جهان معاصر بر پایه ارتباطات، پیوندها و تعاملات شکل گرفته است. هیچ فرد، سازمان یا حرفهای در خلأ عمل نمیکند. مددکاری اجتماعی بیش از هر حوزهای به شبکه وابسته است، زیرا موضوع اصلی آن انسان، روابط انسانی و نظامهای اجتماعی است.
شبکهسازی به معنای فرآیند آگاهانه، هدفمند و مستمر ایجاد، تقویت و حفظ روابط انسانی و نهادی است که بر پایه اعتماد، تعامل و همکاری شکل میگیرد و امکان تبادل منابع، اطلاعات، تجربه و حمایت متقابل را فراهم میسازد.
در شبکهسازی، افراد و سازمانها بهصورت منفعل کنار هم قرار نمیگیرند، بلکه در یک رابطه پویا و معنادار با یکدیگر پیوند میخورند. هدف شبکهسازی افزایش توان فردی و جمعی، حل مؤثر مسائل و دستیابی به اهداف مشترک است.
در حوزه اجتماعی و حرفهای، شبکهسازی ابزاری کلیدی برای همافزایی، کاهش انزوا، تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد پاسخهای هماهنگ به مسائل پیچیده انسانی و اجتماعی به شمار میآید.
اصطلاح Networking به فرآیند آگاهانه و هدفمند ایجاد، توسعه و حفظ روابط حرفهای، اجتماعی یا نهادی گفته میشود که با هدف تبادل اطلاعات، منابع، حمایت و همکاری متقابل انجام میگیرد.
در نگاه اجتماعی، شبکهها ستون فقرات جامعه محسوب میشوند. خانواده یک شبکه است. محله یک شبکه است. مدرسه، کتابخانه، سازمانهای مردمنهاد، مراکز حمایتی و حتی گروههای مجازی همگی شبکههایی هستند که زندگی اجتماعی را ممکن میسازند. هرچه این شبکهها قویتر، گستردهتر و هماهنگتر باشند، تابآوری فرد و جامعه افزایش مییابد.
مددکاری اجتماعی حرفهای است که در مرز فرد و جامعه عمل میکند. مددکار اجتماعی همزمان با انسان، خانواده، گروه، سازمان و سیاست اجتماعی سروکار دارد. این گستره وسیع بدون شبکهسازی مؤثر قابل مدیریت نیست. مددکار اجتماعی اگر تنها باشد، ناتوان میشود. اگر متصل باشد، توانمند میشود.
اهمیت شبکهسازی برای مددکاران اجتماعی از ماهیت چندبعدی مسائل اجتماعی ناشی میشود. فقر، اعتیاد، خشونت، طرد اجتماعی، نابرابری، بیخانمانی و بحرانهای روانی هیچکدام تکعلتی نیستند. این مسائل حاصل برهمکنش عوامل فردی، خانوادگی، فرهنگی، اقتصادی و ساختاری هستند. بنابراین حل آنها نیازمند همکاری بینبخشی و شبکهای است.
شبکهسازی به مددکار اجتماعی امکان میدهد که از نگاه تکبعدی فاصله بگیرد و به فهم سیستمی برسد. در رویکرد سیستمی، فرد جدا از محیطش دیده نمیشود. خانواده، مدرسه، محل کار، محله، سیاستهای اجتماعی و فرهنگ همگی بخشی از مسئله و راهحل هستند. شبکه ابزار عملی این نگاه سیستمی است.
یکی از مهمترین کارکردهای شبکه برای مددکاران اجتماعی، دسترسی به منابع است. هیچ مددکاری بهتنهایی همه منابع لازم را در اختیار ندارد. خدمات درمانی، حقوقی، آموزشی، حمایتی و اشتغالمحور در نهادهای مختلف پراکندهاند. شبکهسازی این منابع پراکنده را به هم متصل میکند. مددکار اجتماعی از طریق شبکه میتواند مسیر دسترسی مددجو به خدمات را کوتاهتر، سریعتر و مؤثرتر کند.
شبکهسازی همچنین موجب افزایش کیفیت مداخله اجتماعی میشود. زمانی که مددکار با روانشناس، پزشک، معلم، وکیل، سازمان مردمنهاد و نهادهای محلی در ارتباط است، مداخله او جامعتر و دقیقتر خواهد بود. این همکاری حرفهای از دوبارهکاری، اتلاف منابع و سردرگمی مددجو جلوگیری میکند.
از منظر اخلاق حرفهای، شبکهسازی یک ضرورت است. مددکار اجتماعی متعهد به منافع مددجو و جامعه است. اگر شبکهای وجود دارد که میتواند به بهبود وضعیت مددجو کمک کند و مددکار از آن استفاده نکند، مداخله ناقص خواهد بود. شبکهسازی به معنای مسئولیتپذیری حرفهای است.
شبکهها فقط برای ارجاع خدمات نیستند. شبکهها بستر یادگیری و رشد حرفهای نیز هستند. مددکاران اجتماعی از طریق شبکههای حرفهای تجربهها را به اشتراک میگذارند، از یکدیگر میآموزند و دانش عملی خود را بهروز میکنند. این یادگیری جمعی، کیفیت کل حرفه مددکاری اجتماعی را ارتقا میدهد.
در دنیای امروز، شبکهسازی فقط حضوری نیست. شبکههای دیجیتال و مجازی نقش مهمی در ارتباط حرفهای دارند. گروههای تخصصی، رسانههای اجتماعی، پلتفرمهای آموزشی و شبکههای علمی امکان ارتباط سریع، گسترده و کمهزینه را فراهم کردهاند. مددکار اجتماعی آگاه از این فضاها میتواند دامنه اثرگذاری خود را افزایش دهد.
شبکهسازی برای مددکاران اجتماعی نقش مهمی در پیشگیری دارد. زمانی که ارتباط میان نهادهای محلی، خانوادهها و سازمانهای حمایتی قوی باشد، مشکلات زودتر شناسایی میشوند. پیشگیری جایگزین مداخلههای پرهزینه و دیرهنگام میشود. شبکه قوی یعنی جامعه هوشیار.
در سطح جامعه، شبکهسازی به تقویت سرمایه اجتماعی کمک میکند. سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد، مشارکت و همکاری میان افراد و نهادها. مددکاران اجتماعی از بازیگران اصلی تقویت سرمایه اجتماعی هستند. آنها با ایجاد پل میان گروهها، کاهش بیاعتمادی و تسهیل گفتوگو، شبکههای حمایتی پایدار میسازند.
شبکهسازی برای مددکاران اجتماعی بهویژه در بحرانها اهمیت دوچندان دارد. بحرانهای طبیعی، اجتماعی یا اقتصادی زمانی مدیریت میشوند که شبکهها از پیش شکل گرفته باشند. در شرایط بحران، زمان برای ایجاد ارتباط نیست. شبکه باید از قبل وجود داشته باشد. مددکاران اجتماعی با شبکهسازی پیشینی، تابآوری جامعه را افزایش میدهند.
در سطح سازمانی، شبکهسازی به افزایش اثربخشی سازمانهای اجتماعی کمک میکند. سازمانی که در شبکهای از نهادهای همسو قرار دارد، میتواند منابع بیشتری جذب کند، پروژههای مشترک اجرا کند و صدای قویتری در سیاستگذاری اجتماعی داشته باشد. مددکار اجتماعی در این میان نقش پیونددهنده را ایفا میکند.
شبکهسازی همچنین به دیدهشدن حرفه مددکاری اجتماعی کمک میکند. زمانی که مددکاران در شبکههای علمی، رسانهای و اجتماعی فعال باشند، نقش و ارزش حرفه آنها بهتر شناخته میشود. این دیدهشدن به افزایش حمایت عمومی و نهادی از مددکاری اجتماعی منجر میشود.
از منظر هویت حرفهای، شبکهسازی احساس تعلق ایجاد میکند. مددکار اجتماعی در شبکه تنها نیست. او بخشی از یک جامعه حرفهای است که دغدغههای مشترک دارد. این احساس تعلق از فرسودگی شغلی میکاهد و انگیزه را افزایش میدهد.
شبکهسازی نیازمند مهارت است. ارتباط مؤثر، اعتمادسازی، احترام متقابل و شفافیت از ارکان شبکه پایدار هستند. شبکهسازی صرفاً جمعآوری ارتباطات نیست. شبکهسازی یعنی پرورش رابطه. رابطهای که بر پایه ارزشهای انسانی و حرفهای شکل گرفته باشد.
جمع بندی و خاتمه کلام اینکه شبکهسازی برای مددکاران اجتماعی یک انتخاب نیست. یک ضرورت است. دنیای پیچیده امروز بدون شبکه قابل فهم و مدیریت نیست. مددکار اجتماعی شبکهساز، مددکار توانمند است. جامعه شبکهمند، جامعه تابآور است.
شبکه یعنی اتصال معنادار. مددکاری اجتماعی یعنی معنا دادن به این اتصال در خدمت انسان و جامعه. این پیوند، آینده مددکاری اجتماعی را میسازد.
۱۶ بازدید
۱ امتیاز
۰ نظر
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !