مطالبهگری اجتماعی چیست؟
مطالبهگری اجتماعی چیست؟
تعریف، اهمیت و نقش آن در جامعه
مطالبهگری اجتماعی یا Social Demand بیشتر به معنای بیان و طرح مطالبات اجتماعی در سطح جامعه به کار میرود
مطالبهگری اجتماعی به فرایندی آگاهانه، مسئولانه و جمعی گفته میشود که در آن شهروندان، گروهها یا نهادهای مدنی با استفاده از شیوههای قانونی، اخلاقی و مسالمتآمیز، خواستهها، حقوق و نیازهای خود را از حاکمیت، سازمانها یا ساختارهای قدرت پیگیری میکنند. در مطالبهگری اجتماعی، هدف اصلی تحقق عدالت اجتماعی، پاسخگویی نهادها، بهبود سیاستها و ارتقای کیفیت زندگی عمومی است.
از منظر اجتماعی، مطالبهگری اجتماعی حلقه اتصال میان مردم و تصمیمگیران است. جامعهای که در آن مطالبهگری فعال و آگاهانه وجود دارد، کمتر دچار انفعال، بیعدالتی و شکاف میان مردم و حاکمیت میشود. این مفهوم فراتر از اعتراض صرف است و بر گفتوگو، شفافیت، قانونمداری و مشارکت مدنی تأکید دارد.
مطالبهگری اجتماعی ریشه در آگاهی اجتماعی دارد. زمانی که افراد نسبت به حقوق شهروندی، قوانین، ساختارهای قدرت و مسئولیت نهادها شناخت پیدا میکنند، زمینه برای شکلگیری مطالبات منطقی و قابل پیگیری فراهم میشود. به همین دلیل، آموزش، رسانههای مستقل و جامعه مدنی نقش مهمی در تقویت مطالبهگری اجتماعی دارند.
در عمل، مطالبهگری اجتماعی میتواند در قالبهای مختلفی بروز پیدا کند؛ از پیگیری حقوق گروههای آسیبپذیر و عدالت آموزشی گرفته تا مطالبه شفافیت اقتصادی، مبارزه با فساد، دفاع از حقوق زنان، کودکان و اقلیتها یا بهبود خدمات اجتماعی. آنچه مطالبهگری اجتماعی را متمایز میکند، تکیه بر منافع عمومی به جای منافع فردی و تلاش برای اصلاح ساختارها به نفع کل جامعه است.
مطالبهگری اجتماعی با مفاهیمی مانند کنشگری اجتماعی، مشارکت اجتماعی و مسئولیتپذیری مدنی ارتباط تنگاتنگ دارد، اما با آنها یکسان نیست. کنشگری اجتماعی بیشتر بر اقدام و عمل اجتماعی تمرکز دارد، در حالی که مطالبهگری اجتماعی بر پیگیری مشخص و هدفمند حقوق و خواستهها از نهادهای مسئول تأکید میکند. به بیان دیگر، مطالبهگری اجتماعی شکل سازمانیافتهتر و مسئلهمحور کنش اجتماعی است.
اهمیت مطالبهگری اجتماعی در این است که بدون آن، بسیاری از حقوق اجتماعی به رسمیت شناخته نمیشوند یا در عمل اجرا نخواهند شد. مطالبهگری آگاهانه میتواند به اصلاح قوانین ناکارآمد، بهبود سیاستهای اجتماعی و افزایش پاسخگویی مسئولان منجر شود. همچنین این فرایند، احساس تعلق اجتماعی، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی را تقویت میکند.
مطالبهگری اجتماعی زمانی مؤثر و پایدار است که بر آگاهی، اخلاق، قانونمداری و گفتوگوی سازنده استوار باشد. جامعهای که مطالبهگری اجتماعی در آن نهادینه شده باشد، جامعهای پویا، زنده و رو به توسعه است؛ جامعهای که شهروندانش نه صرفاً تماشاگر، بلکه بازیگران اصلی سرنوشت اجتماعی خود هستند.
**اصول و قواعد مطالبهگری اجتماعی؛ چارچوبی برای کنش آگاهانه و مؤثر اجتماعی**
مطالبهگری اجتماعی یکی از مهمترین ابزارهای جوامع مدرن برای تحقق حقوق شهروندی، تقویت عدالت اجتماعی و افزایش پاسخگویی نهادهای مسئول است. در جوامعی که مطالبهگری اجتماعی بر اساس اصول و قواعد مشخص انجام میشود، فاصله میان مردم و ساختارهای تصمیمگیر کاهش مییابد و زمینه برای اصلاح سیاستها و بهبود حکمرانی فراهم میشود. فهم درست اصول مطالبهگری اجتماعی به کنشگران اجتماعی، فعالان مدنی، مددکاران اجتماعی و حتی شهروندان عادی کمک میکند تا مطالبات خود را به شکلی مؤثر، پایدار و مشروع پیگیری کنند.
یکی از بنیادیترین اصول مطالبهگری اجتماعی، آگاهی و شناخت است. مطالبهگری بدون آگاهی، به واکنشهای احساسی و مقطعی تبدیل میشود و نهتنها به نتیجه مطلوب نمیرسد، بلکه میتواند باعث بیاعتمادی و تنش اجتماعی شود. آگاهی در مطالبهگری اجتماعی شامل شناخت حقوق شهروندی، قوانین موجود، وظایف نهادهای مسئول و ساختار قدرت در جامعه است. زمانی که مطالبهگر بداند چه حقی دارد و کدام نهاد مسئول پاسخگویی به آن است، مطالبه او از حالت کلی و مبهم خارج شده و به خواستهای مشخص و قابل پیگیری تبدیل میشود.
اصل مهم دیگر در مطالبهگری اجتماعی، مشروعیت و قانونمداری است. مطالبهگری اجتماعی زمانی اثربخش و پایدار خواهد بود که در چارچوب قانون و هنجارهای اجتماعی انجام شود. قانونمداری به معنای پذیرش قواعد عمومی جامعه و استفاده از مسیرهای قانونی برای بیان و پیگیری مطالبات است. مطالبهگری خارج از چارچوب قانون، هرچند ممکن است در کوتاهمدت توجه ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند اصل مطالبه را بیاعتبار کرده و به تضعیف سرمایه اجتماعی منجر شود. مشروعیت مطالبه، قدرت اخلاقی و اجتماعی آن را افزایش میدهد و احتمال پاسخگویی نهادها را بیشتر میکند.
واقعگرایی از دیگر قواعد اساسی مطالبهگری اجتماعی است. مطالبات اجتماعی باید متناسب با شرایط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه تعریف شوند. مطالبهگری آرمانخواهانه بدون توجه به ظرفیتها و محدودیتها، معمولاً به ناامیدی و فرسودگی کنشگران اجتماعی میانجامد. واقعگرایی به معنای کنار گذاشتن آرمانها نیست، بلکه به معنای اولویتبندی مطالبات، تعیین اهداف مرحلهای و حرکت تدریجی به سوی تغییرات ساختاری است. مطالبهگر اجتماعی آگاه میداند که تغییر اجتماعی فرایندی زمانبر است و نیاز به صبر و استمرار دارد.
یکی از اصول کلیدی در مطالبهگری اجتماعی، تمرکز بر منافع عمومی به جای منافع فردی است. مطالبهگری اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که دغدغه آن حل مسائل جمعی و ارتقای کیفیت زندگی عمومی باشد. اگر مطالبهگری به ابزاری برای پیگیری منافع شخصی یا گروهی محدود تبدیل شود، ماهیت اجتماعی خود را از دست میدهد و اعتماد عمومی به این فرایند کاهش مییابد. مطالبهگری اجتماعی اصیل همواره تلاش میکند صدای گروههای کمتر شنیدهشده، اقشار آسیبپذیر و مطالبات عمومی جامعه باشد.
گفتوگو و تعامل سازنده از مهمترین قواعد مطالبهگری اجتماعی محسوب میشود. برخلاف تصور رایج، مطالبهگری اجتماعی الزاماً به معنای تقابل و تنش نیست، بلکه در شکل بالغ خود بر گفتوگو، اقناع و تعامل مبتنی است. گفتوگو به مطالبهگر این امکان را میدهد که خواسته خود را شفاف بیان کند، دلایل و شواهد ارائه دهد و به دغدغهها و محدودیتهای طرف مقابل نیز توجه داشته باشد. این رویکرد، احتمال رسیدن به توافق و اصلاح سیاستها را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
اصل شفافیت نیز نقش مهمی در موفقیت مطالبهگری اجتماعی دارد. شفافیت به معنای روشن بودن اهداف، روشها و انگیزههای مطالبهگری است. زمانی که جامعه بداند مطالبهگران چه میخواهند و چرا آن را دنبال میکنند، حمایت اجتماعی از مطالبات افزایش پیدا میکند. همچنین شفافیت مانع سوءاستفاده از مطالبهگری اجتماعی برای اهداف پنهان یا سیاسی میشود و اعتماد عمومی را تقویت میکند.
پرهیز از خشونت و تأکید بر روشهای مسالمتآمیز از دیگر قواعد اساسی مطالبهگری اجتماعی است. تجربههای جهانی نشان میدهد که مطالبهگری مسالمتآمیز، پایدارتر و مؤثرتر از روشهای خشونتآمیز است. خشونت نهتنها اصل مطالبه را تحتالشعاع قرار میدهد، بلکه میتواند بهانهای برای نادیده گرفتن یا سرکوب مطالبات مشروع فراهم کند. مطالبهگری اجتماعی مبتنی بر اخلاق، احترام متقابل و حفظ کرامت انسانی است.
یکی دیگر از اصول مهم مطالبهگری اجتماعی، استفاده آگاهانه از رسانه و افکار عمومی است. رسانهها، بهویژه رسانههای اجتماعی، ابزار قدرتمندی برای طرح مطالبات اجتماعی هستند. با این حال، استفاده نادرست یا هیجانی از رسانه میتواند به تحریف مطالبات یا کاهش اعتبار آنها منجر شود. مطالبهگری مؤثر نیازمند پیامرسانی دقیق، مستند و مسئولانه است تا افکار عمومی را آگاه کند و حمایت اجتماعی ایجاد نماید.
همافزایی و کار جمعی نیز از قواعد بنیادین مطالبهگری اجتماعی به شمار میرود. مطالبهگری فردی معمولاً قدرت و اثرگذاری محدودی دارد، در حالی که کنش جمعی میتواند توجه نهادهای تصمیمگیر را جلب کند. شبکهسازی میان فعالان اجتماعی، سازمانهای مردمنهاد، انجمنهای تخصصی و گروههای مدنی، قدرت چانهزنی مطالبات اجتماعی را افزایش میدهد و امکان پیگیری مستمر آنها را فراهم میکند.
پایداری و استمرار از دیگر اصولی است که در مطالبهگری اجتماعی نباید نادیده گرفته شود. بسیاری از مطالبات اجتماعی در کوتاهمدت به نتیجه نمیرسند و نیازمند پیگیری بلندمدت هستند. مطالبهگر اجتماعی باید تابآوری لازم برای مواجهه با موانع، بیتوجهیها و حتی شکستهای موقت را داشته باشد. استمرار در مطالبهگری، پیام جدیت و اهمیت خواسته را به نهادهای مسئول منتقل میکند.
در نهایت، ارزیابی و بازنگری مداوم از قواعد مهم مطالبهگری اجتماعی است. شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی همواره در حال تغییر است و روشهای مطالبهگری نیز باید متناسب با این تغییرات بهروزرسانی شوند. ارزیابی نتایج، شناسایی نقاط ضعف و اصلاح راهبردها به مطالبهگری اجتماعی کمک میکند تا کارآمدتر و هوشمندانهتر عمل کند.
در مجموع، اصول و قواعد مطالبهگری اجتماعی چارچوبی اخلاقی، عقلانی و عملی برای پیگیری حقوق و مطالبات عمومی فراهم میکنند. جامعهای که مطالبهگری اجتماعی در آن بر پایه آگاهی، قانونمداری، گفتوگو، شفافیت و منافع عمومی شکل گرفته باشد، جامعهای پویا و رو به توسعه است. چنین جامعهای شهروندانی مسئول، نهادهایی پاسخگو و مسیری روشنتر برای تحقق عدالت اجتماعی خواهد داشت.
تعریف، اهمیت و نقش آن در جامعه
مطالبهگری اجتماعی یا Social Demand بیشتر به معنای بیان و طرح مطالبات اجتماعی در سطح جامعه به کار میرود
مطالبهگری اجتماعی به فرایندی آگاهانه، مسئولانه و جمعی گفته میشود که در آن شهروندان، گروهها یا نهادهای مدنی با استفاده از شیوههای قانونی، اخلاقی و مسالمتآمیز، خواستهها، حقوق و نیازهای خود را از حاکمیت، سازمانها یا ساختارهای قدرت پیگیری میکنند. در مطالبهگری اجتماعی، هدف اصلی تحقق عدالت اجتماعی، پاسخگویی نهادها، بهبود سیاستها و ارتقای کیفیت زندگی عمومی است.
از منظر اجتماعی، مطالبهگری اجتماعی حلقه اتصال میان مردم و تصمیمگیران است. جامعهای که در آن مطالبهگری فعال و آگاهانه وجود دارد، کمتر دچار انفعال، بیعدالتی و شکاف میان مردم و حاکمیت میشود. این مفهوم فراتر از اعتراض صرف است و بر گفتوگو، شفافیت، قانونمداری و مشارکت مدنی تأکید دارد.
مطالبهگری اجتماعی ریشه در آگاهی اجتماعی دارد. زمانی که افراد نسبت به حقوق شهروندی، قوانین، ساختارهای قدرت و مسئولیت نهادها شناخت پیدا میکنند، زمینه برای شکلگیری مطالبات منطقی و قابل پیگیری فراهم میشود. به همین دلیل، آموزش، رسانههای مستقل و جامعه مدنی نقش مهمی در تقویت مطالبهگری اجتماعی دارند.
در عمل، مطالبهگری اجتماعی میتواند در قالبهای مختلفی بروز پیدا کند؛ از پیگیری حقوق گروههای آسیبپذیر و عدالت آموزشی گرفته تا مطالبه شفافیت اقتصادی، مبارزه با فساد، دفاع از حقوق زنان، کودکان و اقلیتها یا بهبود خدمات اجتماعی. آنچه مطالبهگری اجتماعی را متمایز میکند، تکیه بر منافع عمومی به جای منافع فردی و تلاش برای اصلاح ساختارها به نفع کل جامعه است.
مطالبهگری اجتماعی با مفاهیمی مانند کنشگری اجتماعی، مشارکت اجتماعی و مسئولیتپذیری مدنی ارتباط تنگاتنگ دارد، اما با آنها یکسان نیست. کنشگری اجتماعی بیشتر بر اقدام و عمل اجتماعی تمرکز دارد، در حالی که مطالبهگری اجتماعی بر پیگیری مشخص و هدفمند حقوق و خواستهها از نهادهای مسئول تأکید میکند. به بیان دیگر، مطالبهگری اجتماعی شکل سازمانیافتهتر و مسئلهمحور کنش اجتماعی است.
اهمیت مطالبهگری اجتماعی در این است که بدون آن، بسیاری از حقوق اجتماعی به رسمیت شناخته نمیشوند یا در عمل اجرا نخواهند شد. مطالبهگری آگاهانه میتواند به اصلاح قوانین ناکارآمد، بهبود سیاستهای اجتماعی و افزایش پاسخگویی مسئولان منجر شود. همچنین این فرایند، احساس تعلق اجتماعی، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی را تقویت میکند.
مطالبهگری اجتماعی زمانی مؤثر و پایدار است که بر آگاهی، اخلاق، قانونمداری و گفتوگوی سازنده استوار باشد. جامعهای که مطالبهگری اجتماعی در آن نهادینه شده باشد، جامعهای پویا، زنده و رو به توسعه است؛ جامعهای که شهروندانش نه صرفاً تماشاگر، بلکه بازیگران اصلی سرنوشت اجتماعی خود هستند.
**اصول و قواعد مطالبهگری اجتماعی؛ چارچوبی برای کنش آگاهانه و مؤثر اجتماعی**
مطالبهگری اجتماعی یکی از مهمترین ابزارهای جوامع مدرن برای تحقق حقوق شهروندی، تقویت عدالت اجتماعی و افزایش پاسخگویی نهادهای مسئول است. در جوامعی که مطالبهگری اجتماعی بر اساس اصول و قواعد مشخص انجام میشود، فاصله میان مردم و ساختارهای تصمیمگیر کاهش مییابد و زمینه برای اصلاح سیاستها و بهبود حکمرانی فراهم میشود. فهم درست اصول مطالبهگری اجتماعی به کنشگران اجتماعی، فعالان مدنی، مددکاران اجتماعی و حتی شهروندان عادی کمک میکند تا مطالبات خود را به شکلی مؤثر، پایدار و مشروع پیگیری کنند.
یکی از بنیادیترین اصول مطالبهگری اجتماعی، آگاهی و شناخت است. مطالبهگری بدون آگاهی، به واکنشهای احساسی و مقطعی تبدیل میشود و نهتنها به نتیجه مطلوب نمیرسد، بلکه میتواند باعث بیاعتمادی و تنش اجتماعی شود. آگاهی در مطالبهگری اجتماعی شامل شناخت حقوق شهروندی، قوانین موجود، وظایف نهادهای مسئول و ساختار قدرت در جامعه است. زمانی که مطالبهگر بداند چه حقی دارد و کدام نهاد مسئول پاسخگویی به آن است، مطالبه او از حالت کلی و مبهم خارج شده و به خواستهای مشخص و قابل پیگیری تبدیل میشود.
اصل مهم دیگر در مطالبهگری اجتماعی، مشروعیت و قانونمداری است. مطالبهگری اجتماعی زمانی اثربخش و پایدار خواهد بود که در چارچوب قانون و هنجارهای اجتماعی انجام شود. قانونمداری به معنای پذیرش قواعد عمومی جامعه و استفاده از مسیرهای قانونی برای بیان و پیگیری مطالبات است. مطالبهگری خارج از چارچوب قانون، هرچند ممکن است در کوتاهمدت توجه ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند اصل مطالبه را بیاعتبار کرده و به تضعیف سرمایه اجتماعی منجر شود. مشروعیت مطالبه، قدرت اخلاقی و اجتماعی آن را افزایش میدهد و احتمال پاسخگویی نهادها را بیشتر میکند.
واقعگرایی از دیگر قواعد اساسی مطالبهگری اجتماعی است. مطالبات اجتماعی باید متناسب با شرایط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه تعریف شوند. مطالبهگری آرمانخواهانه بدون توجه به ظرفیتها و محدودیتها، معمولاً به ناامیدی و فرسودگی کنشگران اجتماعی میانجامد. واقعگرایی به معنای کنار گذاشتن آرمانها نیست، بلکه به معنای اولویتبندی مطالبات، تعیین اهداف مرحلهای و حرکت تدریجی به سوی تغییرات ساختاری است. مطالبهگر اجتماعی آگاه میداند که تغییر اجتماعی فرایندی زمانبر است و نیاز به صبر و استمرار دارد.
یکی از اصول کلیدی در مطالبهگری اجتماعی، تمرکز بر منافع عمومی به جای منافع فردی است. مطالبهگری اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که دغدغه آن حل مسائل جمعی و ارتقای کیفیت زندگی عمومی باشد. اگر مطالبهگری به ابزاری برای پیگیری منافع شخصی یا گروهی محدود تبدیل شود، ماهیت اجتماعی خود را از دست میدهد و اعتماد عمومی به این فرایند کاهش مییابد. مطالبهگری اجتماعی اصیل همواره تلاش میکند صدای گروههای کمتر شنیدهشده، اقشار آسیبپذیر و مطالبات عمومی جامعه باشد.
گفتوگو و تعامل سازنده از مهمترین قواعد مطالبهگری اجتماعی محسوب میشود. برخلاف تصور رایج، مطالبهگری اجتماعی الزاماً به معنای تقابل و تنش نیست، بلکه در شکل بالغ خود بر گفتوگو، اقناع و تعامل مبتنی است. گفتوگو به مطالبهگر این امکان را میدهد که خواسته خود را شفاف بیان کند، دلایل و شواهد ارائه دهد و به دغدغهها و محدودیتهای طرف مقابل نیز توجه داشته باشد. این رویکرد، احتمال رسیدن به توافق و اصلاح سیاستها را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
اصل شفافیت نیز نقش مهمی در موفقیت مطالبهگری اجتماعی دارد. شفافیت به معنای روشن بودن اهداف، روشها و انگیزههای مطالبهگری است. زمانی که جامعه بداند مطالبهگران چه میخواهند و چرا آن را دنبال میکنند، حمایت اجتماعی از مطالبات افزایش پیدا میکند. همچنین شفافیت مانع سوءاستفاده از مطالبهگری اجتماعی برای اهداف پنهان یا سیاسی میشود و اعتماد عمومی را تقویت میکند.
پرهیز از خشونت و تأکید بر روشهای مسالمتآمیز از دیگر قواعد اساسی مطالبهگری اجتماعی است. تجربههای جهانی نشان میدهد که مطالبهگری مسالمتآمیز، پایدارتر و مؤثرتر از روشهای خشونتآمیز است. خشونت نهتنها اصل مطالبه را تحتالشعاع قرار میدهد، بلکه میتواند بهانهای برای نادیده گرفتن یا سرکوب مطالبات مشروع فراهم کند. مطالبهگری اجتماعی مبتنی بر اخلاق، احترام متقابل و حفظ کرامت انسانی است.
یکی دیگر از اصول مهم مطالبهگری اجتماعی، استفاده آگاهانه از رسانه و افکار عمومی است. رسانهها، بهویژه رسانههای اجتماعی، ابزار قدرتمندی برای طرح مطالبات اجتماعی هستند. با این حال، استفاده نادرست یا هیجانی از رسانه میتواند به تحریف مطالبات یا کاهش اعتبار آنها منجر شود. مطالبهگری مؤثر نیازمند پیامرسانی دقیق، مستند و مسئولانه است تا افکار عمومی را آگاه کند و حمایت اجتماعی ایجاد نماید.
همافزایی و کار جمعی نیز از قواعد بنیادین مطالبهگری اجتماعی به شمار میرود. مطالبهگری فردی معمولاً قدرت و اثرگذاری محدودی دارد، در حالی که کنش جمعی میتواند توجه نهادهای تصمیمگیر را جلب کند. شبکهسازی میان فعالان اجتماعی، سازمانهای مردمنهاد، انجمنهای تخصصی و گروههای مدنی، قدرت چانهزنی مطالبات اجتماعی را افزایش میدهد و امکان پیگیری مستمر آنها را فراهم میکند.
پایداری و استمرار از دیگر اصولی است که در مطالبهگری اجتماعی نباید نادیده گرفته شود. بسیاری از مطالبات اجتماعی در کوتاهمدت به نتیجه نمیرسند و نیازمند پیگیری بلندمدت هستند. مطالبهگر اجتماعی باید تابآوری لازم برای مواجهه با موانع، بیتوجهیها و حتی شکستهای موقت را داشته باشد. استمرار در مطالبهگری، پیام جدیت و اهمیت خواسته را به نهادهای مسئول منتقل میکند.
در نهایت، ارزیابی و بازنگری مداوم از قواعد مهم مطالبهگری اجتماعی است. شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی همواره در حال تغییر است و روشهای مطالبهگری نیز باید متناسب با این تغییرات بهروزرسانی شوند. ارزیابی نتایج، شناسایی نقاط ضعف و اصلاح راهبردها به مطالبهگری اجتماعی کمک میکند تا کارآمدتر و هوشمندانهتر عمل کند.
در مجموع، اصول و قواعد مطالبهگری اجتماعی چارچوبی اخلاقی، عقلانی و عملی برای پیگیری حقوق و مطالبات عمومی فراهم میکنند. جامعهای که مطالبهگری اجتماعی در آن بر پایه آگاهی، قانونمداری، گفتوگو، شفافیت و منافع عمومی شکل گرفته باشد، جامعهای پویا و رو به توسعه است. چنین جامعهای شهروندانی مسئول، نهادهایی پاسخگو و مسیری روشنتر برای تحقق عدالت اجتماعی خواهد داشت.
۱ بازدید
۰ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !