثر اجتماعی، شفافیت سازمانی، آموزش مستمر، تربیت تسهیلگران، حفظ انگیزه داوطلبان، ایجاد منابع مالی پایدار و استفاده از فناوریهای ارتباطی میتواند ظرفیت این مدل را افزایش دهد. در همان همایش سراسری سال ۱۳۹۲ نیز «آشکار کردن تأثیرات اجتماعی» و «ثبت تجربههای موفق» به عنوان موضوعات مهم کارگروهها مطرح شده بود.
امروز نیز مفهوم مشارکت اجتماعی در حوزه سلامت روان اهمیت بیشتری پیدا کرده است
. فشارهای اقتصادی، تغییرات سبک زندگی، گسترش مسائل اجتماعی، تنهایی، کاهش ارتباطات محلی و پیچیدهتر شدن آسیبهای اجتماعی، نیاز به شبکههای اجتماعی محلی و داوطلبانه را افزایش داده است.
در چنین شرایطی، مدلهایی که توان جامعه را برای پیشگیری و حل مسئله افزایش میدهند، اهمیت راهبردی پیدا میکنند.
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران را میتوان بخشی از تاریخ توسعه مشارکت مردمی در حوزه سلامت روان و پیشگیری اجتماعی ایران دانست.
این تجربه از یک برنامه مبتنی بر محله آغاز شد، در سال ۱۳۷۷ وارد مرحله فعالیت گستردهتر شد و در سال ۱۳۸۱ با شکلگیری یک تشکل غیردولتی فراگیر، وارد مرحله سازمانیافتهتری شد. در سالهای بعد نیز شبکه همیاران در استانهای مختلف کشور توسعه یافت و با گروههای محلی، پایگاههای اجتماعی و داوطلبان آموزشدیده به فعالیت ادامه داد.
در جمعبندی میتوان گفت که تاریخ جمعیت همیاران سلامت روان ایران، تاریخ تلاش برای تبدیل شهروندان از مخاطب خدمات اجتماعی به شریک فرایند پیشگیری و توانمندسازی است.
این ویژگی، مهمترین ارزش اجتماعی این تجربه محسوب میشود. همیار سلامت روان میتواند نماینده یک فرهنگ اجتماعی باشد که در آن مسئولیت نسبت به سلامت جامعه، به سازمانهای رسمی محدود نمیشود و هر شهروند میتواند در حد توان و دانش خود نقشی سازنده ایفا کند.
از این منظر، جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران ظرفیت آن را دارد که به عنوان یک الگوی ایرانی از مشارکت اجتماعی، داوطلبی سازمانیافته، پیشگیری اجتماعمحور و توانمندسازی محلی مورد مطالعه قرار گیرد.
تجربه این جمعیت نشان میدهد که توسعه اجتماعی زمانی عمیقتر میشود که مردم در فرایند شناخت مسئله، آموزش، تصمیمگیری، همکاری و اقدام اجتماعی حضور داشته باشند.
چنین رویکردی میتواند پایهای برای گسترش فرهنگ داوطلبی، افزایش سرمایه اجتماعی و تقویت تابآوری اجتماعی در جامعه ایران باشد.
۷ بازدید
۱ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !