پایگاه جمعیت همیاران
سلامت روان اجتماعی ایران
بدگویی از همسر در مقابل فرزندان

 بدگویی از همسر در مقابل فرزندان؛ آسیبی خاموش با پیامدهای ماندگار


بدگویی از همسر در مقابل فرزندان یکی از رفتارهای رایج اما کمتر شناخته‌شده در خانواده‌هاست که اغلب از سر خشم، نارضایتی یا ناتوانی در مدیریت تعارض‌های زناشویی رخ می‌دهد.
بسیاری از والدین تصور می‌کنند که فرزندان متوجه صحبت‌های آن‌ها نمی‌شوند یا این حرف‌ها تأثیر جدی بر ذهن و روان کودک ندارد، در حالی که پژوهش‌های روان‌شناسی خانواده نشان می‌دهد کودکان حتی در سنین پایین، نسبت به روابط والدین حساس هستند و هرگونه تنش، تحقیر یا تخریب کلامی را درونی‌سازی می‌کنند. بدگویی از همسر، چه به‌صورت مستقیم و چه غیرمستقیم، می‌تواند بنیان امنیت روانی کودک را متزلزل کند و اثرات عمیقی بر رشد هیجانی و اجتماعی او بر جای بگذارد.

منظور از بدگویی از همسر، هر نوع بیان منفی درباره شخصیت، رفتار، توانایی‌ها یا نقش والد دیگر در حضور فرزند است.
این بدگویی می‌تواند به شکل توهین آشکار، تمسخر، سرزنش، مقایسه منفی، کنایه یا حتی درد دل‌های مکرر درباره مشکلات زناشویی باشد. گاهی والدین ناخواسته کودک را به محرم اسرار خود تبدیل می‌کنند و مسائل بزرگسالانه را با او در میان می‌گذارند، بی‌آنکه بدانند کودک ظرفیت روانی لازم برای پردازش این اطلاعات را ندارد.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای بدگویی از همسر در مقابل فرزندان، تضعیف احساس امنیت روانی است. کودک خانواده را پناهگاه امن خود می‌داند؛ جایی که باید در آن احساس آرامش، ثبات و حمایت کند. زمانی که یکی از والدین، والد دیگر را تحقیر یا تخریب می‌کند، این تصویر امن فرو می‌ریزد و کودک دچار اضطراب، نگرانی و ترس از فروپاشی خانواده می‌شود. حتی اگر جدایی یا طلاقی در کار نباشد، همین تنش‌های کلامی می‌تواند احساس ناامنی مداومی در کودک ایجاد کند.

از سوی دیگر، بدگویی از همسر کودک را درگیر تعارض وفاداری می‌کند. کودک به‌طور طبیعی هر دو والد خود را دوست دارد و نیاز دارد به هر دو احساس دلبستگی داشته باشد. وقتی یکی از والدین، والد دیگر را بد جلوه می‌دهد، کودک احساس می‌کند باید بین آن‌ها یکی را انتخاب کند. این وضعیت فشار روانی شدیدی به کودک وارد می‌کند و او را دچار احساس گناه، سردرگمی و اضطراب می‌سازد. بسیاری از کودکان در چنین شرایطی ترجیح می‌دهند احساسات واقعی خود را پنهان کنند تا مبادا یکی از والدین را ناراحت کنند.

بدگویی از همسر همچنین تأثیر مستقیمی بر عزت‌نفس فرزندان دارد. کودک خود را ترکیبی از پدر و مادر می‌داند و هویت او به هر دو والد گره خورده است. زمانی که یکی از والدین به‌طور مداوم تحقیر می‌شود، کودک به‌صورت ناخودآگاه این پیام را دریافت می‌کند که بخشی از وجود خودش نیز بی‌ارزش یا مشکل‌دار است. این مسئله می‌تواند در بلندمدت به کاهش اعتمادبه‌نفس، خودسرزنشی و احساس ناکافی بودن منجر شود.

از منظر تربیتی، بدگویی از همسر الگوی ارتباطی ناسالمی را به کودک آموزش می‌دهد. کودکان از طریق مشاهده رفتار والدین می‌آموزند که چگونه با اختلاف‌ها و تعارض‌ها برخورد کنند. وقتی کودک می‌بیند که والدین به‌جای گفت‌وگوی محترمانه و حل مسئله، از تحقیر، سرزنش و تخریب استفاده می‌کنند، این الگو در ذهن او نهادینه می‌شود و در روابط آینده‌اش با دوستان، همسر یا همکاران تکرار خواهد شد. به این ترتیب، تعارض‌های حل‌نشده والدین می‌تواند به نسل بعد منتقل شود.

در بسیاری از موارد، بدگویی از همسر با مشکلات رفتاری و تحصیلی کودکان همراه است. کودکانی که در معرض تنش‌های کلامی والدین قرار دارند، بیشتر دچار پرخاشگری، گوشه‌گیری، افت تمرکز و کاهش عملکرد تحصیلی می‌شوند. برخی از آن‌ها علائم اضطراب، افسردگی یا مشکلات خواب را نشان می‌دهند. این نشانه‌ها اغلب پیام‌های غیرمستقیمی هستند که کودک از طریق آن‌ها ناراحتی و فشار روانی خود را ابراز می‌کند.

پس از طلاق یا جدایی، بدگویی از همسر سابق در مقابل فرزندان می‌تواند آسیب‌زا‌تر نیز باشد. در این شرایط، برخی والدین آگاهانه یا ناآگاهانه کودک را درگیر تعارض‌های حل‌نشده خود می‌کنند و با تخریب تصویر والد دیگر، تلاش می‌کنند حمایت عاطفی کودک را به دست آورند. این رفتار ممکن است به بیگانگی کودک از یکی از والدین منجر شود و رابطه‌ای که می‌توانست منبع حمایت و امنیت باشد، به‌تدریج تضعیف گردد. چنین تجربه‌ای آثار بلندمدتی بر سلامت روان و روابط عاطفی کودک در بزرگسالی خواهد داشت.

بسیار مهم است که تفاوت میان انتقاد سازنده و بدگویی مخرب شناخته شود. انتقاد سازنده معمولاً در فضای خصوصی، با احترام و با هدف بهبود رابطه مطرح می‌شود، در حالی که بدگویی مخرب اغلب در حضور فرزندان، با لحن تحقیرآمیز و برای تخلیه خشم صورت می‌گیرد. حتی بیان آرام مشکلات زناشویی در حضور کودک، اگر او را درگیر تعارض والدین کند، می‌تواند آسیب‌زا باشد.

پیامدهای بلندمدت بدگویی از همسر در مقابل فرزندان معمولاً در بزرگسالی آشکارتر می‌شود. بسیاری از این افراد در روابط عاطفی خود دچار بی‌اعتمادی، ترس از تعهد یا ناتوانی در حل تعارض می‌شوند. برخی از آن‌ها یا از ازدواج اجتناب می‌کنند یا ناخواسته وارد روابطی می‌شوند که الگوهای ناسالم دوران کودکی را تکرار می‌کند. این چرخه زمانی متوقف می‌شود که والدین به نقش تعیین‌کننده خود در سلامت روان فرزندان آگاه شوند.

برای پیشگیری از این آسیب‌ها، والدین باید میان نقش همسری و نقش والدگری تمایز قائل شوند. حتی اگر رابطه زوجین با چالش‌های جدی همراه است، حفظ احترام متقابل در حضور فرزندان یک ضرورت روان‌شناختی است، نه یک انتخاب. اختلاف‌ها باید در فضایی امن و دور از گوش کودکان مطرح و حل‌وفصل شود. در صورتی که مدیریت تعارض دشوار است، استفاده از مشاوره خانواده می‌تواند راهگشا باشد و به والدین کمک کند مهارت‌های ارتباطی سالم‌تری بیاموزند.

آگاهی والدین نقش کلیدی در کاهش بدگویی از همسر در مقابل فرزندان دارد. بسیاری از والدین زمانی که از پیامدهای این رفتار آگاه می‌شوند، تلاش می‌کنند شیوه ارتباط خود را اصلاح کنند. آموزش مهارت‌های فرزندپروری، سواد هیجانی و مدیریت خشم می‌تواند به ایجاد فضای امن‌تر در خانواده کمک کند و از انتقال تنش‌های زناشویی به نسل بعد جلوگیری نماید.

 می‌توان گفت بدگویی از همسر در مقابل فرزندان رفتاری است که شاید در لحظه ساده یا طبیعی به نظر برسد، اما اثرات عمیق و ماندگاری بر روان کودک و آینده عاطفی او دارد. کودکان بیش از هر چیز به والدینی نیاز دارند که حتی در شرایط اختلاف، احترام، مسئولیت‌پذیری و بلوغ هیجانی را نشان دهند. حفظ حرمت رابطه والدین، در حقیقت پاسداری از سلامت روان فرزندان و سرمایه‌گذاری بر آینده آن‌هاست.


هر کدام از همسران ممکن است ويژگي اخلاقي خاصي داشته باشد که همسرش را آزرده گرداند.
در اين شرايط بزرگترين اشتباه بدگويي کردن از همسر پيش فرزندان است. 
 
پدر و مادرهمه هستي کودک هستند.
پدر تکيه گاه محکم و منبع قدرت و مادر پناهگاه عواطف و احساسات اوست.
 
تخريب شخصيت هر کدام از والدين در مقابل کودک، علاوه بر ويران کردن امنيت عاطفي و آرامش کودک، موجب پايين آمدن اعتماد به نفس و از بين رفتن شادماني و احساس رضايت در او خواهد شد.
 
همچنين وقتي يک از همسران ديگري را به باد انتقاد مي گيرد زمينه بي احترامي و سرپيچي از والدين در فرزندان تقويت مي شود. در اين خانه کسي حرف پدر را نمي خواند و مادر احترامي نخواهد داشت.
 
يادمان باشد هر کدام از همسران علاوه بر نقش همسري، نقش پدر يا مادر خانواده را نيز به عهده دارد.
ويران کردن شخصيت همسر موجب ويران کردن نقشهاي ديگر او نيز خواهد شد.


۹۸۸ بازدید


۲ امتیاز


۰ نظر
نظرات کاربران


هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !
انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد !
شما هم می توانید در این کار سهیم باشید ! کمک های مالی شما مایه دلگرمی ماست !
دریافت کمک های مردمی
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران
جمعیت همیاران سلامت روان با هدف افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه در راستای افزایش سطح سلامت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی فعالیت می نماید. باور ما بر این است که با افزایش مشارکت جویی و احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیل گرانه می توانیم در ارتقای سطح کیفیت زندگی اقشار جامعه تاثیر داشته باشیم. این سایت با همت و تلاش و پیگیری مستمر جناب آقای حمید بیخسته مدیر روابط عمومی جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی کشور در سال 1395 راه اندازی گردید.
تمامی حقوق محفوظ و متعلق به جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران می باشد .
Copyright © 2015 for HamyaranIran.ir , By SmProgram web Developer , All rights reserved .