پایگاه جمعیت همیاران
سلامت روان اجتماعی ایران
نگاهی به رشد فزاینده آسیب های اجتماعی در ایران
در حال حاضر جامعه ایران همچون سایر جوامع مدرن از یک طرف از زمینه های توانایی بخش برای تغییر مولفه های نامطلوب خود برخوردار است۱و از طرف دیگر با کژی ها و بدقوار گی های جدی روبه رو است...  در حال حاضر جامعه ایران همچون سایر جوامع مدرن از یک طرف از زمینه های توانایی بخش برای تغییر مولفه های نامطلوب خود برخوردار است۱و از طرف دیگر با کژی ها و بدقوار گی های جدی روبه رو است. یکی از این کژی ها «تراکم آسیب های اجتماعی» در جامعه ایران است که توجه هر علاقه مند به سرنوشت ایران را به خود معطوف می کند. هدف این نوشته توضیح توانایی های جامعه ایران نیست بلکه مقصود آن این است که اولاً فهرستی اجمالی از معضلات و آسیب های اجتماعی ایران ارائه دهد و ثانیاً سه توضیح تحلیلی درباره این آسیب ها ارائه کند. محدودیت فضا و کلی بودن پرسش به نگارنده این اجازه را نمی دهد که به تفصیل و با طرح جزئیات نظری و تجربی به موضوعات اشاره شده بپردازد و در این جستار به ناچار به طرح چارچوب بحث و ذکر توضیحات کلی در این باب اکتفا می کنیم. امیدوارم این توضیحات به کندوکاوهای دقیق تر در این زمینه دامن بزند، و علاقه به عمل اصلاحی و ترمیمی را در زمینه کاهش آسیب های اجتماعی (هم در سطح مسوولان دولتی و هم فعالان عرصه مدنی جامعه) افزایش دهد.

 ●فهرستی از معضلات و آسیب های اجتماعی

 هم اکنون که با کمبود پیمایش های استاندارد علمی در زمینه شناسایی آسیب های اجتماعی در سطح ملی روبه رو هستیم و هر محققی ناگزیر است بر اساس تجربیات و مطالعات خود معضلات و آسیب های اجتماعی ایران را فهرست کند، نگارنده بر اساس شواهد و قرائن موجود، مشاهدات و اطلاعاتش، معضلات و آسیب های اجتماعی جامعه ایران را به ترتیب زیر اولویت بندی می کند؛

 ۱) اولین معضل، ضعف مراعات قواعد اخلاقی در اغلب سطوح روابط اجتماعی است. در سطح کلان برای نمونه می توان به رفتارهای غیراخلاقی دولت با جامعه (مثل دروغگویی با آمار) و رفتارهای غیراخلاقی جامعه با دولت (مثل فرار از مالیات واقعی) اشاره کرد. در سطح خرد نیز رعایت قواعد اخلاقی در بین اعضای خانواده، همسایه ها، همکاران، دوستان، همشهری ها و هموطنان ضعیف است. اغلب مطالعات موجود «رواج بی اعتمادی» گسترده در جامعه ایران را تایید می کنند. یکی از دلایل رواج بی اعتمادی همین ضعف مراعات قواعد اخلاقی است. روشن است که زندگی در فضای بی اعتمادی، زندگی ناآرام و تنش زا است- چنانچه اکثر ایرانیان آن را تجربه می کنند.

 ۲) دومین آسیب درصد بالای فقرا است که جمعیتی بین ده تا پانزده میلیون را در برمی گیرد. اگرچه پس از انقلاب روند کلی رشد فقر کاهش داشته، ولی چون جمعیت دو برابر شده همچنان بالا بودن تعداد فقرا نگران کننده است. خصوصاً اگر علت بسیاری از آسیب های اجتماعی دیگر را همین فقر بدانیم، این تعداد فقرا همه را نگران می کند. به عبارت دیگر عامل آسیب زا و جرم زای فقر در جامعه همچنان حضور پررنگی دارد.

 ۳) سومین آسیب اجتماعی معضل اعتیاد است. اگر حد وسط آمارهای موجود را مبنا قرار دهیم و جمعیت معتاد را دو میلیون و نیم در نظر بگیریم و این عدد را در چهار یا پنج نفر، متوسط تعداد اعضای خانواده، ضرب کنیم، آنگاه می توان مدعی شد که حداقل ۱۰ میلیون نفر از مردم جامعه ما درگیر مساله حاد و خانمان برانداز اعتیاد هستند. وقتی در یک خانواده یک نفر معتاد می شود زندگی تمام اعضای خانواده، خصوصاً زنان، با مشکل و مصیبت مواجه می شود. وقتی ۱۰ میلیون نفر از آسیب اعتیاد در جامعه رنج می برند، روشن است که آثار این رنج با شدت کمتر به ۷۰ میلیون هم کشیده می شود.

 ۴) بیکاری هم اکنون در ایران فقط یک معضل اقتصادی نیست بلکه یک معضل حاد اجتماعی نیز هست. اول اینکه آمار چهار تا پنج میلیون بیکار از لحاظ کمی بالا است. از لحاظ کیفی نیز بیکاری هم در اقشار پایین و هم بالای جامعه معضل ایجاد کرده است. در اقشار پایین، پدر و مادر نمی توانند از پس مخارج زندگی و خورد و خوراک فرزندان بیکار خود برآیند و همین فشار اجتماعی جوانان بیکار را به انجام تخلفات اقتصادی، انحرافات اجتماعی، اعتیاد، افسردگی و خودکشی ترغیب می کند. در اقشار متوسط جامعه نیز، شاهد خانواده هایی هستیم که در آن یک یا چند جوان تحصیلکرده بیکار زندگی می کنند و همین عامل یکی از زمینه های بروز تنش در خانواده های متوسط جامعه شده است. حتی تعداد زیادی از ازدواج هایی که در طبقه متوسط انجام می شود با کمک همه جانبه پدر و مادرها صورت می گیرد و خود جوانان به خاطر نداشتن شغل قابل قبول، نمی توانند از عهده هزینه های زندگی (و دفاع از منزلت اجتماعی خود) برآیند.

 ۵) پنجمین معضل و آسیب اجتماعی، حاشیه نشینی است. بسته به معیارهایی که برای تعیین حاشیه نشین ها به کار می روند، از جمعیتی بین پنج تا ۲۰ میلیون نفر به عنوان حاشیه نشین یاد می شود. به باور نگارنده، اگر تنها پنج میلیون نفر حاشیه نشین حاد هم داشته باشیم که زیست فیزیکی و اجتماعی و روزانه آنها با بحران روبه رو باشد، پدیده یی فوق العاده نگران کننده است. اگرچه ظهور این پدیده معلول توسعه نیافتگی نامتوازن جامعه است ولی میزان قابل توجهی از آسیب های شهری به افرادی برمی گردد که در این مناطق زندگی می کنند.

 ۶) ششمین معضل رشد فزاینده تعداد ضرب و شتم، قتل، دزدی، جرم و جنایت است. به نظر می رسد اولاً این انحرافات در ایران از کشورهای مشابهی مثل مالزی، ترکیه و مصر بیشتر است. ثانیاً پاره یی از جرائم مثل قتل در درون خانواده ها و خویشاوندان در حال گسترش است. دنیای بیرون یا دنیای اقتصاد دنیای جدال منافع است که طبیعتاً با تنش همراه است ولی دنیای درون خانواده باید دنیای امن و آرامش باشد و اینکه در ایران قتل و ضرب و شتم در خانواده ها رو به افزایش است، علامت خطرناکی است، چراکه نشان می دهد ناامنی از سطوح ظاهری جامعه به لایه های درونی آن کشیده شده است.

 ۷) از هفتمین معضل می توان تحت عنوان آسیب های دیگر یاد کرد، از جمله رشد فزاینده طلاق، تعداد رو به فزونی زنان سرپرست خانوار بدون درآمد، رشد کودکان بی سرپرست، آسیب های مربوط به بدن (مثلاً تعداد افراد سیگاری در ایران در حال افزایش است، تعداد مصرف کنندگان قرص های مسکن و شادی آور در کشور بالا است، درصد افراد چاق رو به فزونی است، تن فروشی، فحشا، سیر صعودی دارد و مصرف نوشابه های الکلی غیراستاندارد افزایش یافته است). موارد مذکور مردم را در نگرانی دائم قرار داده است.

۸) از دو معضل دیگر نیز باید نام برد. اول شواهد زیادی وجود دارد که برخی مناطق از لحاظ توسعه یافتگی در مناطق پیرامونی و درجه دوم قرار دارند و لذا پاره یی از آسیب های اجتماعی مثل فقر و احساس ناکامی در آن مناطق بیشتر است. معضل دوم هم تبعیض جنسیتی است. زنان وارد عرصه عمومی شده اند ولی امکانات عرصه عمومی برای هر دو جنس یکسان نیست، از ساده ترین سطوح یعنی امکانات تفریحی، ورزشی گرفته تا اشتغال و درآمد. تبعیض های حقوقی نیز بر مشکل افزوده است. در نتیجه زنان در جامعه ایران از توانایی کمتری در مقابله با تهدیدها و آسیب ها برخوردارند و به همین دلیل بیشتر قربانی می شوند. به عنوان نمونه زنان بیشتر قربانی ناخواسته فقر، بیکاری و اعتیاد می شوند.

●چرایی معضلات و آسیب های اجتماعی در ایران
چرا جامعه یی که ۳۰سال پیش یکی از آرمان های انقلاب عظیم، مردمی و دینی اش ایجاد جامعه یی اخلاقی با رفاه، بدون تبعیض (و به تعبیر نگارنده، ایجاد جامعه یی با آسیب های اجتماعی کمتر) بوده است، اینک با رشد فزاینده و تراکمی آسیب های اجتماعی روبه رو است؟ این سوالی است که وجدان هر ایرانی مسوولی را می گزد. در این مجال محدود و در پاسخ به سوال مذکور، نگارنده قصد ارائه یک تبیین علی و علمی را ندارد و تنها به ارائه سه توضیح اکتفا می کند.
۱) به نظر می رسد به رغم اینکه جامعه ایران با بیشترین آسیب های اجتماعی (خصوصاً در زمینه اعتیاد) روبه رو است، ولی پس از ۳۰ سال هنوز در این جامعه (نه در سطح دولت، نه در سطح نهادهای مدنی و دانشگاهی) مرکزی وجود ندارد که در مورد آسیب ها و معضلات اجتماعی حتی در سطح توصیفی، آماری (و factual) اطلاعات را ثبت کند. این مرکز اطلاعات و آمار توصیفی است که می تواند داده های پایه را برای تجزیه و تحلیل، علت یابی و مقایسه در اختیار محققان قرار داده، روند و تغییرات این آسیب ها را مورد مطالعه قرار دهد. آنچه که داریم مراکز آماری پراکنده و تایید نشده است.
در شرایط فقدان چنین مرکز رسمی، مورد اعتماد و معتبری است که به عنوان مثال؛ یک مسوول خبر از پنج میلیون معتاد و مسوولی دیگر خبر از یک میلیون و ۲۰۰هزار معتاد می دهد، یک محقق معتقد است پنج میلیون حاشیه نشین داریم و محقق دیگری به بیست و پنج میلیون حاشیه نشین اشاره می کند، یکی به دو میلیون بیکار و دیگری به پنج میلیون بیکار استناد می کند و یکی از هزاران و دیگری از صدها تن فروش سخن می گوید. در شرایطی که فاقد یک بانک اطلاعاتی معتبر و در دسترس هستیم که اولین شرط کاهش آسیب های اجتماعی، شناخت توصیفی و تبیینی انواع آسیب های اجتماعی و شناخت روند آنها در گستره جغرافیایی و جمعیتی ایران است و این در حالی است که ما صدها فارغ التحصیل زبده داریم که می توانند به دقت آسیب های اجتماعی ایران را توصیف و تبیین کنند. تاسف بار اینکه جامعه ایران جامعه یی نفتی است و اگر قرار باشد پول نفت خرج امور زیربنایی کشور شود، آیا نباید اندکی از آن مصروف تاسیس مرکز شناسایی آسیب های اجتماعی ایران شود؟ آیا رصد کردن آسیب های جانکاه اجتماعی یک کار زیربنایی در جهت درمان و کاهش آن نیست؟ اما اینکه چرا پس از ۳۰سال و پس از این همه قربانی آسیب های اجتماعی، بانک اطلاعاتی آسیب های اجتماعی نداریم (و همچنان آمار جسته و گریخته آسیب های اجتماعی صرفاً در نامه های محرمانه مسوولان کشور رد و بدل می شود) دلایل گوناگونی دارد که به یکی از آنها در ضمن توضیح بعدی اشاره می شود.
۲) در رشد فزاینده آسیب های اجتماعی قطعاً تنها یک علت دخیل نیست و علل متعدد و متفاوتی در رشد آسیب های گوناگون اجتماعی نقش دارند. با این همه برای کسانی که نسبت به پدیده آسیب های اجتماعی مسوولانه برخورد می کنند، این سوال اساسی پیش می آید که از میان این علل پرشمار، علل موثر رشد آسیب های اجتماعی در ایران کدام است؟ بر اساس این آگاهی است که می توان به درمان موثر این آسیب ها پرداخت. نگارنده ادعای کشف علل موثر همه آسیب های اجتماعی را ندارد (زیرا همچنان که اشاره شد ما در رویارویی با آسیب های اجتماعی حتی در سطح توصیف و اطلاعات آماری، به خاطر فقدان یک مرکز رسمی و تخصصی اطلاعات و آمار، با مشکل اساسی روبه رو هستیم و ایران از فقدان تراکم مطالعات در زمینه آسیب های اجتماعی رنج می برد)، بلکه در اینجا به چند علت موثر رشد اعتیاد اشاره می کند که ضمن پژوهش نگارنده درباره اعتیاد مورد توجه قرار گرفته است. در بررسی نگارنده برای تعلیل و تبیین رشد فزاینده اعتیاد در ایران (به رغم فداکاری ها و اقدامات کم نظیری که نیروی انتظامی، دستگاه قضایی و سازمان های امدادی و بهداشتی در ایران در طول ۳۰ سال گذشته انجام داده اند و شهدای زیادی که تقدیم کرده اند و بارها مورد تائید سازمان ملل قرار گرفته است) به بیش از شش علت اشاره شده و سپس نشان داده شده است که یکی از علل موثر اعتیاد و رشد فزاینده آن در ایران این است که نهاد دولت به عنوان بزرگ ترین و موثرترین نهاد سیاستگذاری و اجرایی در کشور به جای اینکه اهداف (و آرمان های) انقلاب و وظایف کشورداری را واقع بینانه پیگیری کند، آنها را آرمانگرایانه- شعاری پیگیری می کند. با اینکه نگارنده نیز تصدیق می کند روند واقع گرایی در حرکت دولت در دوران سازندگی (دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی) و در دوره اصلاحات (دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی) تقویت شد، اما نهاد دولت در ایران همچنان اهداف و وظایف کشورداری را آرمانگرایانه (و شعاری و تبلیغی) پیگیری می کند و لذا قادر به مهار آسیب های اجتماعی نیست، بلکه به طور ناخواسته به آن دامن می زند.
در مطالعه مذکور تاثیر عامل دولت شعاری در مورد آسیب اجتماعی تن فروشی نیز مورد بحث قرار گرفته بود. در آنجا گفته ام دولت به طور آرمانی قصد داشته، ریشه تن فروشی را بکند، و محله بدنام سابق را هم به پارک و فرهنگسرا تبدیل کرد، ولی پیامد ناخواسته این رفتار این شد که هم اکنون تن فروشی در بسیاری از خیابان های اصلی شهر و در روز روشن قابل رویت است؛ دولت به طور آرمانی علاقه داشت ریشه شراب خواری و میگساری را بکند ولی در عمل فروش و مصرف بی رویه مواد کشنده و اعتیاد افزایش یافت، این در حالی است که دو مساله مذکور در کشورهایی اسلامی چون مالزی بسیار بهتر سامان یافته است. هم اکنون دولت به طور آرمانی علاقه مند است معضلات بشری را مدیریت جهانی بکند ولی از تاسیس یک مرکز رسمی ثبت اطلاعات آسیب های اجتماعی خودداری می کند زیرا تقدس آرمان ها چنان حجابی برای دولت ایجاد کرده که اساساً علاقه ندارد آمارهای آسیب های اجتماعی را به طور علنی و رسمی در رسانه ها اعلام کند و وقتی پدیده یی به روشنی شناخته نشود، به درستی هم درمان نمی شود. در کشورهای توسعه یافته نیز آسیب اجتماعی وجود دارد، ولی دائماً توسط مراکز رسمی ثبت و مانیتور می شود و اتفاقاً یکی از شاخص های کارایی هر نخست وزیر و رئیس جمهوری که بر سر کار می آید کنترل همین روند آسیب های اجتماعی است.
0)  به نظر می رسد جامعه جدید اگرچه به افراد جامعه قدرت و توانایی حل مشکلات را (از طریق علم، تکنولوژی و بوروکراسی) می دهد ولیکن سازوکارهای جامعه جدید به گونه یی است که دائماً بحران، معضل و آسیب اجتماعی نیز تولید می کند (که توضیح این ادعا در حوصله این نوشتار نیست). خوش بینی که جامعه شناسی کلاسیک (خصوصاً در دیدگاه کارکردگرایانه آن) درباره جامعه مدرن وجود داشت هم اکنون وجود ندارد و جامعه شناسان واقع گرا تر شده اند. کثیری از جامعه شناسان کنونی به جای تاکید یک سویه بر ساختارها به وظایف ارادی افراد و سازمان ها (اعم از دولتی و غیردولتی) برای شناسایی و مهار آسیب های اجتماعی اشاره می کنند.
1)  در گذشته در بحث رویارویی با آسیب های اجتماعی وظیفه دولت (هم state و هم government) سنگین بود (و هست) ولی امروز بر اهمیت مدیریت همه جانبه تر تاکید می شود. در این نگاه جدید به جای تاکید بر فعالیت دولت، بر فعالیت مشترک دولت، نهادهای مدنی و قربانیان آسیب های اجتماعی برای مهار آسیب ها تاکید می شود (و بهترین نمونه و موفق ترین این مدیریت همه جانبه در کشورهای اسکاندیناوی و خصوصاً سوئیس اتفاق افتاده است.(
از توضیح فوق می خواهم این استفاده را بکنم که؛ در شرایطی که جامعه ایران جامعه یی مدرن شده است و لذا در کنار توانایی ها، دچار آسیب هایی هم شده است و در شرایطی که دولت روند واقع گرایی در وظیفه کشورداری را در خود تقویت نمی کند، وظیفه نهادهای مدنی در مواجهه با آسیب های اجتماعی در این جامعه سنگین تر است، زیرا اولاً یکی از آثار دولت های شعاری عدم تقویت نهادهای مدنی است و وظیفه افراد و نهادهای توانای غیردولتی جامعه که فعلاً وجود دارند سنگین تر می شود. ثانیاً همچنان که اشاره شد حتی در کشورهای توسعه یافته که سازوکارهای دموکراتیک، دولت ها را مجبور می کند در رویارویی با آسیب های اجتماعی کارآمدتر عمل کنند، تولید دائمی آسیب های اجتماعی و نارسایی های موجود، آن کشورها را به مدیریت همه جانبه تر که در همکاری دولت با نهادهای جامعه مدنی تحقق می یابد، واداشته است.
بنابراین در شرایط موجود جامعه ایران (که از تبلیغاتی بودن دولت رنج می برد) وظیفه نهادهای نحیف مدنی موجود برای شناسایی و رویارویی با آسیب های اجتماعی سنگین تر می شود و این نهادهای مدنی مجبورند مقداری از باری که دولت باید به دوش می کشید را نیز حمل کنند.

سجاد بختیاری نژاد 

 



۸۲۲ بازدید


۰ امتیاز


۰ نظر
نظرات کاربران


هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !
انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد !
شما هم می توانید در این کار سهیم باشید ! کمک های مالی شما مایه دلگرمی ماست !
دریافت کمک های مردمی
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران
جمعیت همیاران سلامت روان با هدف افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه در راستای افزایش سطح سلامت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی فعالیت می نماید. باور ما بر این است که با افزایش مشارکت جویی و احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیل گرانه می توانیم در ارتقای سطح کیفیت زندگی اقشار جامعه تاثیر داشته باشیم. این سایت با همت و تلاش و پیگیری مستمر جناب آقای حمید بیخسته مدیر روابط عمومی جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی کشور در سال 1395 راه اندازی گردید.
تمامی حقوق محفوظ و متعلق به جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران می باشد .
Copyright © 2015 for HamyaranIran.ir , By SmProgram web Developer , All rights reserved .