تفاوت Social Activism و Social Work؛ کنشگری اجتماعی در برابر مددکاری اجتماعی
کنشگری اجتماعی بر تغییر ساختارها و مطالبهگری مدنی تمرکز دارد، اما مددکاری اجتماعی حرفهای تخصصی برای حمایت، توانمندسازی و حل مسائل افراد در چارچوب نهادهاست.
در ادبیات علوم اجتماعی، دو مفهوم Social Activism (کنشگری اجتماعی) و Social Work (مددکاری اجتماعی) اگرچه در ظاهر به یکدیگر نزدیکاند و هر دو با مسئله «تغییر اجتماعی» و «بهبود وضعیت انسان» سروکار دارند، اما از نظر ماهیت، اهداف، روشها و جایگاه نهادی تفاوتهای اساسی دارند. درک دقیق تفاوت میان کنشگری اجتماعی و مددکاری اجتماعی برای دانشجویان، پژوهشگران، فعالان اجتماعی و سیاستگذاران اهمیت زیادی دارد، زیرا خلط این دو مفهوم میتواند به سوءبرداشت در تحلیل مسائل اجتماعی و حتی خطا در عمل منجر شود.کنشگری اجتماعی یا Social Activism به مجموعهای از اقدامات آگاهانه، داوطلبانه و اغلب مطالبهمحور گفته میشود که با هدف ایجاد تغییر در ساختارها، سیاستها، هنجارها یا نگرشهای اجتماعی انجام میگیرد.
کنشگر اجتماعی معمولاً در برابر یک وضعیت ناعادلانه، تبعیضآمیز یا مسئلهدار واکنش نشان میدهد و میکوشد از طریق آگاهیبخشی، بسیج افکار عمومی، فشار مدنی یا کنشهای جمعی، وضعیت موجود را تغییر دهد. در این معنا، کنشگری اجتماعی بیشتر معطوف به «تغییر ساختار» و «تحول در سطح کلان یا میانی جامعه» است. کنشگر اجتماعی ممکن است عضو یک سازمان رسمی نباشد و فعالیت او الزاماً در چارچوب حرفهای یا نهادی تعریف نشود، بلکه از احساس مسئولیت شهروندی و تعهد اخلاقی نسبت به جامعه سرچشمه بگیرد.
در مقابل، مددکاری اجتماعی یا Social Work یک حرفه تخصصی، علمی و نهادمند است که بر پایه دانش دانشگاهی، اصول اخلاق حرفهای و مهارتهای مداخله اجتماعی شکل گرفته است.
مددکار اجتماعی فردی آموزشدیده است که در چارچوب سازمانها، نهادها یا سیستمهای رسمی، به افراد، خانوادهها، گروهها و جوامع کمک میکند تا با مشکلات اجتماعی، روانی، اقتصادی یا فرهنگی خود مقابله کنند و کارکرد اجتماعی بهتری داشته باشند. هدف اصلی مددکاری اجتماعی نه صرفاً تغییر ساختارها، بلکه توانمندسازی افراد و گروهها، کاهش آسیبهای اجتماعی و ارتقای رفاه اجتماعی در چارچوب امکانات و سیاستهای موجود است.
یکی از تفاوتهای بنیادین میان Social Activism و Social Work در سطح مداخله نهفته است.
کنشگری اجتماعی معمولاً از سطح فردی فراتر میرود و بر تغییرات جمعی، سیاستی و ساختاری تمرکز دارد.
کنشگر اجتماعی ممکن است قوانین ناعادلانه را به چالش بکشد، گفتمانهای مسلط را نقد کند یا خواهان اصلاحات اساسی در نظامهای اقتصادی، فرهنگی یا سیاسی شود.
در حالی که مددکاری اجتماعی، هرچند میتواند نگاه کلان داشته باشد، اما تمرکز اصلی آن بر مداخله حرفهای در سطح فرد، خانواده، گروه و جامعه محلی است. مددکار اجتماعی با مسائل ملموس زندگی روزمره افراد سروکار دارد؛ مسائلی مانند فقر، خشونت، اعتیاد، طرد اجتماعی یا ناتوانی در دسترسی به خدمات.
تفاوت مهم دیگر به نوع نقش و هویت کنشگر بازمیگردد. کنشگر اجتماعی الزاماً نقش حرفهای و شغلی ندارد و هویت او بیشتر بهعنوان یک شهروند فعال، فعال مدنی یا عضو یک جنبش اجتماعی تعریف میشود. کنشگری اجتماعی میتواند موقتی، مسئلهمحور و حتی واکنشی باشد.
اما مددکاری اجتماعی یک هویت شغلی و حرفهای پایدار است که با آموزش دانشگاهی، مجوزهای شغلی، کدهای اخلاقی و پاسخگویی نهادی همراه است.
مددکار اجتماعی موظف است در چارچوب اصول حرفهای مانند احترام به کرامت انسانی، رازداری، عدالت اجتماعی و مسئولیتپذیری عمل کند، حتی اگر با محدودیتهای ساختاری مواجه باشد.
از منظر روششناسی، Social Activism بیشتر بر ابزارهایی مانند کمپینهای اجتماعی، رسانه، شبکههای اجتماعی، اعتراضات مدنی، لابیگری و کنش جمعی تکیه دارد.
هدف این روشها تغییر نگرش عمومی یا اعمال فشار اجتماعی برای اصلاح وضعیت است.
در مقابل، Social Work از روشهای علمی و تخصصی مانند مصاحبه حرفهای، ارزیابی اجتماعی، برنامهریزی مداخله، حمایتگری فردی و کار با شبکههای حمایتی استفاده میکند.
مددکاری اجتماعی به دنبال راهحلهای عملی و قابل اجرا برای بهبود وضعیت مراجعان در شرایط واقعی و موجود است، حتی اگر این شرایط ایدهآل نباشند.
نسبت این دو مفهوم با قدرت و ساختار نیز متفاوت است.
کنشگری اجتماعی اغلب در موضع نقد یا تقابل با ساختارهای قدرت قرار میگیرد و میکوشد آنها را پاسخگو کند. در حالی که مددکاری اجتماعی معمولاً درون ساختارها فعالیت میکند و نقش واسطه میان فرد و سیستم را بر عهده دارد. این به معنای محافظهکار بودن مددکاری اجتماعی نیست، بلکه نشاندهنده تفاوت جایگاه و مأموریت این دو حوزه است. مددکار اجتماعی تلاش میکند در چارچوب ساختارهای موجود، بیشترین حمایت ممکن را از افراد آسیبپذیر به عمل آورد، در حالی که کنشگر اجتماعی ممکن است همان ساختارها را مسئلهساز بداند و خواهان تغییر بنیادین آنها باشد.
با وجود این تفاوتها، Social Activism و Social Work در تضاد با یکدیگر قرار ندارند، بلکه میتوانند مکمل هم باشند. بسیاری از پیشرفتهای حرفه مددکاری اجتماعی، نتیجه کنشگریهای اجتماعی گذشته بودهاند؛ از گسترش حقوق اجتماعی گرفته تا شکلگیری نظامهای رفاهی. از سوی دیگر، تجربههای میدانی مددکاران اجتماعی میتواند خوراک فکری و دادههای واقعی برای کنشگری اجتماعی فراهم کند. زمانی که این دو حوزه بهجای جایگزینی، در تعامل سازنده قرار گیرند، امکان تغییرات عمیقتر و پایدارتر اجتماعی فراهم میشود.
زهرا نیازاده نویسنده کتاب مسیر تاب آوری در خاتمه آورده است کنشگری اجتماعی یا Social Activism بیشتر بر تغییر ساختارها و گفتمانهای اجتماعی از مسیر کنش مدنی و مطالبهگری تمرکز دارد، در حالی که مددکاری اجتماعی یا Social Work یک حرفه تخصصی است که با مداخله علمی و اخلاقمحور، به حل مسائل اجتماعی در سطح فرد و جامعه میپردازد. فهم دقیق این تفاوت، به ما کمک میکند نقش هرکدام را درست بشناسیم و انتظار واقعبینانهای از آنها در مسیر توسعه و عدالت اجتماعی داشته باشیم.
۷ بازدید
۰ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !