تورم و سلامت اجتماعی
تورم و سلامت اجتماعی به هم گره خوردهاند؛ هرچه فشار اقتصادی بیشتر شود، پیوندهای اجتماعی شکنندهتر میشوند.
تورم یکی از فراگیرترین تجربههای مشترک جوامع معاصر است.تورم و سلامت اجتماعی رابطهای پنهان اما عمیق دارند که اثر آن در اعتماد، امید و مشارکت اجتماعی دیده میشود.
پدیدهای که تنها به اقتصاد محدود نمیشود و اثر آن در زندگی روزمره مردم، روابط اجتماعی و احساس امنیت جمعی دیده میشود.
وقتی قیمتها بالا میروند، فقط کالاها گران نمیشوند؛ فشار روانی افزایش پیدا میکند، اعتماد اجتماعی تضعیف میشود و کیفیت زندگی تغییر میکند.
تورم و سلامت اجتماعی آینهای هستند که کیفیت سیاستگذاری و میزان تابآوری جامعه را نشان میدهند.
سلامت اجتماعی، آیینهای است که این تغییرات را بازتاب میدهد.
سلامت اجتماعی یعنی جامعه بتواند پیوندهای انسانی خود را حفظ کند، مشارکت را زنده نگه دارد و امید به آینده را از دست ندهد. تورم، اگر مزمن و کنترلنشده باشد، این توان را بهتدریج فرسوده میکند.
تورم یک پدیده اقتصادی و در عین حال یک تجربه جمعی است و سلامت اجتماعی، نخستین جایی است که این تجربه خود را نشان میدهد.
تورم فقط یک شاخص اقتصادی نیست. تورم وارد خانهها میشود، در روابط انسانی نفوذ میکند و آرامآرام ساخت اجتماعی جامعه را تغییر میدهد.
سلامت اجتماعی نیز فقط به نبود آسیبهای اجتماعی محدود نمیشود. سلامت اجتماعی یعنی جامعه بتواند زنده بماند، پیوندها را حفظ کند و امید را از دست ندهد.
تورم زمانی آغاز میشود که هزینههای زندگی سریعتر از درآمد مردم افزایش پیدا میکند. نتیجه روشن است. قدرت خرید کاهش مییابد. فشار اقتصادی افزایش پیدا میکند. اضطراب به بخشی از زندگی روزانه تبدیل میشود. این فشار، فقط عدد و رقم نیست. این فشار فرسایش تدریجی روان و کسر تاب آوری و تنزل روابط اجتماعی است.
وقتی تورم بالا میرود، افراد مجبور میشوند اولویتهای خود را تغییر دهند. نیازهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی به حاشیه میروند. بقا در مرکز توجه قرار میگیرد. جامعهای که بیشتر انرژی خود را صرف زندهماندن میکند، کمتر فرصت رشد دارد. سلامت اجتماعی در چنین فضایی آسیب میبیند. آرام و بیصدا.
سلامت اجتماعی زمانی معنا دارد که افراد احساس امنیت کنند. امنیت اقتصادی، امنیت روانی و امنیت اجتماعی. تورم این احساس را تضعیف میکند. آینده نامطمئن میشود. برنامهریزی دشوار میشود. امید شکننده میشود. جامعهای که نتواند آینده را تصور کند، در حال فرسودگی است.
تورم مزمن، احساس بیعدالتی را تقویت میکند. همه به یک اندازه آسیب نمیبینند. برخی هر روز فقیرتر میشوند و برخی داراییهای خود را حفظ میکنند. این تفاوت، فقط اقتصادی نیست. این تفاوت، اجتماعی است. شکاف طبقاتی عمیقتر میشود. فاصلهها بیشتر میشود. اعتماد اجتماعی کاهش پیدا میکند.
اعتماد اجتماعی از ارکان اصلی سلامت اجتماعی است.
وقتی مردم به یکدیگر اعتماد ندارند، همکاری کاهش مییابد.
همدلی ضعیف میشود. مشارکت اجتماعی افت میکند. تورم طولانیمدت، این اعتماد را فرسوده میکند.
جامعه وارد وضعیت تدافعی میشود. هرکس بیشتر به خود فکر میکند.
تورم بر روابط خانوادگی نیز اثر مستقیم دارد. فشار اقتصادی تنشها را افزایش میدهد. اختلافها شدیدتر میشوند. تابآوری خانواده کاهش پیدا میکند. خانواده، نخستین نهاد اجتماعی است. وقتی این نهاد تضعیف میشود، اثر آن در کل جامعه دیده میشود. سلامت اجتماعی از درون آسیب میبیند.
تورم فقط پول را کم نمیکند. صبر را کم میکند. تحمل را کاهش میدهد. خشم پنهان تولید میکند.
در شرایط تورمی، رفتارهای اجتماعی تغییر میکند. برخی افراد به شغلهای غیررسمی روی میآورند. برخی ریسکهای اقتصادی بالاتری میپذیرند. برخی هنجارها تضعیف میشوند. وقتی فشار زیاد است، انتخابهای پرخطر افزایش مییابد. این تغییر رفتارها، احساس ناامنی اجتماعی را تشدید میکند.
عفت حیدری فرهنگ یار تاب آوری ایران در ادامه آورده است سلامت روان و سلامت اجتماعی از هم جدا نیستند. تورم مزمن، اضطراب جمعی ایجاد میکند. نگرانی از آینده، ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه و احساس ناپایداری اقتصادی، فرسودگی روانی بهدنبال دارد. جامعهای که از نظر روانی خسته است، توان همدلی و همکاری را از دست میدهد.
افراد خسته، کمتر مشارکت میکنند. افراد مضطرب، کمتر اعتماد میکنند. افراد ناامید، کمتر میسازند.
یکی از نشانههای مهم سلامت اجتماعی، مشارکت مدنی است. مشارکت در فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و داوطلبانه. تورم این مشارکت را کاهش میدهد. وقتی معیشت در خطر است، فعالیت اجتماعی به اولویت دوم تبدیل میشود. سرمایه اجتماعی کاهش پیدا میکند. جامعه ساکتتر میشود.
تورم همچنین اعتماد به نهادهای رسمی را تحت تأثیر قرار میدهد. اگر مردم احساس کنند که کنترل اوضاع از دست رفته است، اعتماد نهادی تضعیف میشود. این کاهش اعتماد، بیتفاوتی اجتماعی ایجاد میکند. بیتفاوتی، دشمن سلامت اجتماعی است.
بیاعتمادی گسترش مییابد. گفتوگو کاهش مییابد. شکافها عمیقتر میشوند.
نقش رسانهها در این میان بسیار مهم است. نحوه روایت تورم، دلایل آن و راهکارهای مقابله با آن، بر سلامت اجتماعی اثر میگذارد. شفافیت، آموزش و گفتوگوی صادقانه میتواند از شدت آسیبها بکاهد. روایتهای مبهم و ناامیدکننده، اضطراب اجتماعی را افزایش میدهد.
برای حفظ سلامت اجتماعی در شرایط تورمی، تقویت تابآوری اجتماعی ضروری است. تابآوری اجتماعی یعنی جامعه بتواند فشارها را تحمل کند و دوباره تعادل پیدا کند. حمایتهای اجتماعی هدفمند، نظام تأمین اجتماعی کارآمد و توجه به عدالت اجتماعی، نقش کلیدی دارند. مردم باید احساس کنند تنها نیستند.
احساس رهاشدگی، سلامت اجتماعی را تخریب میکند. احساس حمایت، آن را ترمیم میکند.
آموزش یکی از ابزارهای مهم مقابله با آثار اجتماعی تورم است. آموزش سواد مالی، مهارتهای زندگی و مدیریت استرس اقتصادی میتواند فشار روانی را کاهش دهد. جامعه آگاهتر، واکنشهای منطقیتری نشان میدهد. این آگاهی، به انسجام اجتماعی کمک میکند.
تورم پدیدهای چندبعدی است. پیامدهای آن فقط در اقتصاد دیده نمیشود.
پیامدهای اجتماعی، روانی و فرهنگی آن عمیق و ماندگار است. سیاستگذاری اقتصادی بدون توجه به سلامت اجتماعی، هزینههای پنهان زیادی ایجاد میکند.
این هزینهها دیر دیده میشوند، اما اثرشان عمیق است.
جامعهای که سلامت اجتماعی خود را از دست بدهد، حتی با بهبود شاخصهای اقتصادی هم بهسرعت ترمیم نمیشود.
در جمعبندی میتوان گفت تورم و سلامت اجتماعی رابطهای دوطرفه دارند. تورم میتواند پیوندهای اجتماعی را تضعیف کند و کاهش سلامت اجتماعی، توان جامعه برای تحمل فشارهای اقتصادی را کمتر میکند. شکستن این چرخه نیازمند نگاه جامع، سیاستهای عادلانه و تقویت سرمایه اجتماعی است.
اقتصاد بدون توجه به جامعه، ناقص است.جامعه بدون سلامت اجتماعی، ناپایدار است و تورم، اگر مهار نشود، هر دو را فرسوده میکند.
۲۴ بازدید
۱ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !